![]() حاوی مطالب مفید در هر زمینه ای، دانلود جدیدترین نرم افزارها به صورت کاملاَ رایگان همراه با کرک
منوي اصلي
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 آرشيو موضوعي
آموزشي
شب یلدا مطالب و داستان هاي مفيد و آموزنده عكس هاي جور واجور هر چی بخوای اینجا هست شعر كسب درآمد اينترنتي براي صاحبان سايت ها و وبلاگ ها كسب درآمد اينترنتي براي كاربران اينترنت جواب سؤالات مسابقات تبيان و ديگر مسابقات بهداشت و پزشكي و سلامت ورزشي اجتماعي ايران شناسي ويژه نامه هاي مناسبت هاي مذهبي مشاهير ايران كامپيوتر و ICT دانش و فن آوري نجوم هوا فضا فیلم و سریال گیاهان دارویی تغذیه دانلود نرم افزارهاي مديريت تلفن همراه دانلود نرم افزارهاي بهينه كننده ويندوز دانلود نرم افزارهاي ابزار فيلم دانلود نرم افزارهاي كاربردي دانلود نرم افزارهاي ابزار سيستم دانلود نرم افزارهاي محافظ صفحه نمايش اخبار فناوری خاندان نور خانه و خانواده دانلود نقشه شهر ها و کشور ها و قاره ها دانلود نرم افزارهای ابزار تلفن و فکس دین و اندیشه دانلود نرم افزارهای کار با متن دانلود نرم افزارهای مالتی مدیا دانلود برنامه های نصبی تلفن همراه دانلود نرم افزارهای آموزشی دانلود نرم افزارهای مرتبط با اینترنت دانلود نرم افزارهای بازیابی اطلاعات و نگهداری هارد دانلود نرم افزارهای گرافیکی دانلود بازی جانور شناسی دانستنيها جامعه وسیاست معرفی سایت ها ادب و هنر مطالب خواندنی ویژه بانوان مطالب خواندنی ویژه آقایان جستجو
پيوندها
مو قشنگ
نسيم كوير سايت تبيان آپلود عكس در اينترنت توپولي شکار و طبیعت تبيان تبريز تبيان زنجان درسهایی از قرآن قالبهاي حرفه اي براي وبلاگها و سايتهاي ايراني RSS
|
ستاره سهیل
حاوی مطالب مفید در هر زمینه ای، دانلود جدیدترین نرم افزارها به صورت کاملاَ رایگان همراه با کرک موفقیت را از زبان قرآن بشنوید ...
بسيار پيـش آمـده كـه در سـايـتــها و و مجلات گوناگون به مطالبي باعنوان "روشـهاي موفقيت"، "رموز كاميابي"و غيره برخـورد نـمـوده بـاشيـد. همـه اين نوشتارها عموما داراي نـواقـص و نقاط ضعفي مي باشد كه انسـان را آنچنان كه بايد و شـايـد به سـر منـزل مقصود نمي رسانند.
![]() در كتاب آسماني قرآن 12 آيه بسيـار معجزه آسا وجود دارد كه شايد كمتـر كسي تا به حـال بـه آن تـوجه نـموده باشد. سخناني به نهايت جالب و هدايت گر كه هر فردي را بـطور يقين در زندگي موفق نموده و به بالاترين درجات سوق مي دهد. به نظر من اسـرار كاميابي در تمامي مراحل و جنبه هاي زندگي در اين 12 آيه ارزشمند نهفته است. هنگام نگارش اين مقاله تصميم گرفتم كلمات مهم اين آيات را بصورت مورب (ايتاليك) از ديگر كلمات متمايز كنم ولي ديدم كه تـك بـه تـك كـلمـات آنـقدر زيـبا و لطيف هستند كه نمي توان برخي از آنها را از برخي ديگر تميز داد. بـراي رسـيـدن بـه مـوفـقـيت كـافي است اين آيات را با قلبي روشن به ذهن سپرده و با تفكر آنها را سرلوحه همه اعمال و رفتار خود نماييد. به خداوند فرصت دهيد، خواهيد ديد كه زندگي شما دچار تحول شگرفي خواهد شد. و اكنون آيات... آيات 19 تا 30 سوره مباركه الرعد: بنام خداوند بخشنده مهربان آيا مسلماني كه به يقين ميداند كـه اين قرآن به حق از جانب خدا بـر تو نازل شده است [ و از آن كـسب عـلـم و حـكـمت و سعادت مي كـند ] مقامش نزد حق با كافر نا بيناي جاهل يكسان است؟ و تنها عاقلان متذكر اين حقيقتند تنـها عاقلانند كه هم به عهد خدا وفا ميكنند و هم پيمان حق را نمي شكنند و هم آنچه را خدا به پيوند آن امر كرده [مانند صله رحم و دوستي پدر و مـادر و مـحـبـت اهـل ايـمـان و حـفـظ عـهـد و پـيـمـان بـا خـدا و خـلق و راسـتـگويـي و غـيـبت نكردن و مسخره نكردن و چـشم نداشتن به مال و ناموس ديگران] اطلاعت ميكنند و از خدا مي تـرسـند و از سختي هنگام حساب مي انديشند و هم در طلب رضاي خدا راه صبر پيش ميگيرند و نماز بپا ميدارند و از آنچه نصيبشان كرديم به فـقـرا پـنهان و آشكارا انفاق مي كنند و در عوض بديهاي مردم نيكي ميكنند اينان هستندكه عاقبت منزلگاه نيكو يافتند كه آن منزل بهشتهاي عدن است كه در آن بهشت خود و همه پـدران و زنـان و فـرزنـدان شـايـسـته خويش داخل ميشوند درحالي كه فرشتگان بر [تهيت] آنها از هـر در وارد ميگردند و [مـيگويند] سلام بر شما كه [در طاعت و عبادت خدا و رنج و آلام عالم] صبر پيشه كرديد تا عاقبت منزلگاه نيكو يافتيد و آنانكه پس از پيمان بستن [ با خدا و رسول] عـهد خـدا شـكسـتـنـد و هم آنچه خدا به پيوند آن امر كرده [مانند صله رحم و دوستي علي (ع) و مؤمنان و اولياء خدا ] پاك بريدند و در روي زمين فساد و فـتـنه بـرانـگيـختـنـد ايـنان را لعن خدا و منزلگاه عذاب دوزخ نصيب است خدا هر كه را خواهد فراخ روزي و هر كه را خـواهـد تنگ روزي گردانـد و[ اين مردم كافر] به زندگي و متاع دنيا دلشادند در صورتيكه دنيا در قبال آخرت متاع ناقابلي بيش نيست كافران ميگويند چرا آيات و حجت قاطعي از خدا بر او نازل نشد تو به آنها بگو كه خـدا هر كه را خواهد گـمـراه و هـر كـه را بـه درگـاه او تـضرع و انابه كند هدايت ميكند. آنها كـه بـه خدا ايمان آورده دلهاشان بياد خدا آرام مي گـيـرد آگـاه باشيد كه تنها ياد خدا آرام بخش دلها است آنها كه به خدا ايمان آورده به كارهاي نيكو پرداختند خوشا بر احوال آنها و مقام نيكوي آنها [ اي محمد (ص) ] ما تو را به رسالت ميان خلقي فرستاديم كه پيش از اين هم پيغمبران و امتهاي ديگر بجايشان بوده و درگذشتند[امر تازه اي نيست كه ترا به رسالت فرستاديم ] تا بر امـت آنـچه [ از معارف الهـي] از ما به وحي بر تو رسد تلاوت كني و به مـردمـي كـه بـه خداي مهربان كافر ميشوند بگو او خداي من است و جز آن خدايي نيست و من بر او توكل كرده ام و روي اميدم بسوي اوست. راست گفت خداوند بلند مرتبه بزرگوار
منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در سه شنبه 7 اسفند1386 ساعت |
راههاي مقابله با كمرويي
تلاش براي رسيدن به هدف هاي عالي درزندگي: احساس پوچي، ياس وناكامي كه دراثرتلاش هاي بي هدف و يا تمركزبرخواست هاي فردي حاصل مي شود، علاوه بربروزمشكلات شخصيتي، ممكن است عامل تهديد كننده اي براي سلامتي جسم وروان فرد محسوب شود. براي غلبه براين حالت بايد تلاش هاي خود را بر تحقق هدف هاي عالي انساني متمركز نمود، چون حصول موفقيت دراين زمينه منوط به وصول هدف نيست وتلاش هاي منجربه شكست دراين حيطه نه تنها موجب دلسردي ونااميدي نمي شود بلكه دستيابي به فضايل وارزش هاي معنوي وتعالي شخصيت، بهترين پاداش وموفقيتي است كه دراين رهگذرعايد فرد مي شود. هدف هاي زندگي نشانه اي ازانعكاس ذهني وخواسته هاي رواني فرد است. براي اعتلاي خويشتن، بايد اين هدف ها را ازچندين جنبه مثل (علمي يا ناممكن بودن، مثبت يا مخرب بودن، مفيد يا غيرمفيد بودن به حال خود وجامعه) مورد ارزيابي قرارداد. سرانجام بايد امكان دستيابي به هدف هاي برتروعالي تري را كه متناسب با توانايي هاي بالقوه ما باشد بررسي كنيم وبه طوركلي به آينده زندگي خود اميدوار وخوشبين باشيم.
مبارزه با ترس های مربوط به شرکت درفعالیت های اجتماعی: آنچه که فرد را ازاوج حقارت و نامردی به اوج شهرت واعتبارمی ساند وبه اوقدرت ومنزلت می بخشد، استعداد وظرفیت درونی وشهامت است وبالعکس آنچه که او را با مذلت وشکست و ناکامی روبه رو می سازد ضعف نفس وفقدان شجاعت است. ترس از شرکت درفعالیتهای اجتماعی، عامل مهمی برای بروز ناراحتی های روانی درفرد محسوب می شود و عدم مبارزه با آنها تنها موجب تحکیم و تقویت آن می گردد. گریزازاین گونه ترس ها مشخص کننده تاثیربسیارزیاد آن بروی روحیه فرد است. یکی ازدانشمندان علوم رفتاری به نام «ویرجیل تامسون» معتقد است که هرکارمهمی را که قبلا انجام نداده اید باید سه بارانجام دهید، باراول برای غلبه برترس، بار دوم برای اطلاع ازچگونگی انجام آن کار و بارسوم برای اینکه بدانید اصولا به انجام آن علاقه مند هستید یا نه. بنابراین، سعی کنید برهیجاناتی که دراثرروابط اجتماعی به شما دست می دهد، غلبه کنید و دلایل بروزآنها را مورد تجزیه وتحلیل قراردهید وترس وقدرت های بدون دلیل که احساسات وعواطف شما را زایل ساخته است کنار بگذارید ویا درجهت رفع تدریجی آنها بکوشید.
تقویت نیروی اراده ازطریق ورزش: ورزش کردن می تواند برای بازیابی اعتماد به نفس وتقویت نیروی اراده فرد انرژی تازه ای ایجاد کند. انجام حرکات نرمش پس ازبیداری ازخواب، راهپیمایی درطول روز و حتی پرداختن به ورزش های رزمی باعث زدون افکار نامطلوب ازذهن افراد کمرو می شود. روی آوردن به ورزش های گروهی نیز برای بالا بردن روحیه و تقویت نیروی اراده و یافتن جرات برای حضور درفعالیتهای اجتماعی مفید واقع می شود.
جلب توجه دیگران ازطریق نشان دادن ارزش های انسانی خود: به احساسات وعواطف ناخوشایند دوران گذشته و نقص هایی که اثرات عمیق برذهن شما باقی گذاشته است کمتر فکرکنید. درصورتی که با نوعی ازعارضه های جسمانی روبه روهستید سعی نکنید که آن را بیش ازآنچه که هست مهم جلوه دهید درروابط خود با دیگران دراین وحشت به سر نبرید که مبادا به علت ضعف هایتان مورد بی اعتنایی ونکوهش وتحقیر واقع شوید. به خاطر داشته باشید که آنچه دریک فرد، علاقه وتوجه سایرین را جلب می کند شخصیت انسانی او و ارزش خدماتی است که می تواند به جامعه وسازمان های آن عرضه کند. چیزی که حسن تحسین واحترام دیگران نسبت به شخص را می انگیزد زیبایی و برازندگی اندام و قیافه ظاهر نیست بلکه میزان سودمندی و آثار وجودی اودرجامعه است. فردی که به سبب نقص یا ضعف عضوی از بدن احساس شرم وخجالت می کند باید علایق وتوانایی های خود را درزمینه هایی به کارگیرد که ارزش های مثبت، خلاقیت ها وموفقیت های اورا به معرض دید دیگران بگذارد. این گونه افراد باید ناتوانی جسمی خود را درپرتوشناخت واعتقاد به قدرت ها وشایستگی های درونی خویش به فراموشی بسپارند وحس کنند که حقیقتا احترام واعتماد دیگران را نسبت به ارزش های واقعی خود جلب نموده اند. افکار روی ذهن، جسم واحساسات تاثیر می گذارند. افکارمثبت مانند خوشی، خوشبختی، خدمت، محبت، احساس موفقیت، پیروزی و ارزشمند بودن اثرات مطلوبی مثل دلگرمی، رفاه، راحتی، انرژی وعشق برجای می گذارد. اما افکارمنفی نظیراحساس بی ارزشی، رنجش و ترس، نتایج نامطلوبی نظیراضطراب، عناد، خشم، کینه، خستگی وازاین قبیل ایجاد می کنند، تحلیل هایی که فرد دردرون خود به منظور تصفیه وحذف افکار منفی وجایگزین کردن افکارمثبت می کند، اثرات بسیارسازنده ای درافزایش انگیزه پیشرفت، رشد اعتماد به نفس، احساس مسئولیت و بروزخلاقیت ها درفرد باقی می گذارد. برای رفع مشکلات معمولی، روش های خودکاوی از اتکا به نصایح و توصیه های دیگران کارسازتراست اما گاه شدت افکار منفی آزاردهنده ای که به تحقیرها وسرزنش های دیگران مربوط می شود به حدی است که فرد گرفتاربحران های عصبی و روانی می شود. درمواقعی دیگران را به باد تحقیر یا تهمت وناسزا می گیرد وسرانجام دراوج بحران ممکن است دست به خود کشی بزند. درچنین مواقعی، مراجعه به یک روانشناس یا روانپزشک حاذق و پیروی ازتوصیه های درمانی اومفید است.
توجه کنید که: ₪ توانایی های خود را بشناسید. ₪ هدفهای قابل دسترس وکوچک انتخاب کنید. ₪ به طور مستقلانه برای تصمیم گیری تلاش کنید. ₪ درفعالیت گروهی واجتماعی حتما شرکت کنید وسعی کنید نقشی هرچند کوچک داشته باشید. ₪ درک های منفی ازخود را تعیین وآنها را محدود کنید. ₪ لیستی تهیه کنید وبرای هرنگرش منفی خود یک نگرش مثبت بنویسید. ₪ احساسات وبرداشتهای خوشایند ازخود را درذهنتان مرور کنید.( مثلا به اندازه کافی سلامتی دارم، به اندازه کافی زیبایی دارم، به اندازه کافی توانایی دارم و....) ₪ به آرایش ظاهرروزانه خود اهمیت دهید. مرتب بودن باعث ایجاد احساسات مثبت درباره خود مي شود. ₪ درمقابل انتقاد دیگران اصلا نگران نشوید بلکه درکمال آرامش و با تبسم، بازخورد بجا نشان دهید. ₪ توانایی ها ومهارتهای خود را شناسایی کنید وبرای آن ارزش قائل شوید. ₪ بدون هیچ تشویقی اشتباهات خود را بررسی وسپس بازسازی وجبران کنید. ₪ درارتباطات، احساسات مثبت خود را بروز دهید ودیگران را دوست بدارید وتا حد توان خود به آنها کمک کنید. این مسئله درافزایش اعتماد به نفس موثراست. ₪ درموقعیت های جدید و بحرانی و یا آشفته با آن کنار بیایید وبپذیرید وسعی دررفع آن کنید. ₪ اعتماد به نفس آموختنی است. همانطور که یک فرد کمرو به جهت یک سری عوامل محیطی، تربیتی دچارعدم اعتماد به نفس شده مسلما به وسیله عوامل ونکات مثبت ذکرشده وعمل به آن به مرورزمان اعتماد به نفس خواهد یا فت. منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در سه شنبه 7 اسفند1386 ساعت |
ویژگی های افراد با نشاط در نوجوانی
احترام به خود: به زبان خیلی ساده مرد سرخوش را دوست دارند. اگر چه آنان در برابر احساسات تردید در مورد خود، اضطراب و افسردگی به طور کامل مصون نیستند، به جنبه های خوب و مثبت خود بیشتر توجه می کنند و محدودیت هایشان را می پذیرند.
![]() خوش بینی: افراد سرخوش به جنبه های روشن و مثبت حوادث نگاه می کنند و انتظار دارند نتیجه کار خوب باشد و هر گاه چنین نشود، آنان شکست و ناکامی خود را امری کوچک و گذرا تلقی می کنند و می کوشند راه حل تازه و بهتری برای مشکل خود بیابید. تسلط شخصی: افراد سرخوش، احساس می کنند که ارباب و صاحب اختیار سرنوشت خود هستند. چون احساس می کنند که اختیار زندگی خود را در کف دارند ، به صورتی همسان از داشتن احساس سرخوشی خبر می دهند. افزودن بر این چهار ویژگی اصلی شخصیت ، احتمال بیشتری وجود دارد که افراد سرخوش از بدن سالم و متناسب بهره مند بوده، هدفها و توقعات واقع بینانه ای داشته باشند و ضمن سود جستن از روابط مناسب، دوستانی صمیمی داشته و از ایمان مذهبی یا روحانی برخوردار باشند که از آنان حمایت می کند، به زندگیشان هدف و مقصد می بخشد و انان را چنانکه هستند می پذیرد. سر خوشی نه تنها احساس خوبی به فرد می دهد، بلکه برای سلامت جسمی نیز خوب است بارها محققان پی برده اند که سلامت ( جسمی و روانی ) و سرخوشی دست در دست هم کار میکنند و البته چنین یافته علمی به هیچ وجه شامل چیز تازه ای نیست ، هزاران سال پیش سلیمان نبی گفت: قلب شاداب به اندازه دارویی موثر بهر انسان فایده می رساند ولی روحی شکسته استخوان ها را خشک می کند. و البته جای هیچ تردید نیست که یادگیری نیز در فردی با روان سالم شکل می گیرد هر چقدر روان فرد از سلامت بیشتری برخوردار است میزان ، عمق و پایداری یادگیری نیز بیشتر است. در راستای پرورش سرخوشی و نشاط ، موارد و توصیه های زیر در متون مختلف روان شناسی آمده است. توصیه های موثر بر افزایش نشاط از دید روانشناسان : 1. تلاش در وقت گذاری و رسیدگی به خود : کمک به رفع نیازهای دیگران بدون شناسایی و ارضای نیازهای فرد نا ممکن است . باید فرد توجه کند که چه کارهایی او را خوشحال می کند ، سپس وقت کافی برای انجام دادن آنها در نظر بگیرد . 2. سرمایه گذاری در روابط نزدیک و صمیمانه : باید هر فرد وقت و محبت خود را به اشخاصی که دوست دارد هدیه دهد. 3. تلاش در به انجام رساندن کارها مورد علاقه : هر فرد باید ، دنبال مبارزه طلبی هایی بگردد که به ارضای نیاز خود برای انجام دادن کارهای دارای معنی و هدف از نظر خود کمک می کند . هم چنین باید از فرصت های نامنتظر برای آزمون چیزها و کارهای متفاوت استفاده کند . 4. دادن نیرو و انرژی به خود : رسیدگی به وضع سلامت جسمانی برای مراقبت از سلامت روان اهمیت دارد . 5. پرهیز از افراط و تفریط : روحیه همه گاهی قوی و گاهی ضعیف می شود . ولی باید سعی کرد که به نوعی حالت تعادل یا حد وسط رسید. 6. خوش بین بودن : اگر فرد همواره در پی آن باشد که ببیند در زندگی چه کمبودهایی دارد ، آن عیبها را خواهد یافت و احساسش نیبت به خود از آنچه هست بدتر خواهد شد . باید فرد به دنبال جنبه های و جلوه های مثبت زندگی خود بگردد. فرهنگ لغات خوش بینی را به تمایل به پیش بینی و چشم داشت بهترین پیامدهی ممکن تعریف می کند . رابرت اورنستاین و دیوید سوبل (Rabert ornsteir , David sobel) در کتاب خود << لذتهای سالم >> (Healthy pleasures) خوش بینی را از دیدگاه روان شناسی چنین تعریف کرده اند << تمایل به جستجو ، به خاطر آوردن و انتظار کسب تجارت لذت بخش ، این تمایل یکی از اولویت های فعلانه فرد است، نه صرفا نوعی واکنش انطافی که او را به توجه به جنبه های روشن و آفتابی زندگی تشویق می کند . >> بنا به دلایل گوناگون – از قبیل اعتقاد به خود ، اعتماد به قدرتی فرا بشری ، احساس خوش شانسی – افراد خوش بین در زندگی خود منتظر کسب تجارت مثبت هستند . در نتیجه ، ممکن است آنان زندگی درازتر و سالم تری داشته باشند افراد خوش بین هر گاه با حوادث بد و ناخوشایند رو به رو شوند ، این قبیل شکستها و پیامدها را رخدادهایی استثنایی و ناپایدار تلقی می کنند . از دیدگاه آنان ، شکست و ناکامی << فقط یکی از آن چیزها >> است که هر از گاهی اتفاق می افتد و نه آخرین نمونه از رشته ای پی در پی از وقایع ناگواد در چنین مواردی ، افراد خوش بین به جای اینکه خود را سرزنش کنند و مثل افراد بدبین بگویند: << من همیشه کارها را خراب می کنم >> در پی عوامل گوناگونی می گردند که ممکن است باعث بروز آن دشواری شده باشد . اورنستاین وسوبل می گویند: << شما به همان چیزی دست می یابید که انتظارش را دارید >> باید اشاره داشت که افرا خوش بین یا بدبین زاده نمی شوند . روان شناسی به نام سلیگمن (Seligman) ، نویسنده کتاب << خوش بینی فراگرفته شده : مهارت لازم برای غلبه بر موانع کوچک و بزرگ زندگی >> (Learned optimism:The skill to conquer lifes obstacles, large & small) تاکید می کند که << در این مورد که چگونه بیندیشیم صاحب اختیاریم ، ما می توانیم چنان انتخاب کنیم که عادات بدبینانه خود را به عادات خوش بینانه بدل سازیم >> . کلید اصلی این کار مبارزه و رد کردن افکار منفی خودکار ( از قبیل انتقاد از خود ، ترس و تردید ) است که به مغز ما هجوم می آورند . این کار با تاکید و پافشاری بر ارزش خود میسر است . به قول سلیگمن . << خوش بینی مجموعه ای از مهارت های یادگرفته شده است . این مهارت ها هر گاه آموخته شوند ، پایداری نشان می دهند و ادامه می یابند ، زیرا استفاده و تکرار آنها برای ما بسیار خوشایند است . واقعیات خارجی هم معمولا با ما همراهی می کنند .>> 7. نوع دوستی : نیکی کردن به دیگران ممکن است باعث شود فرد احساس خوبی و شادی کند . نوع دوستی ، کمک یا بخشش به دیگران بدون توجه به نفع شخصی ، احساس احترام به خود را افزایش می دهد . نوع دوستی , هم چنین ممکن است به کاهش فشارهای روحی و جسمی بینجامد و از سلامت و تندرستی فرد محافظت کند . بیشتر ما افرادی نوع دوست هستیم . ما تا آنجا که توان داشته باشیم به امور خیریه کمک می کنیم ، برای کمک به سالمندن یا از کار افتادگان داوطلب می شویم ، به افراد بی سواد خواندن و نوشتن یاد می دهیم و یا آماده ایم به عنوان برادر یا خواهر بزرگتر کودکان و نوجوانان نیازمند عمل کنیم . دلیل عمده انجام دادن این کارها آن است که ما صمیمانه می خواهیم به دیگران یاری دهیم. احسان و بخشش به همان اندازه که به دریافت کنندگان کمک میکند ، برای بخشندگان هم مفید است . بسیاری از افرادی که برای انجام دادن امور خیر داوطلب می شوند از نوعی احساس سرشار از عافیت خبر می دهند که به ( نشاط کمک کنندگان ) مشهور شده است . این حالت ، نوی احساس آرامش و رهایی از استرس ، افزایش انرژی ، گرمی ، افزایش احساس با ارزش بودن و حتی کاهش احساس درد و ناراحتی را شامل می شود . هانس سلامی (Hans selye) بیانگذار پژوهش در زمینه استرس ، همکاری با دیگران به خاطر خود را با عنوان ( خودخواهی نوع دوستانه ) توصیف کرده است که ما از طریق آن ، با کمک به دیگران برای تامین نیازهایشان ، نیازهای خود را نیز برآورده می کنیم . این مفهوم در واقع تعبیر جدیدی از قانون اخلاق طلائی مشهور است ( با دیگران همچنان رفتار کن که میل داری آنان با تو رفتار کنند ) تفاوت مهم در آن است که شما با ابزار دوستی و کمک کردن به همسایه خود ، محبت و کمک او را به سوی خود جلب می کنید . 8. شوخ طبعی: شوخ طبعی و مزاح ، که به ما اجازه می دهد ترسها و دیگر احساسات منفی خود را بدون ایجاد ناراحتی برای خودمان یا دیگران بیان کنیم. یکی از سالمترین راه های مقابله با فراز و نشیب های زندگی است . بنابراین دکتر ویلیام فرای (Williamfry) استاد دانشگاه استانفورد که تاثیر های خنده و شوخی را بر سلامت جسمی و روحی به مدت 3 سال مورد بررسی قرار داد ، خنده در هر روز به اندازه 10 دقیقه ورزش قایق سواری و پارو زدن برای کار کردن قلب و عروق بدن مفید است . همچنین باعث تغییر شکل امواج مغزی و ضرب آهنگ تنفس می شود ، از احساس درد می کاهد ترشح هورمون های مربوط به استرس را کاهش می دهد و با افزایش فعالیت سلولهای کشنده طبیعی بتعث تقویت ایمنی بدن در مقابل بیماری ها می گردد . شوخی و خنده روش هایی برای بیان عواطف صادقانه ، غلبه بر ترس و تردید و برقراری ارتباط با دیگران است . حتی در زمان ابتلا به بیماری های درمان ناپذیر و مرگ بار ، شوخی می تواند به افراد کمک کند که روزهای آخر زندگی خود را با شادی و نشاط سپری کنند . فایده دیگر شخی کمک به فرو نشاندن خشم و عصبانیت است ، تقریبا امکان ندارد که انسان هم بخندد و هم عصبانی بماند. 9. داشتن روابط اجتماعی: برقرار کردن ارتباط با دیگران به بهبود سلامت جسمی و روانی کمک می کند ، داشتن روابط گروهی با کاهش هرمون های مربوط به استرس به حفظ تندرستی یاری می رسانند . 10 . حفظ سلامت جسم : نگه داشتن سلامت بدن ، به وسیله ورزش و تغذیه صحیح ، به سلامت فکر و روان کمک می کند . علت این موضوع آن است که ورزش میزان بعضی مواد شیمیائی موجود در مغز را تغییر می دهد و جریان خون و جذب اکسیژن را می افزاید . این تغییرات می تواند بر دستگاه اعصاب مرکزی اثر گذارند و دگرگونی خوشایندی را در احساس و حال فرد به وجود آورند . ورزش همچنین به ایجاد تغییرات روانی تدریجی می انجامد . فعالیت بدنی به خودی خود می تواند در ذهن انسان را از تمرکز به افکار مزاحم و آزار دهنده باز دارد . کسانی که به طور مرتب ورزش می کنند به نوعی احساس مهارت و تسلط بر خود دست می یابند و عصبانیت و نگرانی خود را با حرکات ورزشی تخلیه می کنند . این تغییرات در امر تغذیه صحیح نیز ایجاد می شود داشتن چندین وعره غذایی کم حجم ولی مغذی و همچنین استفاده صحیح از مواد غذایی از جمله عوامل تاثیر گذار بر روان هستند . منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در دوشنبه 6 اسفند1386 ساعت |
نکات خانه داری : آشپزی در خانه ...
نحوه ی دم كردن چای:
چای رو میشه با چند مدل چای تركیب كرد كه از لحاظ طعم - عطر و رنگ چای ایده آل بشه.- چای ترجیحا الك شده باشه بهتره.- چای خشك رو كه تو قوری میریزیم كمی آب جوش بهش اظافه میكنیم و بعد اون آب رو خالی میكنیم تا غبار و گرد چای جدا بشه.- میشه كمی آب ریخت و چای رو گذاشت دم بكشه كه این عمل باعث می شه چای زودتر دم بكشه.- بر روی قوری چای میشه یك دستمال تمیز انداخت تا چای بهتر و سریعتر دم بكشه (كه بعد از دم كشیدن باید اونو برداشت ).- میشه به چای جهت عطر دارشدنش هل - گل سرخ - برگ عطر چای كه از خانواده ی گیاه شمعدانی هست اظافه نمود.- برای نگهداری چای برای مدت طولانی, بعد از دم كشیدن میشه چای رو از صافی رد كرد و تفاله ی چای رو جدا كرد و چای صاف شده رو برای مدت طولانی با همون كیفیت اولیه نگه داشت.- در صورتی كه چای به مرحله ی جوشیدن رسید برای جلوگیری از طعم زمخت چای میشه بهش یك یا دو حبه قند اضافه كرد. زمانی كه می خواهیدچای رو در استكان برزید میتوانید در داخل استكان آب جوش بریزید و بگردانید تا باعث پایین آمدن دمای چای نشود. چند نكته مفید در مورد روغن 1ـ برای بررسی اینكه آیا روغن مانده در ماهیتابه هنوز قابل استفاده است یا نه، یك تكه نان سفید داخل روغن بیندازید، اگر نان، ذرات تیره رنگی را در اطراف خود ایجاد كند مشخص می شود روغن قابل مصرف مجدد نیست، و در غیر اینصورت هنوز قابل استفاده است. 2ـ هنگام استفاده ی مجدد از روغن قابل استفاده، برای رفع بوی غذای قبلی در روغن، میتوانید 10 تا 12 شاخه جعفری درون روغن سرخ كنید یا آنكه چند تكه سیب زمینی خام را به مدت 15 دقیقه درون روغن ماهیتابه بیندازید تا بو را به خود جذب كند. نگهداری دانههای ذرت دانه های ذرت را باید همیشه در فریزر نگاهداری کنید، به این ترتیب، نه تنها تازه می ماند، بلکه انجماد، از چروکیده شدن آن جلوگیری خواهد کرد. چسبیدن كیك به دیس پاشیدن شکر بر روی دیس رطوبت اضافی را به خود جذب می کند و مانع چسبیدن کیک به دیس می شود. گوشت نرم اگر می خواهید گوشت سفت را نرم کنید، روی همه ی قسمتهای آن مخلوطی از سرکه و روغن زیتون بمالید و بگذارید مدت دو ساعت بماند، سپس بپزید. خشك شدن پنیر برای جلوگیری از خشک شدن پنیر، دستمالی را که با سرکه مرطوب ساخته اید روی آن بپیچید. نگهداری از موز نگهداری موز برای مدت طولانی امکان پذیر نیست و این میوه در مدت زمان کوتاهی از بین می رود . برای اینکه مدت زمان بیشتری بتوانید این میوه را نگهداری کنید باید آن را درون کاغذ آلومینیومی بپیچید و در یخچال بگذارید . به این ترتیب آن را برای زمان بیشتری حفظ خواهید کرد. شستشوی میوه و سبزی برای شستشوی میوه و سبزی به هر لیتر آب یک قاشق جوش شیرین اضافه کنید. این عمل باعث ضد عفونی کردن و از بین بردن ناخالصیها می شود. بعد از اینکه حدود 10 دقیقه سبزی و یا میوه را در این محلول قرار دادید آن را با آب سرد بشویید. جعفری سبز برای اینکه جعفری در غذایتان سبز باقی بماند، کافی است به محض آنکه مایع شروع به جوشیدن کرد، جعفری را به آن بیفزایید. میوه های کال برای رسیدن موز، کیوی، گوجه فرنگی یا سیب کال از قرار دادن میوه ها در مقابل تابش مستقیم آفتاب خودداری كنید، چون باعث نرم شدن و حتی له شدگی آنها خواهد شد. میوه را درون یک حوله یا پارچه ی تمیز و مرطوب بپیچید. سپس درون یک پاکت کاغذی یا مقوایی قرار دهید. بزودی میوه ی شما بدون آنکه له یا سیاه رنگ شود، درون پاکت کاغذی می رسد. تازه کردن لیمو ترش خشک لیمو ترش را در توری کوچکی قرار دهید و در محیط خشک آویزان کنید. نیم ساعت قبل از مصرف، آن را درون یک ظرف پر از آب سرد بیندازید، تا مجددا" طراوت و تازگی خود را به دست آورد. با این کار، لیمو ترش برای مدت بیشتری سالم می ماند. نگهداری کیوی برای نگهداری کیوی، آنها را در پاکت کاغذی بپیچید و در یخچال بگذارید. اگر كیویهایی که تهیه کرده اید تقریبا" کال و یا سفت هستند، آنها را در دمای معمولی آشپزخانه یا اتاق بگذارید تا به مرور برسند . این میوه، خود یک غذای رژیمی است و در عین حال مقدار قابل توجهی ویتامین C و مواد معدنی، بخصوص پتاسیم دارد . نگهداری طولانی مدت تخم مرغ اگر نیاز داشتید تخم مرغ را برای مدت طولانی نگهداری كنید، دقت كنید كه هرگز تخم مرغ سالم را در فریزر قرار ندهید، زیرا سرما حجم آنرا زیاد كرده و می شكند. زرده و سفیده را از پوست تخم مرغ خارج كرده ، قدری نمك به آن بیافزایید و خوب بهم بزنید و در فریزر یا طبقه ی بالای یخچال نگهداری كنید. سفیده تخم مرغ( البته بدون زرده) به حالت منجمد برای مدت یكسال قابل نگهداری است. خشك كردن پوست تخم مرغ خشك كردن پوست تخم مرغ، اهمیت زیادی در نگهداری آن دارد زیرا رطوبت زیاد، موجب فساد این ماده غذایی میشود. هرگز تخم مرغ را دركنار سبزیها و میوه ها قرار ندهید زیرا رطوبت موجود در سبزیها موجب فساد تخم مرغ میشود روشی برای شستن بشقاب ها قبل از این كه شروع به شستن بشقاب ها كنید، آنها را درون ظرف بزرگتری كه پر از آب كرده اید ، قرار دهید . سپس چند قاشق سركه به آب اضافه كنید و چند دقیقه صبر كنید تا سركه تمام چربی ها را به خود بگیرد، سپس بشقاب ها را بشویید. شستن فلاسك چای ابتدا تفاله های چای را از فلاسك خالی كنید، سپس مقداری آب گرم در فلاسك ریخته، كمی مایع ظرفشویی به آن اضافه نموده و یك اسكاچ نرم داخل فلاسك بیندازید، در آن را ببندید و خوب تكان دهید، تا تمیز شود و بعد با آب گرم كاملا شستشو دهید. تمیز كردن قوری استیل اگر قوری شما جرم گرفته است ، قوری را پر از آب كنید و ، مقداری آبلیمو در آن بریزید و روی اجاق بگذارید تا بجوشد . قوری شما كاملاً تمیز می شود. منبع : iranwoman- با تغییروتلخیص |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 5 اسفند1386 ساعت |
زنان سرافراز
بعد از بررسی ویژگی های یاران مهدی - عجل الله تعالی فرجه- و شناخت دسته اول و گروه دوم از دسته سوم ، اینک به اختصار شرح حال برخی از زنان گروه اول دسته سوم را بیان می کنیم.
الف
او یکی از همان سیزده بانویی است که در دولت حضرت مهدی
نوشته اند
دختر فرعون این ماجرا را برای پدرش بازگو کرد آتش خشم فرعون مشتعل گردید ، صیانه را حاضر کرد البته همراه فرزندانش
فرعون به او گفت
فرعون دستور داد آتشی در تنور مسی برافرازند
تا اینکه نوبت به طفل شیر خوارش رسید ، حال صیانه منقلب گردید ، در آن هنگام کودک شیرخوار به زبان آمد ، گفت
در این هنگام آسیه زوجه فرعون دید که ملائکه روح صیانه را به آسمان می برند ، یقینش افزایش یافت و ایمان خود را ظاهر کرد و فرعون را سرزنش کرد تا شهید شد
ب
وی هفتمین نفری بود که به اسلام گردید و بدین سبب دشمن سخت به چشم آمد و بدترین شکنجه ها را بر او روا داشت
سمیه کنیز ابو حنیفه بن المغیرة المخزومی بوده است و پس از ازدواج با یاسر ، ابوحنیفه او را آزاد می کند و نتیجه این ازدواج عمار که از یاران با وفای حضرت رسول
سمیه و شوهرش اولین شهیدان در راه اسلام می باشد ؛ آنها در دام ابو جهل گرفتار شدند و او آنها را اجبار می کرد که پیامبر خدا را دشنام دهند ، اما آنها حاضر به چنین کاری نشدند
رسول خدا
« صبرا یا آل یاسر فان موعدکم جنة »
« ای خانواده یاسر ، صبر پیشه سازید که وعده گاه شما بهشت است »[5]
سرانجام ابو جهل بر هر یک از آنها ضربتی وارد ساخت و ایشان را به شهادت رساند
ج
نسیبه دختر کعب بن عمروبن عوف بن مازن بن النجار الانصاریه است
نسیبه قدیم الاسلام و از اهل بیت عقبه است ؛ هنگامیکه از قبیله ی خزرج شصت دو مرد بیعت کردند دو زن با ایشان بودند و در بیعت رضوان شرکت داشته است
شوهر او زیدبن عاصم بود و از او دو پسر آورد یکی عماره و دیگری عبدالله و در غزوۀ احد یکی از پسرانش شهید شد و در جنگ با مسیلمۀ کذاب پسر دیگرش مقتول شد
شوهرش نیز در بیعت عقبه و غزوۀ بدر و احد حضور داشته است
نسیبه دختر کعب مازنیه در جنگ احد همراه پیامبر
نسیبه مشکی که به دوش داشت را به دور انداخت و شمشیر کشید و دشمنان را از حضرت رسول
و به پسرش که می خواست از میدان جنگ بگریزد حمله کرد و گفت
به روایت ناسخ نسیبه چون پسر را برگردانید ؛ مادر و پسر در مقابل رسول خدا
او خود را در پیش رسول خدا سپر قرار داده بود تا اینکه آسیبی به رسول خدا
حضرت سپر را به نسیبه عطا فرمودند ؛ نسیبه سپر را گرفت و در کار خوب ثابت قدم ایستاد
« امروز وفای نسیبه و مقام او بهتر است از مقام ابوبکر و عمر »[11]
پس از فرو کش جنگ ، نسیبه با سیزده زخم
د
نامش برکه ثعلبة بن عمروبن حسن بن مالک بن سلمة بن عمروبن النعمان است
به روایت محمد بن سعد در طبقات ام ایمن کنیز عبد الله بن عبدالمطلب بود و به قولی کنیزآمنه ، مادر رسول خدا
ام ایمن از زنان پرهیزکار و خدمتکار حضرت رسول
ام ایمن از شیفتگان خاندان امامت بود که در ماجرای فدک ، حضرت زهرا
خداوند به برکت مهدی آل محمد
ه
در روایت دو بانو بدین نام مشهور شده اند
در کتاب رجال کشی دربارۀ شخصیت و مقام این زن فداکار از امام صادق
و
مشخصات کاملی از او نقل نشده است
زبیده کارهای خدماتی بسیاری داشت که یکی آبرسانی به عرفات است
ز
از زنان والا مقامی است که در دورۀ زندگی هشت امام معصوم
حضرت در حضور وی سنگی را برداشت و بر آن مهر خود را نقش کرد و اثر آن مهر در سنگ جای گرفت و به او فرمود
حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضا
روایت شده است که وقتی حبابه به خدمت امام زین العابدین رسید یکصد و سیزده سال از عمرش سپری شده بود
همچنین نوشته اند
« صورت حبابه از زیادی سجود سوخته و از عبادت همانند چوب خشکیده ای شده بود.»[26]
ح
دختر رشید مجری ، یکی از شیعیان و پیروان علی
وی دختر بزرگمردی است که در راه محبت و دوستی امیر المؤمنین به طرز دلخراشی به شهادت رسید
تهیه و تنظیم
--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشتها 1- ذبیح الله محلاتی ، ریاحین الشریعه ، انتشارات اسلامیه ، تهران ، بی تا ، ج 5، صفحه 155 2- ذبیح الله محلاتی ، ریاحین الشریعه ، انتشارات اسلامیه ، تهران ، بی تا ، ج5، صفحه 155 3- همان منبع ، صفحه 155 4- ذبیح الله محلاتی ، ریاحین الشریعه ، انتشارات اسلامیه ، تهران ، بی تا ، ج4، صفحه 353 5- همان منبع ، صفحه 353 6- همان منبع ، صفحه 353 7- ذبیح الله محلاتی ، ریاحین الشریعه ، ج 5، صفحه 80 8- همان منبع ، صفحه 80 9- علامه محمد باقر، مجلسی ، حیوة القلوب ، زندگانی حضرت محمد (ص) ، انتشارات اسلامیه ، چاپ چهارم ، 1378 ، ج 2 ، صفحه 362 10- همان منبع ، صفحه 362 11- ذبیح الله محلاتی ، ریاحین الشریعه ، ج 5 ، صفحه 81 12- محمد جواد طبسی ، زنان در حکومت امام زمان (عج) ، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) ، چاپ سوم ، بی تا ، صفحه 28، به نقل از مغازۀ واقدی ، ج 2 ، صفحه 326 13- ذبیح الله محلاتی ، ریاحین الشریعه ، ج2، صفحه 326 4 1- ذبیح الله محلاتی ، ریاحین الشریعه ، ج2، صفحه 327 15 - محمد جواد طبسی،زنان در حکومت امام زمان (عج)، صفحه 28، به نقل از تهذیب الکمال ج 35، صفحه 329 16- ذبیح الله محلاتی ، ریاحین الشریعه ، ج2، صفحه 232 17- همان منبع صفحه 330 18- محمد جواد طبسی ، زنان در حکومت امام زمان (عج) ، صفحه 29 19- همان منبع صفحه 29 20- ذبیح الله محلاتی ، ریاحین الشریعه ، ج3، صفحه 382 ، به نقل از تنفیح المتال مامقامی. 21- ذبیح الله محلاتی ، ریاحین الشریعه ، ج4، صفحه 269 22- همان منبع صفحه 272 23- محمد جواد طبسی ، زنان در حکومت امام زمان (عج)،صفحه30 به نقل از تنفیح المتال ، ج 3،صفحه78 24- محمد جواد طبسی ، زنان در حکومت امام زمان (عج) ، صفحه 31 ، به نقل از سفینة الجار ، ج1 ، صفحه 204 25- همان منبع صفحه 31 26- همان منبع صفحه 31 27- ذبیح الله محلاتی ، ریاحین الشریعه ، ج 5 ، صفحه 40 ؛ محمد جواد طبسی ، زنان در حکومت امام زمان (عج) ، صفحه 32 ، به نقل از جامع الرواة ، ج 2 ، صفحه 453 ؛ رجال شیخ طوسی ، صفحه 341 28- محمد جواد طبسی ، زنان در حکومت امام زمان (عج) ، صفحه 32 |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 5 اسفند1386 ساعت |
زن ، اشتغال و خانواده
کليد واژه: مادر، اشتغال، خانواده، تربيت بحث پيرامون زنان به ويژه مادران از ديرباز مد نظر صاحب نظران بوده است. اما ضروري به نظر مي رسيد که ارتباط وظيفه مهم مادري و رسالت ديگر زن يعني حضور در اجتماع بهتر تبيين شود تا تداخل و تعارضي در نقشها پيش نيايد. تاريخچه کار زن: در سال هاي گذشته فعاليت هاي خانگي و توليدي از هم جدا نبودند؛ بسياري از توليدات يا در خانه ها و يا در کارگاه هاي نزديک خانه انجام مي شد و تمام اعضاي خانواده به خصوص زنان در امر توليد مشارکت داشتند. به همين دليل زنان نفوذ قابل توجهي در درون خانواده داشتند و گاه اداره کننده اصلي خانواده و درآمدهاي ناشي از آن بودند. اما به تدريج و با شروع انقلاب صنعتي در قرن نوزدهم ميلادي و توسعه صنايع و انتقال توليد به کارخانه هاي صنعتي، استخدام فردي جاي استخدام خانوادگي را گرفت و افراد مجبور شدند در بيرون ازخانه مشغول به کار شوند.1 کارخانه داران براي اين که زن را از خانه به کارخانه بکشانند و از نيروي اقتصادي او بهره کشي کنند، حقوق زن، استقلال اقتصادي، آزادي و تساوي حقوق زن با مرد را عنوان کردند و آنها بودند که توانستند به اين خواسته ها رسميت قانوني بدهند. چرا که تکامل ماشينيسم و توليد به ميزان بيش از حد نياز واقعي انسانها و ضرورت تحميل بر مصرف کننده بار ديگر ايجاب مي کرد که سرمايه داري از وجود زن بهره کشي کند؛ اما نه از نيروي بدني و قدرت کاري او، بلکه از نيروي جاذبه و زيبايي او و از قدرت افسون نگري اش در تسخير انديشه ها، اراده ها و مسخ آن ها در تحميل مصرف بر مصرف کننده.2 بنابراين حضور زنان روز به روز در مشاغل مختلف بيشتر شد و زمينه حضور گسترده آنان در بيشتر کشورهاي غربي فراهم آمد و به تدريج به کشورهاي آسيايي در حال توسعه نيز سرايت کرد. به طوري که امروزه آمار و ارقام بيانگر حضور بالاي زن در بازار کار است.3 به طور مثال آمار اشتغال زنان در کشورهاي صنعتي بدين قرار مي باشد:4 فنلاند: 41% فرانسه: 4/36% دانمارک: 7/37% اتريش: 3/32% انگلستان: 7/31%
در کشورهاي عربي نيز آمار اشتغال زنان اين گونه مي باشد:5 امارت: 5/14% قطر: 9/35% مراکش: 7/34% بحرين: 1/32% موريتاني: 43% مصر: 1/30% نقش مادر در تربيت: اکنون بايد نقش مادر در دو مقطع مهم و حساس- کودکي و نوجواني- بيان شود تا مادران شاغل به اهميت آن پي برده و اولويتها را در مسير انتخاب شغل و تربيت فرزندان به شکل صحيح تشخيص دهند. الف) مادر و تربيت در کودکي برخي گمان مي کنند که نقش مادر در تربيت از زماني است که طفل او خوب و بد را تشخيص مي دهد و تا حدي قادر به تشخيص مصالح و مفاسد امور مي باشد. اما از نظر اسلام تأثير مادر حتي به دوران بارداري و قبل از انعقاد نطفه نيز مربوط مي شود و دوران حمل در سرنوشت طفل بسيار دخيل است.6 حتي برخي شروع زندگي آدمي را از لحظه انعقاد نطفه مي دانند.7 کودک ماه ها در رحم مادر، با جسم و روح او ارتباط تنگاتنگ برقرار مي کند. بعد از آن نيز تا مدتها براي رشد و ادامه حيات خود نياز به مادر دارد و طول مي کشد تا بتواند به تنهايي احتياجات خود را برطرف کند. تمام اين امور نياز به صبر و حوصله سرشاري دارد که خداوند به مادر بخشيده تا فرزندانش به سمت کمال پيش بروند و در اين وابستگي و احتياج، حکمتي نهفته است تا کودک پيوسته با ما در ارتباط باشد و تحت تربيت او بزرگ شده و به کمال برسد.8 طفلي که قدم به اين دنيا مي گذارد اين حق را دارد که در کنار مادر باشد و از مهر و محبت او بهره مند شود. هرگاه گريه کرد به او جواب لازم را بدهد، در آغوش او بخوابد و يا شير بخورد. حال اگر به درخواستهاي او کم توجهي شود و پاسخ لازم به واکنش هاي او داده نشود؛ کودک در آينده از ثبات شخصيتي سالمي برخوردار نخواهد شد و به ناسازگاري اخلاقي روي خواهد آورد.9 وجود مادر در کنار کودک سبب به وجود آمدن احساس اعتماد نسبت به اطرافيان خواهد شد. اين احساس براي کودک بسيار مفيد است و سبب مي شود تا او بهتر بتواند شکستها و ناموفقيتها را در زندگي تحمل کند.10 اگر کودک در خانه از رابطه عاطفي خوبي برخوردار نباشد، نمي تواند آن گونه که بايد به آموزش محيط پيرامون خود بپردازد تا بتواند استعدادهاي خود را ظاهر سازد. تجربه نشان داده است کودکاني که در شيرخوارگاه ها بزرگ شده اند نمي توانند رابطه صميمانه اي با ديگران برقرار کنند.11 بنابراين زندگي کودک به خصوص دو سال اول آن، دوران بسيار سرنوشت سازي است؛ زيرا شخصيت کودک هنوز شکل نگرفته و براي پذيرفتن هر صورت و شکلي آماده است.12 پس وظيفه هر پدر و مادري است که از اين ويژگي انعطاف پذيري استفاده کرده و به تربيت کودکان خود اقدام کنند، پيش از آنکه شخصيت آنها شکل گيرد و ديگر از دست آنها کاري ساخته نباشد.13 ب) مادر و تربيت در نوجواني همدلي و ايجاد ارتباط دوستانه و صميمانه راهي است براي جلوگيري از رو آوردن نوجوانان و جوانان به انحراف، جرم و بزهکاري و مادر به عنوان کسي که رابطه مستقيمي با فرزندان خود دارد و سرپرستي خانه با اوست، مي تواند اين رابطه دوستانه را با فرزندان خود برقرار کند. اين مادران که با مهرباني و محبت به نيازهاي عاطفي دختر و پسر خود پاسخ مي دهند، زمينه ساز به وجود آمدن اعتماد به نفس و استقلال در فرزندان خود خواهند شد.14 مادران سرمشق و الگوي فرزندان خود و شکل دهنده روح و شخصيت آنان هستند. مادراني که دچار بيماري از خود بيگانگي هستند فرزنداني همانند خود تربيت مي کنند. مادراني که در خانواده هايي پرورش يافته اند که دختر و زن مورد تحقير واقع شده اند، فرزنداني تربيت مي کنند که آنها نيز دچار عقده حقارت مي شوند و نتيجه اين احساس حقارت اين است که وقتي دختر به سن بلوغ مي رسد در برخورد با جنس مخالف رفتار و حرکات نامناسبي از خود بروز مي دهد و زيباييهاي خود را در اجتماع عرضه خواهد کرد تا مرحمي بر روح بيمار و جبران کننده عقده دروني اش باشد. پسران نيز در چنين خانواده هايي بينشي نادرست نسبت به زن پيدا کرده و نسبت به زنان ديگر و همسران خود زورگو و ستمکار خواهند شد.15 پدران و مادران بايد اين نکته را مدنظر داشته باشند که دختران و پسران هرکدام تربيت متفاوتي را مي طلبند. زيرا هرکدام از دختر و پسر بايد در آينده نقش خاصي را در خانواده و اجتماع پياده کنند. يک مادر از کودکي بايد به دختر خود بفهماند که او در آينده مي خواهد مادر و همسر بشود. بنابراين بايد به مرور زمان به فرزند خود اعم از دختر و پسر نکاتي را که در زندگي آينده نياز خواهد داشت بياموزد.16 پيامدهاي مثبت اشتغال: الف) اشتغال زنان باعث افزايش آگاهي و بينش اجتماعي آنان و ايجاد روحيه اعتماد به نفس، رشد، استقلال فکري و روحي آنان مي شود.17 ب) کمک به فهم و درک مسائل زنان و کمک به حل اين مشکلات، چرا که با حضور آنان در اجتماع بيشتر مشکلات و مسائل زنان را فهميده و سعي در رفع آن مي نمايند. ج) بالارفتن منزلت زن در جامعه.18 د) مشارکت آنان در تصميم گيري ها باعث مي شود از حالت انفعالي خارج شده و به صورت فعال در اجتماع حاضر شوند.19 ه) آشنايي بيشتر با روشهاي افزايش بهره وري امکانات مادي و معنوي خانواده و تلاش در جهت افزايش بهره وري.20 و) افزايش توان مديريتي زنان که کمک بسزايي در تصميم گيريهاي اساسي خانواده خواهد کرد.21 ز) کمک به حفظ شئونات اسلامي و حفظ حريم زن و مرد، در صورت رعايت موازين از طرف زن شاغل. 22 ح) استفاده از اوقات فراغت و جلوگيري از آسيب پذيري اجتماعي در اثر فقر و نياز مالي به خصوص در مورد زنان بيوه و مطلقه.23 ط) کمک به اقتصاد خانواده.24 ي) کمک به شادابي و سلامت روح و جلوگيري از افسردگي در اثر بيکاري و يکنواختي زندگي روزمره.25 پيامدهاي منفي اشتغال: الف) پيامدهاي منفي اشتغال بر زنان به دنبال انقلاب صنعتي که در غرب اتفاق افتاد، مسائل تازه و جديدي مطرح شد که يکي از آنها تبليغ جهت اشتغال در خارج از خانه بود. کارخانه داران و سرمايه داران به دليل دستمزد کمتر زنان از آنها دعوت کردند تا مشغول به کار شوند و و براي جلب نظر آنها سروصداي زيادي پيرامون حقوق زنان به راه انداختند و خواستار حق مالکيت زن نسبت به درآمد واموال خود شدند. آن ها براي اينکه مادران به خاطر تنها ماندن فرزندان کوچک خود از کار در بيرون از خانه صرف نظر نکنند مهدکودک، شيرخوارگاه و ... تأسيس کردند تا مادران با خيالي آسوده،26 در محيط کار حاضر شوند. بر اثر اين تبليغات زنان زيادي وارد بازار کار شدند و تا به امروز نيز اين روند ادامه يافته است؛ به طوري که در حال حاضر در کل دنيا دو سوم تا سه چهارم کار توسط زنان انجام مي شود. آنها 45% از غذاي دنيا را فراهم مي کنند در حالي که بر طبق آمار تا سال1379ش فقط 10% از درآمد جهان به زنها تعلق دارد.27 از اثرات منفي ديگر اين است که بر اثر کار زياد به مادران صدمه هاي جسمي و روحي شديدي وارد مي شود چرا که اين مادران به علت درگيريهاي اجتماعي و رقابت هاي شغلي که در محل کارشان رخ مي دهد دچار ناراحتيهاي اعصاب و روان مي شوند.28 يکي ديگر از اثرات منفي اشتغال برآورده شدن نياز مالي زنان مي باشد که اين امر اگرچه در وهله اول خيلي خوب و مثبت به نظر مي رسد اما واقعيت اين است که زني که نياز مالي نداشته باشد تمايل کم تري براي ازدواج دارد همان طور که اگر مردي نياز جنسي در خود نبيند ازدواج نمي کند همچنان که اين روزها اين احساس عدم نياز از دو طرف فهميده مي شود و به همين دليل آمار طلاق بسيار بالا رفته است.29 کار زنان خطر رقابت بين زن و شوهر را افزايش داده و در نتيجه تفاهم و همدلي آنها آسيب مي رساند، چرا که مرد به عنوان پدر خانواده، نان آور خانه محسوب مي شود و اگر زن نيز شغل نان آوري را بر عهده گيرد ميان زن و شوهر رقابت به وجود آمده و ديگر نمي توانند به ديد شريک زندگي به هم نگاه کنند30 و محيط زندگي همانند محيط کار و روابط دو همکار خواهد بود. ب) پيامدهاي منفي اشتغال بر فرزندان کار مادر براي کودک يک نوع محروميت محسوب مي شود.31 شما ممکن است کودکاني را بشناسيد که وقتي مادرشان نيستند ناراحت و افسرده به گوشه اي مي نشينند اما همين که مادرشان را مي بينند شاداب و سرحال شروع به شيطنت و بازيگوشي مي کنند.کودک دوست دارد وقتي که از مدرسه و يا هر جاي ديگري به خانه مي آيد، مادرش در خانه باشد و به استقبال او بيايد تا غم و غصه هاي خود را فراموش کند. در صورت اشتغال مادر رونق خانه دلگرمي و نشاطي که لازمه حضور مادر است از بين مي رود و بچه ها شور و شوق بازي را از دست مي دهند.32 غيبت مادر از سه تا شش سالگي روي کودک تأثير بدي مي گذارد. اين کمبود باعث مي شود که کودک موجودي شکاک و بدبين و عاري از مهر و محبت به ديگران شود و مبتلا به شب ادراري و بدخوابي گردد.33 تکليف کودکاني که در غياب مادر به مهدکودک و شيرخوارگاه سپرده مي شوند نيز مشخص است. طبق تحقيقات صورت گرفته رشد اين کودکان کمتر از حد طبيعي بوده و دچار عوارض منفي مي شوند.34 کودکستان ديگر مراکز نگهداري از کودکان نمي تواند جايگزين خوبي براي خانواده باشند و مربيان نيز نمي توانند جانشين خوبي براي مادر باشند.35 جدا شدن کودکان از مادران در نتيجه اشباع نشدن آنها از عاطفه مادري زمينه سازي بسياري از مشکلات روحي و رواني در آينده خواهد شد، اگرخوب بررسي شود معلوم مي شود که جوانان پرخاشگر، ناراحت، بي اعتنا نسبت به قانون و ... از تربيت صحيح و عاطفه مادري محروم بوده و به همين دليل گرفتار عقده هاي رواني و نابهنجاريهاي اجتماعي شده اند.36 دنياي امروز، زنان را که از نظر خلقت متخصص و آگاه به فن تربيت هستند به خروج از خانه و کار در بيرون و در مشاغلي که هيچ نوع تناسبي با طبع او ندارد وادار مي کند؛ آن گاه کودکان را تنها در خانه و دور از سرپرست رها مي کند و زماني که جرم و جنايت افزايش پيدا مي کند، تعجب کرده و دنبال علت آن مي گردد.37 الف) مشاغل مجاز: تمام مشاغل مباح موجود در جامعه، چنانچه در چهارچوب شرايط کار زنان واقع شود مجاز و مطلوب است. برخي از اين شرايط عبارتند از:38 1. عدم اختلاط با مردان 2. احترام به شخصيت والاي زن 3. عدم مغايرت با فطرت و روحيات زن 4. عدم استهلاک نيروي انساني ب) حدود زماني کار زنان: کار زنان در شب به هيچ عنوان مطلوب به نظر مي رسد. اگر زنان مشکل خاصي ندارند تا جايي که برايشان ممکن است کار نيمه وقت پيدا کنند تا بيشتر اوقات خود را در منزل و کنار فرزندانشان باشند.39
ج) نقش پدر در غياب مادر: پدر بايد در کنار مادر در امر تربيت نقش فعالي را ايفا کرده و شانه ازاين وظيفه مهم خالي نکند. برخي روان شناسان بر نقش پدر در تربيت بسيار تأکيد داشته و معتقدند کودکاني که از پدر محروم هستند دچار «گرسنگي پدر» خواهند شد. کودکان اين نياز را دارند که با بزرگسال مذکري ارتباط برقرار کنند و هيجانات خود را کنترل کنند.40 د) حدود کار زن: 1. در نظر گرفتن مصلحت خانواده 2. رعايت مصلحت فرزندان 3. رعايت مصلحت همسر 41 4. در نظر گرفتن مصلحت زن مادران بيش از آن چيزي که ما تصور مي کنيم در تربيت فرزند نقش دارند به طوري که آنها از تمام اعمال و رفتار ما در الگوبرداري مي کنند. همچنين اثرات مثبت اشتغال بيشتر به نفع خود زنان است تا همسران و فرزندانشان؛ چرا که مي توانند هم از نظر اقتصادي و هم از لحاظ نشان دادن تواناييهاي خود در جامعه مفيد بودن خود را به اثبات برسانند در حالي که بيشتر مادران شاغل اولويت در تربيت فرزند را ناديده گرفته و امور ديگر از جمله اشتغال را از اهميت بيشتري برخوردار مي دانند. زنان شاغل با توجه به اين که به ناچار مدتي از روز را در خارج از خانه مي گذرانند مدتي از کودکان خود دور هستند که در نتيجه فرزندان آنان دچار مشکلاتي خواهند شد که قبلا اشاره شد. از آنجا که توسعه نيروي انساني که امري مهم در پيشرفت و توسعه کشور است از طريق خانواده به خصوص مادران صورت مي گيرد توجه اين مسئله با اهميت است. همچنين باتوجه به کار بيرون زنان شاغل و نيز کارهاي خانه، آنان متحمل فشارهاي سنگين و مضاعفي مي گردند. و اما راهکار: الف) پيشنهاد به زنان که بايد مادران مشاغل اولويت سنجي کرده و تمام جوانب را در نظر گرفته و در صورت نياز اجتماع، وارد آن مشاغل شوند. ب) پيشنهاد به همسران زنان شاغل که لازم است آنان تحولي در ديدگاه هاي خود داده و کمک کار همسر خود باشند. ج) پيشنهاد به متوليان امور اجتماعي و دولت؛ از جمله دادن امتيازاتي به زنان خانه دار، در نظر گرفتن تسهيلاتي براي زنان شاغل، مجهز کردن شرکتها و مؤسسات به فنون پيشرفته و در اختيار گذاشتن اين فنون به زنان شاغل تا با اين کار عده زيادي از آنان بتوانند کارهاي اداري را در منزل انجام دهند و همچنين برگزاري همايشهايي در زمينه اشتغال زنان و تربيت. د) پيشنهاد به رسانه ها و مطبوعات که بايد بيشتر به بررسي اشتغال زنان بپردازند و راهکارهايي را در جهت کاهش آسيب هاي اشتغال بر زنان بيان کنند. همچنين مطبوعات نقش مهمي را در توجه دادن زنان به نقش اصلي خود ايفا مي کنند. مريم سالاري مقدم -------------------------------------------------------------------------------- پي نوشت ها: 1- رک: خديجه سفيري، احمد جعفر نژاد، عوامل درون سازماني بر ارزيابي از وضعيت شغلي زنان (بخش غير دولتي)، فصلنامه مطالعات زنان، سال اول، بهار1382، ش1، ص128 . 2- مرتضي، مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سي و يکم، 1380، صص17-16 . 3- حسن، طغرانگار، حقوق سياسي- اجتماعي زنان قبل و پس از انقلاب اسلامي، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ اول، 1383، ص35 . 4- باقر، ساروخاني، مقدمه اي بر جامعه شناسي خانواده، (تهران، انتشارات سروش، چاپ اول، 1370)، (تهران، انتشارات سروش، چاپ پنجم، 1382)، ص162 . 5- ........................، وضعيت زنان از نگاه آمار، روزنامه جوان، سال پنجم، 13/5/1382، ش1242، ص6. 6- رک: حسين، مظاهري، تربيت فرزند از نظر اسلام، بي جا، انتشارات ام ابيها، چاپ سوم، 1378، صص23 و 65 . 7- رک: علي اکبر، مظاهري، هشدارهاي تربيتي، قم، انتشارات هجرت، چاپ چهارم، 1376، صص31-30 . 8- زهرا، آيت اللهي، زن و خانواده، تهران، روابط عمومي شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان، چاپ اول، 1381، ج3، صص19-18 . 9- رک: رضا، فرهاديان، والدين و مربيان مسئول، قم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، چاپ اول، 1377، ص15 . 10- رک: زهرا، درويزه، بررسي رابطه همدلي مادران و دختران دانش آموز دبيرستاني و اختلالات رفتاري دختران شهر تهران، فصل نامه مطالعات زنان، سال اول، زمستان1382، ش3، صص35-33 11- رک: همان . 12- ابراهيم، اميني، اسلام و تعليم و تربيت، تهران، انجمن اولياء و مربيان جمهوري اسلامي ايران، چاپ اول، 1372، ج1، ص126 . 13- علي اکبر، مظاهري، هشدارهاي تربيتي، ص191 . 14- رک: زهرا، درويزه، بررسي رابطه همدلي مادران و دختران دانش آموز دبيرستاني و اختلالات رفتاري دختران شهر تهران، فصل نامه مطالعات زنان، ش3، صص32-31 . 15- رک: محمد علي، سادات، راهنماي پدران و مادران، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ سوم، 1372، ج1، ص81 . 16- رک: معصومه، حيدري، آداب رفتار با دختران، کاشان، انتشارات محتشم، چاپ اول، 1379، ص9 . 17- بتول، محتشمي، اشتغال زنان، بايدها و نبايدها، فصل نامه شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان، بهار1378، ش3، ص81 . 18- رک: ماريو، کله ران، روان شناسي مادران، ترجمه: ن. ايران دوست و شوراي نويسندگان خاتون، تهران، نشر خاتون، چاپ دوم، بي تا، ص82 . 19- حسين، اسحاقي، موانع، راهبردها و آسيب هاي مشارکت زنان، ماهنامه رواق انديشه، سال چهارم، شهريور1383، ش33، صص19-17 . 20- ماريو، کله ران، روان شناسي مادران، ترجمه: ن.ايران دوست و شوراي نويسندگان خاتون، ص82 . 21- رک: همان، ص82. 22- عبدالله، جوادي آملي، زن در آيينه جمال و جلال، قم، نشراسراء، چاپ چهارم، 1378، ص402 . 23- رک: داعي پور، بزهکاري زنان و عوامل مؤثر در آن، فصل نامه ندا، سال دوم، 1370، ش7، ص27 . 24- بتول، محتشمي، اشتغال زنان، بايدها و نبايدها، فصل نامه شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان، ش3، ص81 . 25- رک: علويه، ام الفخر، ياقوت و مرجان، بي جا، علويه ام الفخر، چاپ اول، 1372، ص128. 26- رک: علي، قائمي، حيات زن در انديشه اسلامي، تهران، انتشارات اميري، چاپ اول، 1373، ص85-83 . 27- .........................، زن در نگاه علم، فصلنامه کتاب نقد، سال پنجم، زمستان1379، ش17، ص275. 28- رک: علي، پريور، خانواده و شادکامي، بي جا، انتشارات فجر، چاپ اول، بي تا، ص126 . 29- همان، ص13 . 30- رک: باقر، ساروخاني، مقدمه اي بر جامعه شناسي خانواده، ص169 . 31- علي، قائمي، روان شناسي و تربيت کودکان شاهد، تهران، انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهوري اسلامي ايران، چاپ دوم، 1369، ص277 . 32- ..................، اشتغال زنان، وظايف مادري، تناقض در ديدگاه ها، روزنامه قدس، سال دوازدهم، 22/9/1378، ش3456، ص6 . 33- علي، پريور، هنر زن بودن، بي جا، نشر آثار، چاپ اول، 1375، ص25 . 34- رک: مجتبي، هاشمي رکاوندي، مقدمه اي بر روان شناسي زن، بي جا، نشر شفق، چاپ اول، 1370، ص58 . 35- فلسفي، گفتار فلسفي؛ کودک از نظر وراثت و تربيت، تهران، هيئت نشر معارف اسلامي، چاپ يازدهم، بي تا، ص265 . 36- رک: علي، پريور، خانواده و شادکامي، ص86 . 37- رک: همان، صص86 و 127 . 38- جمعي از دانش جويان و دانش پژوهان، جهاد جاودانه، قم، ستاد يادواره زنان شهيد، استان قم، 1382، ص93 . 39- رک: علي، قائمي، روان شناسي و تربيت کودکان شاهد، ص291 . 40- رک: آدامز، ميلنر و اسچرف، روان شناسي کودکان محروم از پدر، ترجمه: خسرو باقري و محمد عطاران، بي جا، بي نا، بي تا، صص10-8 . 41- علي، قائمي، نظام حيات خانواده در اسلام، تهران، انجمن اولياء و مربيان جمهوري اسلامي ايران، چاپ ششم، 1368، ص188. |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 5 اسفند1386 ساعت |
6 غذایی که هر خانمی به آن نیاز دارد !
این روزها همه مردم گوششان از توصیههای بهداشتی و نصایح کارشناسی «این را بخور، آن را نخور» پر است! اما هنوز هم کمتر خانمی است که بتواند از بین انواع تبلیغات رنگارنگ مواد غذایی، خوراکی سالم و لازم را تشخیص بدهد. الیزابت سامر، کارشناس تغذیه و نویسنده کتاب «خودتان را ضد پیری کنید» میگوید: «گاهی به ما القا میکنند که بعضی غذاها را سالمتر از آنچه واقعا هستند، فرض کنیم یا تصور کنیم برای سالم ماندن باید خوراکیهای گران قیمت و خارجی مصرف کنیم. این تصورات در اغلب موارد اشتباهند.» ![]() خانم سامر همچنین میگوید:«برخی تبلیغات با متمرکز کردن ذهن ما روی نکته خاصی، باعث میشوند تا ما از پرداختن به دیگر جنبههای زیانبار خوراکیها غافل شویم. مثلا وقتی عبارت بدون کلسترول را روی یک ماده غذایی میبینیم، دیگر به این فکر نمیکنیم که این محصول همچنان ممکن است دارای مقدار زیادی چربی بد باشد یا کالری بسیار بالا داشته باشد.» تارا میلر، کارشناس تغذیه هم میگوید:«برای اینکه بفهمید یک غذا سالم است یا نه باید همه اطلاعات تغذیهای آن را بخوانید و به همه مواد تشکیل دهنده و مقداری که از آن میخورید دقت کنید.» سالمترین غذاهایی را که هر خانمی باید مصرف کند، کدامند؟ چند کارشناس برجسته 6 خوراکی حیات بخش را به شما معرفی میکنند. اگرچه این6 خوراکی همه نیازهای تغذیهای شما را برطرف نمیکنند، اما وارد کردن آنها به رژیم غذاییتان میتواند از شما در برابر بسیاری از مشکلات محافظت کند. ماست کم چرب ماست کم چرب را باید دست کم 3 تا 5 وعده در هفته مصرف کنید. شاید از وقتی بشر مفهوم سلامت را فهمید، ماست را نیز بهعنوان یک غذای سالم شناخت! اما جالب است بدانید که هنوز هم با پیشرفت روزافزون پژوهش، فواید جدیدی برای ماست کشف میشود. البته نه تنها ماست، بلکه هر ماده تخمیر شده لبنیاتی، دارای پروبیوتیک است. پروبیوتیکها، باکتریهای مفیدی هستند که از راههای بیشماری به سلامت بدن کمک میکنند. خانم سامر میگوید: «برخی پژوهشگران حدس میزنند ماست قادر است خطر ابتلا به سرطان سینه را کاهش دهد. همچنین شواهد متقنی نشان میدهند که ماست به رفع مشکلات ناشی از سندرم روده تحریک پذیر و التهابات دستگاه گوارش کمک میکند. هر دوی این مشکلات در خانمها شایعتر از آقایان است.» سندرم روده تحریک پذیر، وضعیتی است که در آن عملکرد روده بزرگ با اختلال همراه بوده و فرد دچار علایمی مانند اسهال، یبوست، نفخ، دفع گاز یا درد شکم میشود. خانم سامر اضافه میکند: «ماست موجب کاهش خطر ابتلا به زخم معده و عفونتهای تناسلی خانمها نیز میشود.» راهنمای رژیم سالم آمریکا از شما میخواهد روزانه 3 وعده لبنیات کم چرب مصرف کنید. شما میتوانید از یک فنجان ماست برای هر وعده استفاده کنید. ماست سرشار از کلسیم است که همه خانمها در هر سنی که باشند برای داشتن استخوانهای سالم به آن نیاز دارند. یک فنجان ماست، چیزی حدود 448 میلی گرم کلسیم دارد، در حالی که یک لیوان شیر تنها 300 میلی گرم کلسیم دارد. ماهیهای چرب: آزاد، ساردین و خال مخالی شما باید هر هفته 2 یا 3 بار ماهی چرب مصرف کنید. این ماهیها دارای اسیدهای چرب امگا3 و بهویژه دو نوع خاص امگا3 به نام دی.اچ.ای و ای.پی.ای هستند. لاری تنسمن، یک کارشناس تغذیه از مرکز پزشکی مونت سینای نیویورک میگوید: «مواد موجود در ماهیهای چرب نقشی حیاتی در سالم نگه داشتن جداره سلولهای بدن ایفا میکنند. این مواد همچنین از ما در برابر بیماریهایی چون بیماری قلبی، سکته مغزی، پرفشاری خون، افسردگی، درد مفاصل و بیماریهای التهابی مثل لوپوس و آرتریت روماتوئید محافظت میکنند.» تحقیقات زیادی نیز حاکی از آنند که مصرف ماهی خطر ابتلا به آلزایمر را کم میکند. البته امگا3 در خوردنیهایی چون گردو، روغن برزک و بعضی از سسهای مایونز هم وجود دارد، اما الیزابت سامر هشدار میدهد: «بدن ما تنها دو فرم خاص از امگا3 را میتواند بهطور مستقیم مورد مصرف قرار دهد. این دو فرم همان دی.اچ.ای و ای.پیای هستند که در ماهی موجودند. با وجود آنکه مصرف خوردنیهای دیگر دارای امگا3 هم مفید است، اما برای سود بردن از امگا3 موجود در منابع دیگر مثل گردو، بدن باید یک سری فعل و انفعال خاص انجام دهد. این فعل و انفعالات نیز در بدن تک تک افراد متفاوت است و بنابر این مشخص نیست که هر فرد از خوردن یک گردو چقدر سود میبرد.» حبوبات حبوبات را هم باید دست کم 3 تا 4 وعده در هفته مصرف کرد. سوزان کراوز، کارشناس تغذیه میگوید: «حبوبات چربی اندکی دارند، آنها منبع خوبی از پروتئین و فیبر بوده و در برابر بیماری قلبی و سرطان سینه از شما محافظت میکنند.» وی میافزاید: «حبوبات آن قدر بهنظر معمولی میرسند که کسی به چشم غذای فانتزی سالم به آنها نگاه نمیکند، اما در حقیقت حبوبات یکی از سالمترین غذاهایی هستند که هر خانمی میتواند بخورد.» در پژوهشهایی که در ژورنال بینالمللی سرطان به چاپ رسید، پژوهشگران دریافتند که بهطور کلی حبوبات و به ویژه عدس، میتوانند مانع از ابتلا به سرطان سینه شوند. همچنین در پژوهش دیگری که در ژورنال آرشیو طب داخلی چاپ شد، پزشکان دریافتند مصرف بقولات میتواند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی را کاهش دهد. سوزان کراوز میگوید: «حبوبات منبع خوبی از فیبرهای محلول و نامحلول بوده و میتوانند به کاهش کلسترول کمک کنند. همچنین حبوبات بهدلیل داشتن ماده ایزوفلاوون میتوانند در تنظیم هورمونها و بهبود مشکلات حین قاعدگی خانمها و نشانگان پیش از قاعدگی مفید واقع شوند.» نشانگان پیش از قاعدگی ، وضعیتی است که در آن فرد قبل از شروع عادت ماهانه دچار بیحوصلگی، افسردگی یا حالتهای مشابه میشود. سویا از جمله غذاهایی است که ایزوفلاوون زیادی دارد، اما این ماده در منابع دیگری مثل شبدر قرمز، ماش، جوانه یونجه و نخود هم یافت میشود. خانم کراوز اضافه میکند: «حبوبات مادهای به نام مهارکننده پروتئاز دارند که میتواند در برابر سرطان سینه اثر محافظ داشته باشد. مهارکننده پروتئاز تقسیم سلولهای سرطانی را کند کرده و به این ترتیب از درست شدن تومور جلوگیری میکند.» نکته مهم دیگر اینکه حبوبات منبع پایداری از اسید فولیک هستند که برای خانمها در سنین باروری بسیار پر اهمیت است. اگر قصد باردار شدن داشته باشید، این ماده به سلامت نوزاد آینده تان کمک شایانی میکند. غذاهای قرمز! شما باید در هفته دست کم 3 تا 5 وعده غذاهای قرمز مانند گوجه فرنگی، هندوانه، گریپ فروت قرمز و پرتقال توسرخ مصرف کنید. ماده مغذی مهمی که در این خوراکیها وجود دارد، لیکوپن است. لیکوپن بیشتر به خاطر تأثیر خوبی که در جلوگیری از سرطان پروستات دارد، شناخته شده؛ اما این ماده فواید زیادی هم برای خانمها دارد. برخی پژوهشها اثر این ماده را در جلوگیری از ابتلا به سرطان سینه نشان دادهاند. به علاوه، تارا میلر میگوید: «لیکوپن آنتی اکسیدانی قوی است که از شما در برابر ابتلا به بیماری قلبی محافظت میکند.» تازهترین پژوهشها حاکی از آنند که لیکوپن، با جلوگیری از اثرات زیانبار اشعه فرابنفش روی پوست، به شما کمک میکند سالهای بیشتری پوست شاداب و جوان داشته باشید. ویتأمین دی یک خانم باید روزانه دست کم 400 واحد بینالمللی ویتأمین دی مصرف کند. برای دریافت این ماده میتوان از شیر کم چرب غنی شده با ویتأمین دی، یا آب پرتقال غنی شده با ویتأمین دی استفاده کرد. خانم سامر نقش ویتأمین دی را این طور توضیح میدهد: «ویتأمین دی برای کلسیم رسانی به استخوانها ضروری است، خطر ابتلا به پوکی استخوان را کاهش میدهد و میتواند در کاهش خطر ابتلا به بیماریهایی مانند دیابت، ام.اس و تومورهای سینه، تخمدان و روده بزرگ مؤثر باشد.» در حقیقت مطالعات انجام شده اخیر در دانشگاه سان دیگو کالیفرنیا نشان میدهند مصرف ویتأمین دی میتواند از بروز نصف موارد سرطان سینه، تخمدان و روده بزرگ در ایالات متحده آمریکا پیشگیری کند. متأسفانه زنان زیادی در جهان با کمبود این ویتأمین دست به گریبان هستند. علت اصلی این امر نیز محروم بودن از نور مستقیم آفتاب است. بدن ما برای ساختن ویتأمین دی نیازمند تماس مستقیم نور آفتاب با پوست است. با وجودیکه ویتأمین دی در منابعی چون ماهیهای خال مخالی، تون، آزاد و ساردین یافت میشود، اما متخصصان غذاهای غنی شده با ویتأمین دی مانند شیر غنی شده را بهترین منبع این ویتأمین میدانند. و... تنقلات! توت فرنگی و تمشک دو عضو از خانوادهای هستند که فرنگیها آنها را با نام خانواده «بری» میشناسند. علت این امر وجود پسوند «بری» در نام لاتین اعضای این خانواده از گیاهان است. زغال اخته نیز در این خانواده است. بهتر است هر هفته 3 تا 4 وعده از این گیاهان در رژیم غذایی گنجانده شود. ویژگی طلایی میوه این گیاهان، داشتن مادهای به نام آنتوسیان است که اثر ضد سرطان داشته و به ترمیم سلولهای بدن کمک میکند. پژوهشها نشان میدهند این ماده میتواند از ابتلا به انواع خاصی از سرطان، از جمله سرطان سینه و دستگاه گوارش پیشگیری کند. خانم کراوز میگوید: «میوههای خانواده «بری» ویتأمین ث و اسید فولیک زیادی هم دارند که برای همه خانمها در سنین باروری لازم است. همچنین این میوهها اثر آنتی اکسیدان قوی دارند که نه تنها از قلب محافظت میکند، بلکه میتواند پیری پوست را هم به تعویق بیندازد.» و در نهایت این میوهها مادهای به نام لوتئین دارند که باعث تقویت بینایی میشود. منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 5 اسفند1386 ساعت |
پوشش زنان محجبه، مد روز اروپا
زنان مسلمان که اکثر آنها از قشر جوان این کشورها هستند یا انتخاب شلوار، لباس های بلند زنانه و روسری های رنگی توانسته اند علاوه بر معرفی حجاب به عنوان نمادی از هویت اسلامی و شخصیت والای انسانی، پوشش کامل خود را به نوعی مد روز تبدیل کنند.
![]()
منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 5 اسفند1386 ساعت |
مادر بودن و منطقي بودن كار ساد ه اي نيست !
در عصر حاضر ، مادر بودن كار چندان ساده اي نيست . با وجود اطلاعاتي كه ازهمه طرف شنيده مي شود و با اينكه مادران در ميان فعاليت هاي فرزندانشان احاطه شده اند ، باز نمي دانند در موضوع تربيت به چه چيز بيشتر بايد توجه داشته باشند. با همه اين احوال ، هر ديدگاهي را كه فراموش كنند ، منطق را كه ازهمه اساسي تر ومهم تر است ، نبايد فراموش كنند. منطق چيزي خريدني يا فروختني نيست ، بلكه وجود دارد و روان شناسان بر اين نكته تاكيد دارند كه نبايد آن را ناديده گرفت . مادران در موردسرگرمي و تفريح فرزندانشان به گونه اي افراطي عمل مي كنند . بازي هاي آموزشي ، كتاب ها و ابراز و وسايل كه بيرون از منزل و در فروشگاه ها عرضه مي شود آن قدر آنها را مشغول مي كند كه ديگر به سرگرم كردن كودكشان فكر نمي كنند و كارهاي ساده اي مانند : دست زدن به نوزاد تازه به دنيا آمده يا بازي هايي نظير قايم باشك ، گرگم وگله مي برم ... را به فراموشي سپرده اند . آنها به علت اينكه ديگر وقتي براي پرداختن به فرزند خود ندارند خود را سرزنش مي كنند و براي جبران آن ، هر چه در مغازه هاي اسباب بازي فروشي وجود دارد مي خرند و به طور سيستماتيك و گاه به گونه اي افراطي سعي در سرگرم كردن فرزندان خود دارند. در حالي كه براي كودك كسل شدن گاه به گاه چندان هم بد نيست .
جايگاه افراد با اينكه مادران حجم بيشماري از اطلاعات را در اختيار دارند اما اغلب نمي دانند كه از ميان كتاب هاي راهنما كه به حد وفور در بازار عرضه مي شوند كدام يك را بايد انتخاب كنند. گاه منطق و نحوه انتقال ارزش ها به كودكان را فرماوش مي كنند در حالي كه این مسئله از بدو تولد كودك آغاز شده است . روش نگهداري كودك در سالهاي اخير 180 درجه تغيير كرده است . به طور مثال؛ قبل از اين مادران كودك را روي شكم مي خواباندند در حاليكه امروزه تاكيد برآن است كه حتما به پهلو خوابانده شود . يا كودك مي بايستي شير 5/37 در جه را بنوشد و حالا گفته مي شود كه بايد با دماي محيط اندازه گيري شود . پيش از اين شيشه شیراسترلیزه می شداماحالاکافی است بادقت شسته شود . بنابراين براي يك مادر جوان ، يافتن راه مناسب كار چندان ساده اي نيست . اين روش ها به همين جا ختم نمي شود تا دوران جواني فرزند ، مادر به طور مداوم با دستور العمل هايي رو به رو مي شود كه از گوشه وكنار مي شنود و متاسفانه اغلب هم ، يكديگر را نفي مي كنند . بايد متذكر شد كه منطق در عصر ما مورد بي توجهي قرار گرفته است . مادران بايد به خاطر داشته باشند كه تعيين حد و مرز براي فرزندان ضروري است و دررشد و تكامل آنان موثر است . منظور از به کارگيري منطق تحميل اجبار به كودك نيست ، بلكه آموزش سريع قواعد اجتماعي و خانوادگي است . اين منطق است كه به ما حكم مي كند كه او را از قراردادن انگشتانش در پريز برق منع كنيم و يا كنترل تلويزيون را در اختيار او قرار ندهيم ، چرا كه هنوز قادر به انتخاب يك برنامه خوب و مناسب نيست . همچنين اگر درامر تربيت بين پدر و مادر انسجام و هماهنگي لازم وجود نداشته باشد فرزند ، رفتاري تنش زا از خود نشان داده و مستبد بار مي آيد . درهمه اين موارد موضوع انتخاب يك عكس العمل عاقلانه است . مثلا در مورد پول توجیبي میتوان"درسن تعقل"اندکی پول توجیبی به فرزند داد.این به مفهوم پاداش دادن به کودک نیست.این پول توجیبی نباید در ازاي نمرات خوب مدرسه به او داده شودو يا برعكس با انجام كار ناشايست از او دريغ شود بلكه قبل از هر چيز يك قول و قرار و يك تعهد در ميان والدين و فرزندان براي شناخت مقام اوست . اين درست نيست كه همه چيز بر محور نتايج تحصيلي بچرخد ، البته بدون اينكه نسبت به نتايج تحصيلي كودك بي اهميت باشيد سعي كنيد توجه بيشتري به پشتكار و تلاش كودك داشته باشيد ، مهم آن است كه ارزش كودك را بالا ببريد و او را ارزشمند جلوه دهيد او را مورد تشويق قرار دهيد و به او آفرين بگوييد ، حتي براي يك موفقيت بسيار كوچك و ناچيز ورزشي و يا غيره ! درون يك خانواده رعايت حدود و حفظ جايگاه شخصي هريك از اعضا و عدم مقايسه فرزندان با يكديگر بسيار حائز اهميت است . اين كار براي يك مادر پر مشغله فوق تصور و بسيار مشكل است . به همين دليل مبادله افكار ميان زوجين براي ايجاد يك تعادل و هماهنگي رفتاري در برابر فرزندان مورد اهميت بسيار است .
ايجاد جايگاه هايي براي بحث و تبادل نظر درست است كه وقتي كودكان عزيز و دلبند ما بزرگ مي شوند ، مسائل را به راحتي حل وفصل نمي كنند و درست هنگامي كه به سن 14 يا 15 سالگي مي رسند ، برخي مادران ازخواب غفلت بيدار مي شوند وتازه پي مي برند كه فرزندانشان را روي پر قو بزرگ كرده اند و يا فرزنداني بي ادب تربيت كرده اند كه از كمترين همكاري با آنها دريغ مي كنند . بايد توجه داشت كه درسنين نوجواني فرزندان داراي اميال و نيازهاي خاص خود بوده و وارد مرحله تضاد و تقابل مي شوند . و زمان آموختن پايه هاي تربيت خوب و مناسب براي آنها نيست و همين امر است كه موجب بروز تنش ها مي شود ! بسياري از مادران مشكلات را براي خود پيچيده مي كنند شايد بخشي از اين پيچيدگي به جامعه برگردد . مادران آن قدر خود را براي همه چيز نگران مي كنند كه تفكر منطقي و عاقلانه مسائل را به فراموشي مي سپارند . اگر به طور ناگهاني ، يك كودك كمتر از گذشته در مدرسه كار كند و نمرات او پايين بيايد به جاي آنكه مورد مواخذه قرار گيرد ابتدا بايد با معلم او به گفتگو پرداخت . هنگامي كه يك كودك از صبح تا شب جيغ و فرياد مي كند يا هنگامي كه بعد از 6 ماه كه به كلاس اول رفته وتنها قادر است چند حرف با من من كردن تلفظ كند و يا هنگامي كه شما را مدام مي زند وبه صورت شما اشياء و اسباب بازي ها را پرتاب مي كند به جاي درگيري فكري بايد در مورد آنها صحبت كنيد! اين به معناي آن نيست كه با عجله به روانشناس مراجعه كنيد ( گر چه گاهي نيز ضروري است ) اما مواقعي هست كه راه حل ها روشن است و مادران به دليل احاطه شدن به وسيله مشكلات گوناگون اين راه حل ها را نمي بينند . صحبت كردن با صداي بلند در مورد مشكل و يا فاصله گرفتن و تقسيم آن مشكل يا قبول عقايد ديگران و جرات مشورت با افرادي چون همسايه ، دوست ، معلم واطرفيان مي تواند راه حل مناسب ديگري باشد. متاسفانه درعصر امروز همگان خود را روانشناس مي دانند ، به همين خاطر است كه منطق فراموش شده است و جايگاه بحث و تبادل نظر چه در مدرسه يا هرجاي ديگري اجازه فاصله گرفتن يا قبول نظرات ديگران را مي دهد . در حالي كه اين همفكري بايد در همه خانواده ها وجود داشته باشد ، تا بتوان به منطق و راه حل صحيح دست يافت .
مترجم : پروانه پاك سيما |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 5 اسفند1386 ساعت |
حجاب ؛ فراتر از مصونیت اجتماعی ....
●دامنه تأثیر رفتارها
بیتردید زندگی اجتماعی - خواه بر استدلال عقلی و خواه برخواسته فطری و خواه بر بنیان قراردادهای اجتماعی و... بنا شده باشد - از تأثیر و تأثّر متقابل افراد و عملكرد آنها تهی نیست. خوبیها و زیباییها برای فرد و خانواده و جامعه مفیدند و زشتیها و بدیها نیز به همه زیان میرسانند. و تأثیر خود را بر تمام اعضا و اركان جامعه به جا خواهند گذاشت. ●همنوایی آهنگ تكوین و تشریع مدبّر آفرینش كه خواهان تداوم نسل بشر است، خود، به قلم تدبیر و تكوین، جاذبههای عقلی، اجتماعی، فطری و زیستی - جنسی را در آدمیان و حتّی حیوانات و گیاهان به ودیعت نهاده تا در پرتو جذب و انجذاب درونی همیشگی شعله وجودشان را بر افروخته نگهدارند. خالق هستی برای بقای دیگر موجودات تنها همین جذب و انجذاب را كافی دانسته، ولی برای بقای نسل بشر مسؤولیت سپاری را نیز از نظر دور نداشته است؛ زیرا بشر چون جانوران و گیاهان نیست كه نسل وی تنها با جاذبههای زیستی - جنسی و عشق ورزی آزاد پایدار ماند. نوزاد انسان پس از تولّد به تغذیه، نگهداری و پرورش درست نیازمند است و بدون مراقبتهای بهداشتی، زیستی و... فرصت حیات نمییابد. بر این اساس، معمار هستی كه نهاد آدمی را آن گونه سرشت، برگنبد تشریع این گونه نوشت كه ازدواج محبوبترین بنیادها برای بنا نهادن كانون تولّد و مهد پرورش و رشد نوع انسان است۱، تاهم جذب و انجذاب به محیط خانواده محدود گردد و هم نسلی سالم و متعادل پرورش یابد. چون جذب و انجذاب لجام گسیخته هرگز به بقای نسل تن نمیدهد و آن را مزاحم عشق ورزی خود میبیند؛ همانگونه كه نسل ناسالم، پدر و مادری نمیشناسد تا آن نژاد را استمرار بخشد۲. به این منظور، انتظار میرود معمار نظام تكوین و تشریع در راه نیل به خواست خود، به تدبیر و تشریع لازم دست یازد و اسباب رسیدن به آن هدف را تشریع فرماید. «حجاب» در شمار این اسباب جای دارد. اینك در این نوشتار، با پرداختن به برخی آثار تربیتی و روان شناختی این دو پدیده، سودمندی و ضرر آفرینی هر یك را هویدا میسازیم تا هر كس خود آگاهانه تصمیم گیرد. ●حجاب و رشد شخصیت شخصیت؛ مجموعه افكار، عواطف، عادتها و اخلاقیات یك انسان است كه به تمایز وی از دیگران میانجامد۳؛ به عبارت دیگر، مجموعه صفات و ویژگیهای جسمی، روانی و رفتاری كه هر انسان را از انسانهای دیگر متمایز میسازد، شخصیت نام دارد۴. بر این اساس، هر كس شخصیتی دارد كه خود را با آن معرفی میكند. و دیگران نیز او را به همان ویژگیها میشناسند. در، «روانشناسی كمال» انسان رشد یافته كه انسان خواستارِ تحققِ خود (actualizing person - The Self) معرفی میگردد، این گونه توصیف شده است: انسانی كه نیازهای سطوح پایین (نیازهای جسمانی، ایمنی، تعلق، محبت و احترام) را پشت سر نهاده، در صدد استفاده از تواناییها و قابلیتهای خود است و به دنبال به فعلیّت رساندن خویشتن و تحقق خویش است۵. اریك فروم انسان رشد یافته را انسان بارور (Productive person) معرفی میكند و در تعریف او میگوید: وی انسانی است كه نیازهای روانیاش را از راههای بارور و زایا و خلاق ارضا میكند۶. به عقیده اریك فروم مؤثرترین عامل در رشد شخصیت انسان برآوردن معقول نیازهای روانی است كه حیوانات پست این نوع نیازها را ندارند. انسان سالم نیازهای روانی - نه نیازهای جسمانی مانند گرسنگی، تشنگی، جنسی و...- خود را از راههای خلاّق ارضا میكند و اشخاص ناسالم از راههای نامعقول۷. اكنون باید دید فرصت رشد شخصیت با رعایت حجاب بیشتر فراهم میگردد یا با عدم رعایت آن؟ انسانی كه پیوسته نگران زیبایی خود است و بیشتر در جهت معرفی پیكر خود میكوشد، بهتر میتواند قابلیتهای خود را بشناسد و به فعلیت برساند یا آن كه سر در باغ اندیشه دارد؟ آیا توجّه به نیازهای جسمانی و سطحی به انسان امكان رشد میدهد یا توجّه به نیازهای عالی و مخصوص انسانها؟ آیا غرق شدن در خود نمایی و جلب توجّه دیگران مسیر منتهی به یافتن خویشتن است؟ انسانی كه زندگیاش تحت فرمان و ارادهاش نیست، در حس هویّت یابی خود (of Identity A Sense) دچار شكست شده است۸ تا چه رسد به آن كه هویّتش را به كمال رساند. زیرا سلیقه و خواست دیگران در زندگیاش تأثیر میگذارد و چنان زندگی میكند كه دیگران میپسندند، نه آنگونه كه خود میپسندد. بیحجاب در اندیشه نمایش خود و زیبایی خویش است. این امر كه عقده حقارت (inferority complex) انسان را مینمایاند، زمینه رشد و تعالی وی را نابود میسازد؛ در حالی كه زن مانند مرد یك انسان است و باید از نظر انسانی رشد و تكامل یابد. كسی كه با نمایش زیبایی خود و گزینش پوششی ویژه در اندیشه جلب نظر دیگران به سر میبرد، در حقیقت میخواهد با تكیه بر جذابیتهای ظاهری خویش و نه اصالتها و ارزشهای متعالی خود، جایی در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام میدارد، آنچه برایش اصل است و اهمیّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانیت و اندیشه و لیاقت و كارآییاش. چنین فردی قبل از همه اسیر خویش است و به مغازهداری شبیه است كه پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر و تغییر دكور خود به سر میبرد و فرصت پرداختن به آرزوهای بزرگتر را نمییابد۹. ●حجاب و حرمت خود (احساس ارزشمندی) از نظر روانشناسی، قطعیترین عامل رشد انسان «میزان ارزشی» است كه هر فرد برای خود قائل است۱۰؛ به عبارت بهتر، نافذترین عامل رشد روانی و شخصیتیِ انسان، سطح حرمت خود (esteem - Self) او است. درجه ارزیابی فرد از خود، حرمت خود خوانده میشود و در واقع باز خوردی از مورد قبول بودن و مورد قبول نبودن به شمار میآید. این قضاوت در قالب رفتارهای كلامی و غیر كلامی بروز میكند و گسترهای است كه فرد خود را در آن پهنه توانا، مهم، موفق و با ارزش و یا ناموفق و بیارزش میداند۱۱. چنان كه گذشت، «سطح حرمت خود» در سازش یافتگی هیجانی، اجتماعی و عاطفی تأثیر بسیار دارد و از عوامل تعیین كننده اساسی در شكلدهی الگوهای رفتاری و عاطفی است؛ به گونهای كه تردید افراد در ارزشمندیشان به ناتوانی در رسیدن به زندگی عاطفی موزون میانجامد. این افراد همواره از آشكار شدن ناتوانیهاشان هراسناكند و صحنه را ترك میكنند. از طرفی خلاقیت با «سطح حرمت خود» رابطه كاملاً مستقیم دارد۱۲. به راستی آیا برهنه شدن و كشاندن رفتارهای جنسی به كوچه و خیابان به آدمی ارزش میدهد و انسان را از احساس ارزشمندی بهرهمند میسازد؟ البتّه شاید احساس رضایت آنی و زود گذر پدید آورد، ولی كمتر كسی است كه بر خورداری از این حالت و رفتار را ارزش تلقی كند و شخص برخوردار از این روحیه را ارزشمند بداند. افزون بر این، تأمین هر خواستهای همیشه با احساس رضایت همراه نیست. در جامعهای كه برهنگی تمام شریانهای آن را پر كرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشتهها و نداشتههای خویشند، انسانها در تشویش مستمر و دلهره همیشگی فرو میروند؛ زیرا رقابت و مقایسه در میدانی رخ مینماید كه ظرفیت رقابت ندارد و بدین سبب، آدمی به تنوع طلبی حریصانه كشیده میشود. بیتردید تا وقتی این اندیشه فضای ذهن آدمی را آكنده است، فرصتی برای بروز خلاقیت و ابتكار باقی نمیماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل دیگران و جلب نظر مردان و پسندیده شدن، هرگز اندیشه علمی را بر نمیتابد و نمیتواند یافتهای تازه عرضه كند. او در پی آن است كه در وضعیت موجود پسندیده شود نه آن كه وضعیت را تغییر دهد و با ابتكار و خلاقیت، طرحی نو در اندازد. از سوی دیگر، از آنجا كه احساس بیارزش بودن تمام وجود این افراد را پر كرده است، در پی جبران این كمبود بر میآیند و چون آسانترین راه رسیدن به این احساس، مقبول دیگران واقع شدن است، از طریق سكس و عرضه پیكر خود در این مسیر گام بر میدارند تا به شكلی، احساس ارزشمندیِ از كف رفته خود رإ؛ ّّ جبران كنند. در حالی كه شخص بر خوردار از حجاب هرگز چنین نیازی را احساس نمیكند. در نگاه او بهترین راه جبرانِ احساسِ ارزشمندی آن است كه خود را از دسترس بیگانگان دور نگهدارد و مقام و موقعیت خود را پایین نیاورد۱۳. گویا از همین رو است كه ویل دورانت میگوید: زنان دریافتند كه دست و دل بازی مایه طعن و تحقیر است. بنابراین، چنین افرادی هم ارزشمندی را از كف دادهاند و هم در جبران آن به بیراهه رفتهاند. راه رسیدن به احساس ارزشمندی پایدار، رفتن در پی كسب صفات ارزشمند و پایدار است. انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگهداشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزشمندی خود را ارتقا میبخشد تا آنجا كه مرد، نیازمندانه به آستان وی روی میآورد. بیتردید اگر زنان این مفهوم را به طور كامل درك كنند، به پوشیده داشتن و مخفی ساختن پیكر خویش بیشتر گرایش نشان میدهند۱۴ و پی خواهند برد كه راه احساس ارزشمندی در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نیست. راسل میگوید: از لحاظ هنری، مایه تأسف است كه بتوان به آسانی به زنان دست یافت. ویل دورانت نیز میگوید: آنچه میجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها میگردد۱۵. ویلیام جیمز به صراحت توصیه میكند: زنان عزّت و احترامشان به این است كه به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نكنند و خود را از دسترس مردان، دور نگهدارند. پس حجاب احساس ارزشمندی است؛ كه موقعیتی بلند مرتبه برای زنان پدید میآورد و مردان را در محدودیت فرو میبرد. اگر چه در بیان به زنان گفته میشود كه پوشیده بیرون آیید؛ ولی واقعیت آن است كه به مرد گفته میشود، بهره برداری جنسی در همه جا ممنوع. چون راه چشم را كه نافذترین كانال حسیِ مردان است، نمیتوان سد كرد. خانواده با اهمیّتترین نهاد اجتماعی است. خانواده كانون عشق و امید و تحقق آرزوهای آدمی و مركز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونهای كه هیچ جامعهای نمیتواند بدون خانواده پایدار بماند. در معارف الاهی خانواده مهمترین جایگاه پرورش انسان است. قرآن كریم همسران را «لباس» یكدیگر میداند و بدین ترتیب نقش هر یك را معیّن میكند. زن و شوهر نزدیكترین افراد به یكدیگرند و چون لباس، یكدیگر را از آفات و آسیبهای عفت سوز و ایمان برانداز حفظ میكنند۱۶. افزون بر این، آنها مانند لباس، مایه وقار و آراستگی یكدیگرند. بیتردید این نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شكل میگیرد. چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگی رها باشند، نمیتوانند برای یكدیگر چون لباس به شمار آیند و عفت و وقار و شخصیت هم را پاس دارند. حجاب از لوازم سامان یافتن چنین بنیادی است و بیحجابی با آن تعارض آشكار دارد؛ زیرا بیبند و باری در پوشش، بیبند و باری در تحریك و احساس نیاز را در پی دارد و تأمین نیازهای شعلهور بنیاد خانواده را نشانه میرود۱۷. غریزه جنسی یكی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا برای پایداریاش كافی نیست. بعد از ازدواج به تدریج با گذر زمان اهداف جدید شكل میگیرد؛ خواستههای زیستی و جنسی اندك اندك جای خود را به نیازهای روانی و امنیتی و عاطفی و شناختی میدهد و دیگر سرمایه عشق ورزی به تنهایی برای تأمین اهداف خانواده و خواستهها كافی نیست. نخستین شرط دستیابی بدین اهداف و تأمین خواستهای جدید، آن است كه زن و شوهر از هویّت و خواستهای فردی دست شویند و به سوی پی ریزی هویتی جمعی گام بردارند. چنانچه هر كس فقط خواهش خویش را پی گیرد؛ زن در جهت تجمل و خودنمایی و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبولیت خویش فرو رود و نقش مادری را به فراموشی سپارد؛ و از آن سوی مرد در اندیشه رسیدن به تمكینهای نوتر و پر رونقتر به سر برد و نقش پدری را فراموش كند، بنیان خانواده بر باد میرود. بیتردید كانون خانواده با اموری چون توجّه به لباس و بدن و روی و موی و انگشت نما شدن و مشخصتر معرفی كردن خود، پیوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدین امور و فراموش كردن اهداف خانواده و نیازهای برتر، پایههای خانواده را متزلزل میسازد. ●حجاب و مسؤولیت پذیری هر كس در برابر خود و دیگران مسؤول است. انجام موفقیتآمیز مسؤولیت به استعداد و برخورداری از توانمندیهای متناسب و ظرفیتهای روان شناختی و جسمی نیاز دارد. توفیق در پارهای از مسؤولیتها و حتّی سپردن برخی از مسؤولیتها به حجاب تكیه دارد و افرادی كه بیحجابی پیشه میكنند، توان انجام آن را ندارند. این گروه ناگزیر باید به خویش پردازند و - چنان كه امروزه مشاهده میكنیم - چارهای ندارند جز آن كه انجام آن مسؤولیتها را به دیگران و حتّی مردان بسپارند۱۸. زنانی كه در پی دلربایی و جلب نظر دیگرانند و جز عرضه پیكر خود به چیزی نمیاندیشند، هرگز نمیتوانند غمخوار همنوع خود باشند؛ در برابر خانواده و اجتماع احساس مسؤولیت كنند و به معنویت خود و اعضای خانواده و جامعه بیندیشند. این افراد، افزون بر آن كه خود به دلیل ناتوانی یا شانه خالی كردن از انجام دادن مسؤولیتهای فردی باز میمانند، با روحیه و وضعیت بدنی خاص خویش محیط را آلوده و موقعیت را برای فعالیت مسؤولیت پذیرانه نامساعد میسازند. بر این اساس، بازدهی فعالیتهای خانوادگی و اجتماعی را كاهش میدهند و حتّی دقّت عمل را دچار اختلال میكنند؛ به عبارت دیگر، این افراد خود ناتوان میمانند و دیگران را نیز از انجام دادن تعهدات و مسئولیتهاشان باز میدارند. تحقیقات گسترده و به ویژه پژوهشهای میدانی، حاكی از افت تولید و كاهش سطح كیفیت در مراكز آلوده به افراد بیحجاب، بر درستی این سخن گواهی میدهد. اسلام كه عاطل و باطل ماندن نیروهای عظیم انسانی و غیر انسانی را نمیپسندد، برای رسیدن به موفقیت در انجام تعهدات و مسؤولیتهای فردی و اجتماعی، استعداد و شرایطی را لازم میداند كه رعایت پوشش خاص یكی از آنها به شمار میآید. فرد بیحجاب با رعایت نكردن این شرط در واقع از قبول مسؤولیت خودداری ورزیده، در پی خواستههای خود میرود و حتّی دیگران را از انجام تعهدهای پذیرفته شده باز میدارد. بنابراین، حجاب هرگز به معنای محدود كردن حوزه مسؤولیت زن نیست. حجاب شرط موفقیت در انجام دادن مسؤولیتها و سپردن برخی مسؤولیتها است. انسان، با انتخاب بیحجابی از قبول مسؤولیتهای حساس و سنگین شانه خالی میكند؛ آزاد از هر تعهدی سر بار دیگران میشود و مسؤولیتها را به دیگران وا میگذارد. علی زینتی پینوشت: ۱. المیزان، محمدحسین طباطبائی، ج ۳. ۲. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل. ۳. مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادی. ۴. روانشناسی شخصیت، یوسف كریمی، ۵. روانشناسی كمال، دوان شولتس، گیتی خوشدل. ۶. مكتبها و نظریههای روانشناسی، سعید شاملو. ۷. روانشناسی كمال. ۸. فلسفه حجاب، علی محمدی. ۹. روانشناسی حرمت خود، ناتانیل براندل، هاشمی جمال. freeman sunfran cisco.۱۹۶ .Esteem - The Antecedents of self .۱۰ ۱۱. بررسی حرمت خود در نوجوانان...، سید حسن سلیمی، مجله روانشناسی، شماره ۲. ۱۲. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، صدرا. ۱۳. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، صدرا. ۱۴. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، صدرا. ۱۵. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، صدرا. ۱۶. المیزان، محمدحسین طباطبائی، ج ۳. ۱۷. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل. ۱۸. مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادی. منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 5 اسفند1386 ساعت |
حجاب ؛ فراتر از مصونیت اجتماعی ....
●دامنه تأثیر رفتارها
بیتردید زندگی اجتماعی - خواه بر استدلال عقلی و خواه برخواسته فطری و خواه بر بنیان قراردادهای اجتماعی و... بنا شده باشد - از تأثیر و تأثّر متقابل افراد و عملكرد آنها تهی نیست. خوبیها و زیباییها برای فرد و خانواده و جامعه مفیدند و زشتیها و بدیها نیز به همه زیان میرسانند. و تأثیر خود را بر تمام اعضا و اركان جامعه به جا خواهند گذاشت. ●همنوایی آهنگ تكوین و تشریع مدبّر آفرینش كه خواهان تداوم نسل بشر است، خود، به قلم تدبیر و تكوین، جاذبههای عقلی، اجتماعی، فطری و زیستی - جنسی را در آدمیان و حتّی حیوانات و گیاهان به ودیعت نهاده تا در پرتو جذب و انجذاب درونی همیشگی شعله وجودشان را بر افروخته نگهدارند. خالق هستی برای بقای دیگر موجودات تنها همین جذب و انجذاب را كافی دانسته، ولی برای بقای نسل بشر مسؤولیت سپاری را نیز از نظر دور نداشته است؛ زیرا بشر چون جانوران و گیاهان نیست كه نسل وی تنها با جاذبههای زیستی - جنسی و عشق ورزی آزاد پایدار ماند. نوزاد انسان پس از تولّد به تغذیه، نگهداری و پرورش درست نیازمند است و بدون مراقبتهای بهداشتی، زیستی و... فرصت حیات نمییابد. بر این اساس، معمار هستی كه نهاد آدمی را آن گونه سرشت، برگنبد تشریع این گونه نوشت كه ازدواج محبوبترین بنیادها برای بنا نهادن كانون تولّد و مهد پرورش و رشد نوع انسان است۱، تاهم جذب و انجذاب به محیط خانواده محدود گردد و هم نسلی سالم و متعادل پرورش یابد. چون جذب و انجذاب لجام گسیخته هرگز به بقای نسل تن نمیدهد و آن را مزاحم عشق ورزی خود میبیند؛ همانگونه كه نسل ناسالم، پدر و مادری نمیشناسد تا آن نژاد را استمرار بخشد۲. به این منظور، انتظار میرود معمار نظام تكوین و تشریع در راه نیل به خواست خود، به تدبیر و تشریع لازم دست یازد و اسباب رسیدن به آن هدف را تشریع فرماید. «حجاب» در شمار این اسباب جای دارد. اینك در این نوشتار، با پرداختن به برخی آثار تربیتی و روان شناختی این دو پدیده، سودمندی و ضرر آفرینی هر یك را هویدا میسازیم تا هر كس خود آگاهانه تصمیم گیرد. ●حجاب و رشد شخصیت شخصیت؛ مجموعه افكار، عواطف، عادتها و اخلاقیات یك انسان است كه به تمایز وی از دیگران میانجامد۳؛ به عبارت دیگر، مجموعه صفات و ویژگیهای جسمی، روانی و رفتاری كه هر انسان را از انسانهای دیگر متمایز میسازد، شخصیت نام دارد۴. بر این اساس، هر كس شخصیتی دارد كه خود را با آن معرفی میكند. و دیگران نیز او را به همان ویژگیها میشناسند. در، «روانشناسی كمال» انسان رشد یافته كه انسان خواستارِ تحققِ خود (actualizing person - The Self) معرفی میگردد، این گونه توصیف شده است: انسانی كه نیازهای سطوح پایین (نیازهای جسمانی، ایمنی، تعلق، محبت و احترام) را پشت سر نهاده، در صدد استفاده از تواناییها و قابلیتهای خود است و به دنبال به فعلیّت رساندن خویشتن و تحقق خویش است۵. اریك فروم انسان رشد یافته را انسان بارور (Productive person) معرفی میكند و در تعریف او میگوید: وی انسانی است كه نیازهای روانیاش را از راههای بارور و زایا و خلاق ارضا میكند۶. به عقیده اریك فروم مؤثرترین عامل در رشد شخصیت انسان برآوردن معقول نیازهای روانی است كه حیوانات پست این نوع نیازها را ندارند. انسان سالم نیازهای روانی - نه نیازهای جسمانی مانند گرسنگی، تشنگی، جنسی و...- خود را از راههای خلاّق ارضا میكند و اشخاص ناسالم از راههای نامعقول۷. اكنون باید دید فرصت رشد شخصیت با رعایت حجاب بیشتر فراهم میگردد یا با عدم رعایت آن؟ انسانی كه پیوسته نگران زیبایی خود است و بیشتر در جهت معرفی پیكر خود میكوشد، بهتر میتواند قابلیتهای خود را بشناسد و به فعلیت برساند یا آن كه سر در باغ اندیشه دارد؟ آیا توجّه به نیازهای جسمانی و سطحی به انسان امكان رشد میدهد یا توجّه به نیازهای عالی و مخصوص انسانها؟ آیا غرق شدن در خود نمایی و جلب توجّه دیگران مسیر منتهی به یافتن خویشتن است؟ انسانی كه زندگیاش تحت فرمان و ارادهاش نیست، در حس هویّت یابی خود (of Identity A Sense) دچار شكست شده است۸ تا چه رسد به آن كه هویّتش را به كمال رساند. زیرا سلیقه و خواست دیگران در زندگیاش تأثیر میگذارد و چنان زندگی میكند كه دیگران میپسندند، نه آنگونه كه خود میپسندد. بیحجاب در اندیشه نمایش خود و زیبایی خویش است. این امر كه عقده حقارت (inferority complex) انسان را مینمایاند، زمینه رشد و تعالی وی را نابود میسازد؛ در حالی كه زن مانند مرد یك انسان است و باید از نظر انسانی رشد و تكامل یابد. كسی كه با نمایش زیبایی خود و گزینش پوششی ویژه در اندیشه جلب نظر دیگران به سر میبرد، در حقیقت میخواهد با تكیه بر جذابیتهای ظاهری خویش و نه اصالتها و ارزشهای متعالی خود، جایی در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام میدارد، آنچه برایش اصل است و اهمیّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانیت و اندیشه و لیاقت و كارآییاش. چنین فردی قبل از همه اسیر خویش است و به مغازهداری شبیه است كه پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر و تغییر دكور خود به سر میبرد و فرصت پرداختن به آرزوهای بزرگتر را نمییابد۹. ●حجاب و حرمت خود (احساس ارزشمندی) از نظر روانشناسی، قطعیترین عامل رشد انسان «میزان ارزشی» است كه هر فرد برای خود قائل است۱۰؛ به عبارت بهتر، نافذترین عامل رشد روانی و شخصیتیِ انسان، سطح حرمت خود (esteem - Self) او است. درجه ارزیابی فرد از خود، حرمت خود خوانده میشود و در واقع باز خوردی از مورد قبول بودن و مورد قبول نبودن به شمار میآید. این قضاوت در قالب رفتارهای كلامی و غیر كلامی بروز میكند و گسترهای است كه فرد خود را در آن پهنه توانا، مهم، موفق و با ارزش و یا ناموفق و بیارزش میداند۱۱. چنان كه گذشت، «سطح حرمت خود» در سازش یافتگی هیجانی، اجتماعی و عاطفی تأثیر بسیار دارد و از عوامل تعیین كننده اساسی در شكلدهی الگوهای رفتاری و عاطفی است؛ به گونهای كه تردید افراد در ارزشمندیشان به ناتوانی در رسیدن به زندگی عاطفی موزون میانجامد. این افراد همواره از آشكار شدن ناتوانیهاشان هراسناكند و صحنه را ترك میكنند. از طرفی خلاقیت با «سطح حرمت خود» رابطه كاملاً مستقیم دارد۱۲. به راستی آیا برهنه شدن و كشاندن رفتارهای جنسی به كوچه و خیابان به آدمی ارزش میدهد و انسان را از احساس ارزشمندی بهرهمند میسازد؟ البتّه شاید احساس رضایت آنی و زود گذر پدید آورد، ولی كمتر كسی است كه بر خورداری از این حالت و رفتار را ارزش تلقی كند و شخص برخوردار از این روحیه را ارزشمند بداند. افزون بر این، تأمین هر خواستهای همیشه با احساس رضایت همراه نیست. در جامعهای كه برهنگی تمام شریانهای آن را پر كرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشتهها و نداشتههای خویشند، انسانها در تشویش مستمر و دلهره همیشگی فرو میروند؛ زیرا رقابت و مقایسه در میدانی رخ مینماید كه ظرفیت رقابت ندارد و بدین سبب، آدمی به تنوع طلبی حریصانه كشیده میشود. بیتردید تا وقتی این اندیشه فضای ذهن آدمی را آكنده است، فرصتی برای بروز خلاقیت و ابتكار باقی نمیماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل دیگران و جلب نظر مردان و پسندیده شدن، هرگز اندیشه علمی را بر نمیتابد و نمیتواند یافتهای تازه عرضه كند. او در پی آن است كه در وضعیت موجود پسندیده شود نه آن كه وضعیت را تغییر دهد و با ابتكار و خلاقیت، طرحی نو در اندازد. از سوی دیگر، از آنجا كه احساس بیارزش بودن تمام وجود این افراد را پر كرده است، در پی جبران این كمبود بر میآیند و چون آسانترین راه رسیدن به این احساس، مقبول دیگران واقع شدن است، از طریق سكس و عرضه پیكر خود در این مسیر گام بر میدارند تا به شكلی، احساس ارزشمندیِ از كف رفته خود رإ؛ ّّ جبران كنند. در حالی كه شخص بر خوردار از حجاب هرگز چنین نیازی را احساس نمیكند. در نگاه او بهترین راه جبرانِ احساسِ ارزشمندی آن است كه خود را از دسترس بیگانگان دور نگهدارد و مقام و موقعیت خود را پایین نیاورد۱۳. گویا از همین رو است كه ویل دورانت میگوید: زنان دریافتند كه دست و دل بازی مایه طعن و تحقیر است. بنابراین، چنین افرادی هم ارزشمندی را از كف دادهاند و هم در جبران آن به بیراهه رفتهاند. راه رسیدن به احساس ارزشمندی پایدار، رفتن در پی كسب صفات ارزشمند و پایدار است. انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگهداشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزشمندی خود را ارتقا میبخشد تا آنجا كه مرد، نیازمندانه به آستان وی روی میآورد. بیتردید اگر زنان این مفهوم را به طور كامل درك كنند، به پوشیده داشتن و مخفی ساختن پیكر خویش بیشتر گرایش نشان میدهند۱۴ و پی خواهند برد كه راه احساس ارزشمندی در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نیست. راسل میگوید: از لحاظ هنری، مایه تأسف است كه بتوان به آسانی به زنان دست یافت. ویل دورانت نیز میگوید: آنچه میجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها میگردد۱۵. ویلیام جیمز به صراحت توصیه میكند: زنان عزّت و احترامشان به این است كه به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نكنند و خود را از دسترس مردان، دور نگهدارند. پس حجاب احساس ارزشمندی است؛ كه موقعیتی بلند مرتبه برای زنان پدید میآورد و مردان را در محدودیت فرو میبرد. اگر چه در بیان به زنان گفته میشود كه پوشیده بیرون آیید؛ ولی واقعیت آن است كه به مرد گفته میشود، بهره برداری جنسی در همه جا ممنوع. چون راه چشم را كه نافذترین كانال حسیِ مردان است، نمیتوان سد كرد. خانواده با اهمیّتترین نهاد اجتماعی است. خانواده كانون عشق و امید و تحقق آرزوهای آدمی و مركز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونهای كه هیچ جامعهای نمیتواند بدون خانواده پایدار بماند. در معارف الاهی خانواده مهمترین جایگاه پرورش انسان است. قرآن كریم همسران را «لباس» یكدیگر میداند و بدین ترتیب نقش هر یك را معیّن میكند. زن و شوهر نزدیكترین افراد به یكدیگرند و چون لباس، یكدیگر را از آفات و آسیبهای عفت سوز و ایمان برانداز حفظ میكنند۱۶. افزون بر این، آنها مانند لباس، مایه وقار و آراستگی یكدیگرند. بیتردید این نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شكل میگیرد. چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگی رها باشند، نمیتوانند برای یكدیگر چون لباس به شمار آیند و عفت و وقار و شخصیت هم را پاس دارند. حجاب از لوازم سامان یافتن چنین بنیادی است و بیحجابی با آن تعارض آشكار دارد؛ زیرا بیبند و باری در پوشش، بیبند و باری در تحریك و احساس نیاز را در پی دارد و تأمین نیازهای شعلهور بنیاد خانواده را نشانه میرود۱۷. غریزه جنسی یكی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا برای پایداریاش كافی نیست. بعد از ازدواج به تدریج با گذر زمان اهداف جدید شكل میگیرد؛ خواستههای زیستی و جنسی اندك اندك جای خود را به نیازهای روانی و امنیتی و عاطفی و شناختی میدهد و دیگر سرمایه عشق ورزی به تنهایی برای تأمین اهداف خانواده و خواستهها كافی نیست. نخستین شرط دستیابی بدین اهداف و تأمین خواستهای جدید، آن است كه زن و شوهر از هویّت و خواستهای فردی دست شویند و به سوی پی ریزی هویتی جمعی گام بردارند. چنانچه هر كس فقط خواهش خویش را پی گیرد؛ زن در جهت تجمل و خودنمایی و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبولیت خویش فرو رود و نقش مادری را به فراموشی سپارد؛ و از آن سوی مرد در اندیشه رسیدن به تمكینهای نوتر و پر رونقتر به سر برد و نقش پدری را فراموش كند، بنیان خانواده بر باد میرود. بیتردید كانون خانواده با اموری چون توجّه به لباس و بدن و روی و موی و انگشت نما شدن و مشخصتر معرفی كردن خود، پیوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدین امور و فراموش كردن اهداف خانواده و نیازهای برتر، پایههای خانواده را متزلزل میسازد. ●حجاب و مسؤولیت پذیری هر كس در برابر خود و دیگران مسؤول است. انجام موفقیتآمیز مسؤولیت به استعداد و برخورداری از توانمندیهای متناسب و ظرفیتهای روان شناختی و جسمی نیاز دارد. توفیق در پارهای از مسؤولیتها و حتّی سپردن برخی از مسؤولیتها به حجاب تكیه دارد و افرادی كه بیحجابی پیشه میكنند، توان انجام آن را ندارند. این گروه ناگزیر باید به خویش پردازند و - چنان كه امروزه مشاهده میكنیم - چارهای ندارند جز آن كه انجام آن مسؤولیتها را به دیگران و حتّی مردان بسپارند۱۸. زنانی كه در پی دلربایی و جلب نظر دیگرانند و جز عرضه پیكر خود به چیزی نمیاندیشند، هرگز نمیتوانند غمخوار همنوع خود باشند؛ در برابر خانواده و اجتماع احساس مسؤولیت كنند و به معنویت خود و اعضای خانواده و جامعه بیندیشند. این افراد، افزون بر آن كه خود به دلیل ناتوانی یا شانه خالی كردن از انجام دادن مسؤولیتهای فردی باز میمانند، با روحیه و وضعیت بدنی خاص خویش محیط را آلوده و موقعیت را برای فعالیت مسؤولیت پذیرانه نامساعد میسازند. بر این اساس، بازدهی فعالیتهای خانوادگی و اجتماعی را كاهش میدهند و حتّی دقّت عمل را دچار اختلال میكنند؛ به عبارت دیگر، این افراد خود ناتوان میمانند و دیگران را نیز از انجام دادن تعهدات و مسئولیتهاشان باز میدارند. تحقیقات گسترده و به ویژه پژوهشهای میدانی، حاكی از افت تولید و كاهش سطح كیفیت در مراكز آلوده به افراد بیحجاب، بر درستی این سخن گواهی میدهد. اسلام كه عاطل و باطل ماندن نیروهای عظیم انسانی و غیر انسانی را نمیپسندد، برای رسیدن به موفقیت در انجام تعهدات و مسؤولیتهای فردی و اجتماعی، استعداد و شرایطی را لازم میداند كه رعایت پوشش خاص یكی از آنها به شمار میآید. فرد بیحجاب با رعایت نكردن این شرط در واقع از قبول مسؤولیت خودداری ورزیده، در پی خواستههای خود میرود و حتّی دیگران را از انجام تعهدهای پذیرفته شده باز میدارد. بنابراین، حجاب هرگز به معنای محدود كردن حوزه مسؤولیت زن نیست. حجاب شرط موفقیت در انجام دادن مسؤولیتها و سپردن برخی مسؤولیتها است. انسان، با انتخاب بیحجابی از قبول مسؤولیتهای حساس و سنگین شانه خالی میكند؛ آزاد از هر تعهدی سر بار دیگران میشود و مسؤولیتها را به دیگران وا میگذارد. علی زینتی پینوشت: ۱. المیزان، محمدحسین طباطبائی، ج ۳. ۲. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل. ۳. مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادی. ۴. روانشناسی شخصیت، یوسف كریمی، ۵. روانشناسی كمال، دوان شولتس، گیتی خوشدل. ۶. مكتبها و نظریههای روانشناسی، سعید شاملو. ۷. روانشناسی كمال. ۸. فلسفه حجاب، علی محمدی. ۹. روانشناسی حرمت خود، ناتانیل براندل، هاشمی جمال. freeman sunfran cisco.۱۹۶ .Esteem - The Antecedents of self .۱۰ ۱۱. بررسی حرمت خود در نوجوانان...، سید حسن سلیمی، مجله روانشناسی، شماره ۲. ۱۲. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، صدرا. ۱۳. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، صدرا. ۱۴. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، صدرا. ۱۵. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، صدرا. ۱۶. المیزان، محمدحسین طباطبائی، ج ۳. ۱۷. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل. ۱۸. مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادی. منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 5 اسفند1386 ساعت |
حجاب ؛ فراتر از مصونیت اجتماعی ....
●دامنه تأثیر رفتارها
بیتردید زندگی اجتماعی - خواه بر استدلال عقلی و خواه برخواسته فطری و خواه بر بنیان قراردادهای اجتماعی و... بنا شده باشد - از تأثیر و تأثّر متقابل افراد و عملكرد آنها تهی نیست. خوبیها و زیباییها برای فرد و خانواده و جامعه مفیدند و زشتیها و بدیها نیز به همه زیان میرسانند. و تأثیر خود را بر تمام اعضا و اركان جامعه به جا خواهند گذاشت. ●همنوایی آهنگ تكوین و تشریع مدبّر آفرینش كه خواهان تداوم نسل بشر است، خود، به قلم تدبیر و تكوین، جاذبههای عقلی، اجتماعی، فطری و زیستی - جنسی را در آدمیان و حتّی حیوانات و گیاهان به ودیعت نهاده تا در پرتو جذب و انجذاب درونی همیشگی شعله وجودشان را بر افروخته نگهدارند. خالق هستی برای بقای دیگر موجودات تنها همین جذب و انجذاب را كافی دانسته، ولی برای بقای نسل بشر مسؤولیت سپاری را نیز از نظر دور نداشته است؛ زیرا بشر چون جانوران و گیاهان نیست كه نسل وی تنها با جاذبههای زیستی - جنسی و عشق ورزی آزاد پایدار ماند. نوزاد انسان پس از تولّد به تغذیه، نگهداری و پرورش درست نیازمند است و بدون مراقبتهای بهداشتی، زیستی و... فرصت حیات نمییابد. بر این اساس، معمار هستی كه نهاد آدمی را آن گونه سرشت، برگنبد تشریع این گونه نوشت كه ازدواج محبوبترین بنیادها برای بنا نهادن كانون تولّد و مهد پرورش و رشد نوع انسان است۱، تاهم جذب و انجذاب به محیط خانواده محدود گردد و هم نسلی سالم و متعادل پرورش یابد. چون جذب و انجذاب لجام گسیخته هرگز به بقای نسل تن نمیدهد و آن را مزاحم عشق ورزی خود میبیند؛ همانگونه كه نسل ناسالم، پدر و مادری نمیشناسد تا آن نژاد را استمرار بخشد۲. به این منظور، انتظار میرود معمار نظام تكوین و تشریع در راه نیل به خواست خود، به تدبیر و تشریع لازم دست یازد و اسباب رسیدن به آن هدف را تشریع فرماید. «حجاب» در شمار این اسباب جای دارد. اینك در این نوشتار، با پرداختن به برخی آثار تربیتی و روان شناختی این دو پدیده، سودمندی و ضرر آفرینی هر یك را هویدا میسازیم تا هر كس خود آگاهانه تصمیم گیرد. ●حجاب و رشد شخصیت شخصیت؛ مجموعه افكار، عواطف، عادتها و اخلاقیات یك انسان است كه به تمایز وی از دیگران میانجامد۳؛ به عبارت دیگر، مجموعه صفات و ویژگیهای جسمی، روانی و رفتاری كه هر انسان را از انسانهای دیگر متمایز میسازد، شخصیت نام دارد۴. بر این اساس، هر كس شخصیتی دارد كه خود را با آن معرفی میكند. و دیگران نیز او را به همان ویژگیها میشناسند. در، «روانشناسی كمال» انسان رشد یافته كه انسان خواستارِ تحققِ خود (actualizing person - The Self) معرفی میگردد، این گونه توصیف شده است: انسانی كه نیازهای سطوح پایین (نیازهای جسمانی، ایمنی، تعلق، محبت و احترام) را پشت سر نهاده، در صدد استفاده از تواناییها و قابلیتهای خود است و به دنبال به فعلیّت رساندن خویشتن و تحقق خویش است۵. اریك فروم انسان رشد یافته را انسان بارور (Productive person) معرفی میكند و در تعریف او میگوید: وی انسانی است كه نیازهای روانیاش را از راههای بارور و زایا و خلاق ارضا میكند۶. به عقیده اریك فروم مؤثرترین عامل در رشد شخصیت انسان برآوردن معقول نیازهای روانی است كه حیوانات پست این نوع نیازها را ندارند. انسان سالم نیازهای روانی - نه نیازهای جسمانی مانند گرسنگی، تشنگی، جنسی و...- خود را از راههای خلاّق ارضا میكند و اشخاص ناسالم از راههای نامعقول۷. اكنون باید دید فرصت رشد شخصیت با رعایت حجاب بیشتر فراهم میگردد یا با عدم رعایت آن؟ انسانی كه پیوسته نگران زیبایی خود است و بیشتر در جهت معرفی پیكر خود میكوشد، بهتر میتواند قابلیتهای خود را بشناسد و به فعلیت برساند یا آن كه سر در باغ اندیشه دارد؟ آیا توجّه به نیازهای جسمانی و سطحی به انسان امكان رشد میدهد یا توجّه به نیازهای عالی و مخصوص انسانها؟ آیا غرق شدن در خود نمایی و جلب توجّه دیگران مسیر منتهی به یافتن خویشتن است؟ انسانی كه زندگیاش تحت فرمان و ارادهاش نیست، در حس هویّت یابی خود (of Identity A Sense) دچار شكست شده است۸ تا چه رسد به آن كه هویّتش را به كمال رساند. زیرا سلیقه و خواست دیگران در زندگیاش تأثیر میگذارد و چنان زندگی میكند كه دیگران میپسندند، نه آنگونه كه خود میپسندد. بیحجاب در اندیشه نمایش خود و زیبایی خویش است. این امر كه عقده حقارت (inferority complex) انسان را مینمایاند، زمینه رشد و تعالی وی را نابود میسازد؛ در حالی كه زن مانند مرد یك انسان است و باید از نظر انسانی رشد و تكامل یابد. كسی كه با نمایش زیبایی خود و گزینش پوششی ویژه در اندیشه جلب نظر دیگران به سر میبرد، در حقیقت میخواهد با تكیه بر جذابیتهای ظاهری خویش و نه اصالتها و ارزشهای متعالی خود، جایی در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام میدارد، آنچه برایش اصل است و اهمیّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانیت و اندیشه و لیاقت و كارآییاش. چنین فردی قبل از همه اسیر خویش است و به مغازهداری شبیه است كه پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر و تغییر دكور خود به سر میبرد و فرصت پرداختن به آرزوهای بزرگتر را نمییابد۹. ●حجاب و حرمت خود (احساس ارزشمندی) از نظر روانشناسی، قطعیترین عامل رشد انسان «میزان ارزشی» است كه هر فرد برای خود قائل است۱۰؛ به عبارت بهتر، نافذترین عامل رشد روانی و شخصیتیِ انسان، سطح حرمت خود (esteem - Self) او است. درجه ارزیابی فرد از خود، حرمت خود خوانده میشود و در واقع باز خوردی از مورد قبول بودن و مورد قبول نبودن به شمار میآید. این قضاوت در قالب رفتارهای كلامی و غیر كلامی بروز میكند و گسترهای است كه فرد خود را در آن پهنه توانا، مهم، موفق و با ارزش و یا ناموفق و بیارزش میداند۱۱. چنان كه گذشت، «سطح حرمت خود» در سازش یافتگی هیجانی، اجتماعی و عاطفی تأثیر بسیار دارد و از عوامل تعیین كننده اساسی در شكلدهی الگوهای رفتاری و عاطفی است؛ به گونهای كه تردید افراد در ارزشمندیشان به ناتوانی در رسیدن به زندگی عاطفی موزون میانجامد. این افراد همواره از آشكار شدن ناتوانیهاشان هراسناكند و صحنه را ترك میكنند. از طرفی خلاقیت با «سطح حرمت خود» رابطه كاملاً مستقیم دارد۱۲. به راستی آیا برهنه شدن و كشاندن رفتارهای جنسی به كوچه و خیابان به آدمی ارزش میدهد و انسان را از احساس ارزشمندی بهرهمند میسازد؟ البتّه شاید احساس رضایت آنی و زود گذر پدید آورد، ولی كمتر كسی است كه بر خورداری از این حالت و رفتار را ارزش تلقی كند و شخص برخوردار از این روحیه را ارزشمند بداند. افزون بر این، تأمین هر خواستهای همیشه با احساس رضایت همراه نیست. در جامعهای كه برهنگی تمام شریانهای آن را پر كرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشتهها و نداشتههای خویشند، انسانها در تشویش مستمر و دلهره همیشگی فرو میروند؛ زیرا رقابت و مقایسه در میدانی رخ مینماید كه ظرفیت رقابت ندارد و بدین سبب، آدمی به تنوع طلبی حریصانه كشیده میشود. بیتردید تا وقتی این اندیشه فضای ذهن آدمی را آكنده است، فرصتی برای بروز خلاقیت و ابتكار باقی نمیماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل دیگران و جلب نظر مردان و پسندیده شدن، هرگز اندیشه علمی را بر نمیتابد و نمیتواند یافتهای تازه عرضه كند. او در پی آن است كه در وضعیت موجود پسندیده شود نه آن كه وضعیت را تغییر دهد و با ابتكار و خلاقیت، طرحی نو در اندازد. از سوی دیگر، از آنجا كه احساس بیارزش بودن تمام وجود این افراد را پر كرده است، در پی جبران این كمبود بر میآیند و چون آسانترین راه رسیدن به این احساس، مقبول دیگران واقع شدن است، از طریق سكس و عرضه پیكر خود در این مسیر گام بر میدارند تا به شكلی، احساس ارزشمندیِ از كف رفته خود رإ؛ ّّ جبران كنند. در حالی كه شخص بر خوردار از حجاب هرگز چنین نیازی را احساس نمیكند. در نگاه او بهترین راه جبرانِ احساسِ ارزشمندی آن است كه خود را از دسترس بیگانگان دور نگهدارد و مقام و موقعیت خود را پایین نیاورد۱۳. گویا از همین رو است كه ویل دورانت میگوید: زنان دریافتند كه دست و دل بازی مایه طعن و تحقیر است. بنابراین، چنین افرادی هم ارزشمندی را از كف دادهاند و هم در جبران آن به بیراهه رفتهاند. راه رسیدن به احساس ارزشمندی پایدار، رفتن در پی كسب صفات ارزشمند و پایدار است. انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگهداشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزشمندی خود را ارتقا میبخشد تا آنجا كه مرد، نیازمندانه به آستان وی روی میآورد. بیتردید اگر زنان این مفهوم را به طور كامل درك كنند، به پوشیده داشتن و مخفی ساختن پیكر خویش بیشتر گرایش نشان میدهند۱۴ و پی خواهند برد كه راه احساس ارزشمندی در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نیست. راسل میگوید: از لحاظ هنری، مایه تأسف است كه بتوان به آسانی به زنان دست یافت. ویل دورانت نیز میگوید: آنچه میجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها میگردد۱۵. ویلیام جیمز به صراحت توصیه میكند: زنان عزّت و احترامشان به این است كه به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نكنند و خود را از دسترس مردان، دور نگهدارند. پس حجاب احساس ارزشمندی است؛ كه موقعیتی بلند مرتبه برای زنان پدید میآورد و مردان را در محدودیت فرو میبرد. اگر چه در بیان به زنان گفته میشود كه پوشیده بیرون آیید؛ ولی واقعیت آن است كه به مرد گفته میشود، بهره برداری جنسی در همه جا ممنوع. چون راه چشم را كه نافذترین كانال حسیِ مردان است، نمیتوان سد كرد. خانواده با اهمیّتترین نهاد اجتماعی است. خانواده كانون عشق و امید و تحقق آرزوهای آدمی و مركز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونهای كه هیچ جامعهای نمیتواند بدون خانواده پایدار بماند. در معارف الاهی خانواده مهمترین جایگاه پرورش انسان است. قرآن كریم همسران را «لباس» یكدیگر میداند و بدین ترتیب نقش هر یك را معیّن میكند. زن و شوهر نزدیكترین افراد به یكدیگرند و چون لباس، یكدیگر را از آفات و آسیبهای عفت سوز و ایمان برانداز حفظ میكنند۱۶. افزون بر این، آنها مانند لباس، مایه وقار و آراستگی یكدیگرند. بیتردید این نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شكل میگیرد. چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگی رها باشند، نمیتوانند برای یكدیگر چون لباس به شمار آیند و عفت و وقار و شخصیت هم را پاس دارند. حجاب از لوازم سامان یافتن چنین بنیادی است و بیحجابی با آن تعارض آشكار دارد؛ زیرا بیبند و باری در پوشش، بیبند و باری در تحریك و احساس نیاز را در پی دارد و تأمین نیازهای شعلهور بنیاد خانواده را نشانه میرود۱۷. غریزه جنسی یكی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا برای پایداریاش كافی نیست. بعد از ازدواج به تدریج با گذر زمان اهداف جدید شكل میگیرد؛ خواستههای زیستی و جنسی اندك اندك جای خود را به نیازهای روانی و امنیتی و عاطفی و شناختی میدهد و دیگر سرمایه عشق ورزی به تنهایی برای تأمین اهداف خانواده و خواستهها كافی نیست. نخستین شرط دستیابی بدین اهداف و تأمین خواستهای جدید، آن است كه زن و شوهر از هویّت و خواستهای فردی دست شویند و به سوی پی ریزی هویتی جمعی گام بردارند. چنانچه هر كس فقط خواهش خویش را پی گیرد؛ زن در جهت تجمل و خودنمایی و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبولیت خویش فرو رود و نقش مادری را به فراموشی سپارد؛ و از آن سوی مرد در اندیشه رسیدن به تمكینهای نوتر و پر رونقتر به سر برد و نقش پدری را فراموش كند، بنیان خانواده بر باد میرود. بیتردید كانون خانواده با اموری چون توجّه به لباس و بدن و روی و موی و انگشت نما شدن و مشخصتر معرفی كردن خود، پیوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدین امور و فراموش كردن اهداف خانواده و نیازهای برتر، پایههای خانواده را متزلزل میسازد. ●حجاب و مسؤولیت پذیری هر كس در برابر خود و دیگران مسؤول است. انجام موفقیتآمیز مسؤولیت به استعداد و برخورداری از توانمندیهای متناسب و ظرفیتهای روان شناختی و جسمی نیاز دارد. توفیق در پارهای از مسؤولیتها و حتّی سپردن برخی از مسؤولیتها به حجاب تكیه دارد و افرادی كه بیحجابی پیشه میكنند، توان انجام آن را ندارند. این گروه ناگزیر باید به خویش پردازند و - چنان كه امروزه مشاهده میكنیم - چارهای ندارند جز آن كه انجام آن مسؤولیتها را به دیگران و حتّی مردان بسپارند۱۸. زنانی كه در پی دلربایی و جلب نظر دیگرانند و جز عرضه پیكر خود به چیزی نمیاندیشند، هرگز نمیتوانند غمخوار همنوع خود باشند؛ در برابر خانواده و اجتماع احساس مسؤولیت كنند و به معنویت خود و اعضای خانواده و جامعه بیندیشند. این افراد، افزون بر آن كه خود به دلیل ناتوانی یا شانه خالی كردن از انجام دادن مسؤولیتهای فردی باز میمانند، با روحیه و وضعیت بدنی خاص خویش محیط را آلوده و موقعیت را برای فعالیت مسؤولیت پذیرانه نامساعد میسازند. بر این اساس، بازدهی فعالیتهای خانوادگی و اجتماعی را كاهش میدهند و حتّی دقّت عمل را دچار اختلال میكنند؛ به عبارت دیگر، این افراد خود ناتوان میمانند و دیگران را نیز از انجام دادن تعهدات و مسئولیتهاشان باز میدارند. تحقیقات گسترده و به ویژه پژوهشهای میدانی، حاكی از افت تولید و كاهش سطح كیفیت در مراكز آلوده به افراد بیحجاب، بر درستی این سخن گواهی میدهد. اسلام كه عاطل و باطل ماندن نیروهای عظیم انسانی و غیر انسانی را نمیپسندد، برای رسیدن به موفقیت در انجام تعهدات و مسؤولیتهای فردی و اجتماعی، استعداد و شرایطی را لازم میداند كه رعایت پوشش خاص یكی از آنها به شمار میآید. فرد بیحجاب با رعایت نكردن این شرط در واقع از قبول مسؤولیت خودداری ورزیده، در پی خواستههای خود میرود و حتّی دیگران را از انجام تعهدهای پذیرفته شده باز میدارد. بنابراین، حجاب هرگز به معنای محدود كردن حوزه مسؤولیت زن نیست. حجاب شرط موفقیت در انجام دادن مسؤولیتها و سپردن برخی مسؤولیتها است. انسان، با انتخاب بیحجابی از قبول مسؤولیتهای حساس و سنگین شانه خالی میكند؛ آزاد از هر تعهدی سر بار دیگران میشود و مسؤولیتها را به دیگران وا میگذارد. علی زینتی پینوشت: ۱. المیزان، محمدحسین طباطبائی، ج ۳. ۲. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل. ۳. مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادی. ۴. روانشناسی شخصیت، یوسف كریمی، ۵. روانشناسی كمال، دوان شولتس، گیتی خوشدل. ۶. مكتبها و نظریههای روانشناسی، سعید شاملو. ۷. روانشناسی كمال. ۸. فلسفه حجاب، علی محمدی. ۹. روانشناسی حرمت خود، ناتانیل براندل، هاشمی جمال. freeman sunfran cisco.۱۹۶ .Esteem - The Antecedents of self .۱۰ ۱۱. بررسی حرمت خود در نوجوانان...، سید حسن سلیمی، مجله روانشناسی، شماره ۲. ۱۲. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، صدرا. ۱۳. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، صدرا. ۱۴. مسأله حجاب، مرتضی مطهری، صدرا. ۱۵. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، صدرا. ۱۶. المیزان، محمدحسین طباطبائی، ج ۳. ۱۷. فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل. ۱۸. مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادی. منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 5 اسفند1386 ساعت |
چرا باید حجاب را رعایت کرد؟ چرا پسران حجاب ندارند ؟
براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است:
1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آنها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است. پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است. 2- توجه به ساختار فیزیولوژى انسان نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطهاى مستقیم با تفاوتهاى جسمى و روحى زن و مرد دارد. در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روانشناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّکهاى چشمىِ شهوتانگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمونها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّکهاى شهوانى قرار مىگیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّکهاى حسى پاسخ مىدهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است. از این گذشته چون هورمونهاى جنسى زن به صورت دورهاى ترشح مىشوند و به طور متفاوت عمل مىکنند، تأثیر محرّکهاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است. استاد مطهری در زمینه وجوب پوشش زنان می فرماید : «اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچىگرى او ناشى مىشود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباسهاى بدن نما و آرایشهاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مىخواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحرافهاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».(1) به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علتهاى این حکم است ؛ بنابراین جذابیت مو و دیگر اندام ها در مورد زن و مرد یکسان نیست و همین طور تحریک پذیری زنان و مردان به یک صورت نمی باشد و این مسئله از نظر علمی نیز کاملا پذیرفته است. البته این بدان معنا نیست که مردان با هر وضعیتی و با هر نوع پوششی می توانند درون جامعه ظاهر شوند ، بلکه برای آنان نیز محدودیت در نظر گرفته شده ، اما همان گونه که بیان شد در حد پوشش زنان نیست . با توجه به مطالب فوق مىتوان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مىخواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مىآمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مىریزد. اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست. ج) آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى 1- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هیجانها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است. 2- تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین. با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادىهاى خود تلقّى مىکنند وافراد متأهل هر روز در مقایسهاى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مىگیرند. این مقایسهها، هوس را دامن زده و ریشه زندگى و پیوند خانواده را مىسوزاند. 3- استوارى اجتماعى و استیفاى نیروى کار و فعالیّت دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آنها کاسته مىشود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است. 4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانى او حیا، عفاف و حجاب زن مىتواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است. حجاب موجب می شود که زنان تنها از نگاه جنسیتی و زیبائی جسمی نگریسته نشوند و این مسئله موجب احیاء حیثیت و حرمت زن و توجه بیشتر به شایستگی اخلاقی و روحی و استعداد های دیگر در وجود زنان می شود. اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى و استفاده ابزاری از زنان را منع کرده است. در واقع حجاب موجب محدودیت مردان هرزه مىباشد که در صدد کام جویىهاى آزاد و بى حد و حصر هستند و از طرفی مصونیت و حفظ شخصیت زنان از دست این گروه از مردان است. در عین حال در اسلام برای مردان نیز پوشش در حد معقول قرار داده و مردان نیز آزادی بی حد و حصر در پوشش ندارند . و از طرف دیگر آنها را بر حفظ نگاه از نامحرم و کنترل شهوت در نگاه تکلیف کرده است که کنترل نگاه برای مردان در نسبت با زنان سخت تر است. پینوشتها: 1. مطهری ،مرتضی ، مجموعه آثار ج19 ص 436- 437. منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در یکشنبه 5 اسفند1386 ساعت |
نكته هاي آشپزي در مورد پخت گوشت
₪ اگر ميخواهيد گوشت سفت را ترد كنيد ، روي همه قسمت هاي آن مخلوطي از سركه و روغن زيتون بماليد و بگذاريد به مدت دو ساعت بماند ، سپس بپزيد .
₪ اگر گوشت شما خيلي سفت و تازه است ، روي همه قسمت هاي آن جوش شيرين بماليد ، بگذاريد چند ساعت بماند، سپس قبل از پختن كاملاً بشوئيد . ₪ وقتي ميخواهيد گوشت را با زدن چكش يا كارد نرم كنيد ، روي آن آرد بپاشيد ،اين كار از خارج شدن آب گوشت جلوگيري خواهد كرد . منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
افسردگی در بانوان , دلایل و راه کار ها
همه اذعان دارند که افسردگی در زنان شایعتر از مردان است. نرخ افسردگی در مردان و زنان چنان متفاوت است که در واقع حدس زده میشود که 70 درصد از بیماران افسرده، زنان هستند. این اختلاف، این پرسش را در برابر نظریهپردازان قرار داده است: چرا زنان چنین بیش از مردان مستعد ابتلا به افسردگی هستند؟ پاسخهای متعددی به این سؤال داده شده و روشن شده است که عوامل زیر در آن نقش دارند
![]()
منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
ویژگیهای زن و مرد خوب
شناخت ویژگیهای مناسب و مطلوب هر یک از مرد و زن و انتخاب همسر براساس آنها امری مهم است جوانان می خواهند شاخصهای مثبت را برای یک ازدواج موفق بدانند تا بر پایه آنها همسر و شریک آینده زندگی خود را انتخاب کنند این ویژگیها چه در باره خانم ها و چه در خصوص آقایان ضرورتی انکارناپذیر است به طور قطع دختر خانم ها و آقا پسرها در محیطهای زندگی شخصی و اجتماعی گوناگون، متفاوت تربیت می شوند و همین تربیتهای متفاوت موجب نگرانی و دردسرهای آینده زندگی مشترک می شود، پس این پرسش که زن خوب یا مرد خوب کیست، و چه ملاکهایی را در انتخاب همسر رعایت کنیم، امری مهم و حائز اهمیت است.
ویژگیهای زن خوب بیان کلی پارسا بودن زن به عنوان معیاری برای یک زن خوب انسان را در تعیین مصادیق آن دچار تردید می کند بنابراین ملاکهایی را برای زن خوب بیان می کنیم. مشخص ترین معیار زن شایسته خوب شوهرداری است. در خبر از حضرت امام باقر (ع) نقل شده است حضرتش فرمود: «خداوند بر مردان و زنان هر دو جهاد نوشته است جهاد مرد بذل مال و جان است تا کشته شود و جهاد زن آن است که بر غیرت و ناراحتیهای شوهر صبر کند». بنابراین صبر زن در مقابل ناملایمات و ناسازگاری شوهر در حد جهاد شوهر ستوده شده است و هم چنین جهاد زن خوب شوهر داری توصیف شده است. بهترین زنان در توصیف پیامبر اسلام زیباترین آنان هستند که کم مهره ترین باشند، هم چنین فرمود می خواهید بهترین زنان را معرفی کنم؟ گفتند: آری یا رسول ا... فرمود: بهترین زنان آنست که بچه زیاد می آورد و با عاطفه و محبت و عفیف و پوشیده باشد، در خانواده اش عزیز و محترم و برای شوهر متواضع و فروتن باشد، با شوهر شوخ و مزاحگر و نسبت به دیگران و اغیار مستور و خوددار باشد به سخن شوهر گوش فرا دهد، فرمانبرداری نماید در خلوت خود را برای او بیاراید. مردی به محضر پیامبر اسلام (ص) آمد و گفت: ای رسول خدا، همسری دارم که چون به خانه می روم به پیشبازم می آید و وقتی بیرون می روم بدرقه ام می نماید و اگر مرا غصه دار ببیند می گوید غم مخور که اگر غم روزی می خوری خداوند آن را به عهده گرفته و اگر برای آخرت غم داری و فکر می کنی خداوند بر فکر و غم تو بیفزاید. پیامبر (ص) فرمود: او را بشارت بهشت ده و به وی بگو که تو یکی از عاملان خداوندی و در هر روز پاداش ۷۰ شهید برای تو خواهد بود (مکارم الاخلاق ج ۱ ص ۳۸۲) در کتاب تهذیب شیخ طوسی جلد ۷ آمده است ابی حمزه از جابر انصاری، صحابه پیامبر (ص) نقل کرد که شنیدم جابرانصاری سخن می گفت از جلسه ای که در محضر رسول خدا (ص) داشتند و درباره زنان و فضیلت بعضی از آنان نسبت به بعضی دیگر سخن به میان آمده بود پیامبر اسلام (ص) فرمود: آیا مایلید از بهترین زنان شما خبر دهم؟ حضار گفتند: بلی یا رسول ا... سپس پیامبر (ص) فرمود بهترین زنان شما زنانی هستند که فرزند به دنیا آورند و محبوب و پوشیده باشند در بین خانواده خود با عزت، و نزد شوهرشان متواضع و فروتن باشند برای شوهرشان خود را بیارایند و از اغیار خود را بپوشانند و امر شوهر را اطاعت کنند و خود را در اختیار وی قرار دهند. آنگاه از رسول خدا (ص) نقل شده است بهترین زنان آنست که خوشبو و خوش غذا باشد. اگر خرج کند در راه صحیح و خوب خرج کند و اگر امساک نماید به روش صحیح باشد. از امام صادق (ع) نقل شده است: بهترین زنان آنست که اگر خشمگین شود به شوهر گوید دست من در دست توست یعنی در اختیار تو هستم به بستر خواب نخواهم رفت تا این که از من خشنود شوی از تمام روایات پیش گفته این مهم استفاده می شود. که بهترین زنان آنانی هستند که صفات جمال و کمال را با هم داشته باشند و زیبایی زن در چهره و اندام و موهای بلند او است و کمال زن در فهم و تواضع در برابر شوهر و غیرت در مقابل اغیار است. زن خوب به عنوان همسر و زوجه مرد آن قدر در اسلام تاکید شده است که حضرت رسول (ص) فرمود: هیچ مردی بعد از اسلام نفعی بالاتر از همسر مسلمان عایدش نمی شود که چون به او بنگرد مسرور گردد و چون به او فرمانی دهد اطاعت نماید و در نبود شوهر مال او و ناموس خود را حفظ کند. منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
چگونه توجه شوهر مان را به خود جلب کنیم
مردها یا عاشق نمی شوند و یا وقتی هم که عاشق شدند به سختی عاشق می شوند؛ آقایون عاشق عاشق شدن هستند. شاید به صورت کلیشه ای همیشه آقایون به عنوان افرادی معرفی شده باشند که تک بعدی به قضایا فکر کرده و فقط به دنبال برقراری رابطه جنسی هستند؛ اما حقیقت اینجاست که وقتی یک مرد با کسی که دوستش می دارد ارتباط برقرار می کند، هر روز احساسش نسبت به او بیشتر شده و دلش برای او بیشتر می تپد.
اگر می بینید که نیمی از مردها اظهار می دارند که در حال حاضر با کسی که دوستش داشته باشند، ارتباط برقرار نکرده اند معنایش این است که قلبشان را آماده نگه داشته اند تا برای فرد مورد نظر شروع به تپیدن کند؛ اما این آقایون منتظر چه هستند؟ چه چیز سبب می شود آنها عاشق شوند؟ بعد از شیمی مناسب، جذابیت، و قرارگرفتن در زمان و مکان مناسب تصور می کنم تنها سوالی که به ذهن می رسد، این پرسش باشد که: چه چیز سبب می شود آقایون عاشق شوند و عاشق باقی بمانند؟ در حدودو 60% از آقایون بر این باورند که در یک ارتباط، حفظ رابطه ی دوستانه مهم تر از هر مسئله ای است. (و تنها 8% از آقایون هستند که تصور می کنند ارتباط جنسی از اولین اولویت برخوردار است.) اما اجازه دهید کمی دقیق تر و عمیق تر به این مسئله نگاه کنیم. مردها واقعاً به دنبال برقراری ارتباط با چه تیپ خانم هایی هستند؟ با آگاهی کامل نسبت به این مطلب که کشف علاقه ی آقایون به خانم ها مانند حرکات پولوتونیوم 24 غیر قابل پیش بینی است، اما نکاتی وجود دارد که اگر در خانم وجود داشته باشد، برای آقایون از ارزش بالایی برخوردار خواهد بود. این موارد به شرح زیر می باشند: خانمی که به چیزی غیر از او علاقه داشته باشد بله، خیلی خوب است که خانم تمام هواسش به همسرش باشد. بله، خیلی خوب است که آقا را نازپرورده بار بیاورد. بله، خیلی خوب است که با خانمی زندگی کنید که امواج تعریف و تمجید، و.... را بر روی شما سرازیر کند. اما باید توجه داشت که دیواری به بلندای دیوار چین میان یک نگاه گذرا و جلب توجه برای یک زندگی طولانی مدت وجود دارد. تعداد زیادی از آقایون می گویند که تمایل دارند با کسی ازدواج کنند که به کار دیگری نیز علاقه داشته باشد. به عنوان مثال شغل، ورزش و یا هر چیز دیگری که مربوط به خودش باشد. چرا؟ اشتیاقی که او برای یک کار دیگر از خود بروز می دهد، تایید کننده ی خوبی خدادادی، میل درونی، و استقلال اوست. همه ی این موارد می تواند جزء نقاط مثبت خانمی باشد که مردها تصمیم میگیرند چند دهه از عمر خود را در کنار او سپری کنند. خانمی که با لحظات مردانه مشکل نداشته باشد اگر خانم ها زمان کافی برای خلوت کردن را به آقایون بدهند، مطمئن باشند که آقایون سپاسگزارشان میشوند و ارزش این کار خانم ها را متوجه خواهند شد. نگران نباشید! این شور و اشتیاق دیری نمی پاید و آنها مجدداً به سمت شما باز خواهند گشت. خانم هایی که در انتخاب پوشاک باسلیقه هستند خوب آقایون اهمیت چندانی به لباسهایی که میپوشند نمی دهند. اما چیزی که برایشان مهم است توانایی خانم ها در انتخاب البسه مناسب برای آنهاست. بر اساس عقاید فرویدی این نیاز آقایون است که کسی برایشان مادری کند. در هر ارتباط عاطفی نوعی رابطه دادن و گرفتن وجود دارد. آقایون خیلی خوشحال می شوند که اگر ست فعلی لباس هایشان با هم هماهنگی ندارد، همسرشان این امر را به آنها گوشزد کند. خانم می تواند به راحتی همسرش را به سوی انتخاب بهترین کت و شلوار هدایت کند. البته آقایون دلشان می خواهد اینطور احساس کنند که می دانند در حال انجام چه کاری هستند و هیچ نیازی به کمک گرفتن از دیگران ندارند. خانم هایی که با در نظر گرفتن کلیه ی این موارد همسران خود را به سمت انتخاب گزینه ی مناسب هدایت میکنند، جزء با ارزش ترین کمک خلبان ها محسوب می شوند. اگر شما در این زمنیه که چه چیز سبب می شود آقایون عاشق شوند و به شدت هم عاشق باقی بمانند نظری دارید، بد نیست که پیشنهادات خود با ما نیز در میان بگذارید. منبع:تبیان زنجان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
گفتگو با استاد عزت الله انتظامی
گفتگو با استاد عزت الله انتظامی: از بازی در نقش زندانی خیلی ترسیدم درباره عزت الله انتظامى چه مى توان گفت، جز آن كه او استاد سینماى ایران است، چه در بازیگرى و چه در انسانیت. «آقاى بازیگر» سینماى ایران تا سال گذشته در ?? فیلم به ایفاى نقش پرداخته بود، آثارى كه بسیارى از آنها در جشنواره هاى داخلى و خارجى مورد توجه قرار گرفته و برخى از آنها جوایزى را براى این بازیگر پیشكسوت سینماى ایران به ارمغان آورده است. انتظامى در جشنواره بیست و ششم با دو فیلم «آتش سبز» ساخته محمدرضا اصلانى و «شب» به كارگردانى رسول صدرعاملى حضور دارد كه هر دو اثر در بخش مسابقه سینماى ایران به نمایش در مى آیند. درباره ویژگى هاى این دو فیلم، نقش هاى او و موضوع جشنواره با عزت الله انتظامى گفت و گو كرده ایم. آقاى انتظامى، به خوبى مى دانم كه هر فیلمنامه اى را نمى پذیرید و در هر فیلمى بازى نمى كنید، اما مى خواهم بفرمایید كه چطور شد بازى در فیلم «آتش سبز» را پذیرفتید، بویژه این كه محمدرضا اصلانى تنها یك فیلم در سال هاى دور ساخته است. آیا از ایشان شناخت كافى داشتید؟ من «شطرنج باد» را دیده بودم و كارهاى دیگرش را هم دنبال كرده بودم. از طرف دیگر شخصیت خود او براى من اهمیت داشت، چون بسیار آدم متشخصى است و در كار خودش استاد است. در مستندسازى خیلى ورزیده و تواناست، در عین حال انسان قابل احترامى هم هست. ایشان از من دعوت به كار كرد و من هم پذیرفتم. از طرف دیگر قاسم قلى پور تهیه كننده فیلم را مى شناختم.این فیلمنامه چه ویژگى هایى داشت كه شما را علاقه مند به بازى در آن مى كرد ؟ من ملاك هایى براى انتخاب نقش هایم دارم كه در هر كارى مد نظر قرار مى دهم. البته این كار، فیلمنامه به آن معناى مصطلح و مشخص نداشت، بلكه داستان تكه تكه اى داشت و من در هر یك از این بخش ها نقش خاصى را بازى مى كنم. مثلاً یك جا كاوه آهنگرم، یك جا شاهد ناظر یك سرى ماجرا هستم، یك بار قاضى هستم ودر واقع این فیلم كولاژى از چند قصه است كه در كنار هم داستان فیلم را تشكیل مى دهد.به نظر مى رسد در میان ?? فیلمى كه بازى كرده اید، این نقش بسیار متفاوت است، چرا كه در هیچ فیلمى شما در چند نقش ظاهر نشده بودید، گرچه در فیلم «ناصرالدین شاه آكتور سینما» در دو نقش بازى مى كردید . بله، همین طور است. البته این نقش ها بلند و طولانى نیستند، بلكه هر كدام كوتاه و گذرا هستند، اما من از این كار راضى ام.كار «شب» رسول صدر عاملى چگونه بود آیا از بازى در فیلم این كارگردان كه باز هم براى اولین بار اتفاق مى افتاد، راضى هستید ؟ این كار در زمستان سال گذشته فیلمبردارى شد و كار سختى بود، چون در سرماى وحشتناك ?? درجه زیر صفر اتفاق مى افتاد. به هر تقدیر، از بازى در این نقش هم راضى ام، وقتى صدرعاملى فیلمنامه را به من داد، آن را خواندم و از آن خیلى خوشم آمد. از نظرات او هم خیلى استفاده كردم. امیدوارم كار خوبى از آب درآمده باشد.در اینجا فكر مى كنم نقش یك زندانى را بازى مى كنید. درست است ؟ قصه را كه نمى شود بگوییم.نه درباره نقش بگویید. یك زندانى پیر است كه گروهبانى قرار است او را به زندان منتقل كند، در مسیر رسیدن به زندان به مشهد مى رسند و زندانى اصرار مى كند كه به زیارت بروند و مشكلاتى به وجود مى آید.پس این هم نقش متفاوتى براى شما به شمار مى آید، چون از ابتدا تا انتهاى فیلم دست شما به دستبند گروهبان گره خورده و این مانعى براى مانور دادن شماست. بله.خب، این كار شما را سخت تر نمى كرد ؟ راستش اوایل كار قدرى وحشت كردم و گفتم شاید نتوانم از عهده اش بربیایم، البته موقعى كه فیلمنامه را مى خواندم، تصور دیگرى از كار خودم داشتم، اما در آن شرایط وضع كمى فرق كرده بود. به هر حال با كمك صدرعاملى خیلى زود عادت كردم و جلو آمدم. البته نقش كارگردان در همین جاها مشخص مى شود، اكثر كارگردان هایى كه با آنها كار كرده ام، همین طور بوده اند.آیا همه داستان در شب اتفاق مى افتد؟ بله، در یك شب داستان آغاز مى شود و به پایان مى رسد. فیلمبردارى این فیلم از اول اسفند ماه آغاز شد و تا یك روز قبل از نوروز ادامه داشت، وقتى من رسیدم به تهران، درست وقت سال تحویل بود.خب، این كه تمام صحنه ها در شب فیلمبردارى مى شد، كار شما را با دشوارى همراه نمى كرد به هر حال براى بازیگرى به سن و سال شما قدرى ناراحت كننده باید باشد ؟ بله، روزها استراحت مى كردیم و شب ها كار مى كردیم. البته در هتل هم كه بودم، تماشاگران سینما كه به ما لطف دارند، دائم به سراغم مى آمدند و خیلى فرصت استراحت هم نداشتم، اما خب خیلى خوشحالم كه كار خوبى شده است. البته فیلم را خودم هنوز ندیده ام، اما آنطور كه رسول صدر عاملى مى گفت، كار خوبى شده، من هم خوشحالم كه توانسته ام كار خوبى داشته باشم. به نظر من كار قابل تأملى است. حالا این كه مضمونش چه هست و در كدام بخش قرار مى گیرد، بحث من نیست. فقط مى خواهم بگویم كارى شده كه قابل اعتناست. البته در كارهاى على حاتمى هم پیش آمده بود كه شب ها كار مى كردیم. امیدوارم كار «شب» فیلمى شده باشد كه تماشاگر را راضى كند.آیا شما عادت به دیدن راش ها قبل از تدوین فیلم دارید؟ نه، من اصلاً این كار را دوست ندارم، براى این كه دوست دارم كارم را تا آخر بازى كنم و پس از آماده شدن فیلم، ببینم. تنها یك بار این كار را كردم و آن هم فیلم «گاو» داریوش مهرجویى بود كه در روستایى در قزوین كار مى كردیم و مهرجویى ما را برد تا كارمان را روى میز مونتاژ ببینیم. بعد از آن دیگر این كار را نكردم.جدا از دو فیلم «آتش سبز» و «شب» آیا نقش جدیدى براى بازى نپذیرفته اید؟ نه فعلاً، فقط قرار است در فیلم «زادبوم» از ابوالحسن داوودى بازى كنم كه در آلمان اتفاق مى افتد. از سال گذشته همین دو كار را داشتم كه هم با محمدرضا اصلانى و هم صدرعاملى تجربه خوبى بود و از همكارى با این دو بزرگوار استفاده كردم.آخرین كارى كه از شما روى پرده دیده ایم، «میناى شهر خاموش» است كه سال گذشته در جشنواره حضور داشت و بازى شما هم مورد توجه قرار گرفت. این فیلم هنوز به نمایش درنیامده است.بله، اما آخرین كار سینمایى شما پیش از «آتش سبز» و «شب» همین كار بوده، درست است؟ بله، آن هم كار سختى بود، اما حیف كه مهجور واقع شده است. گرچه در جشنواره چند جایزه گرفت، اما مهم این است كه مردم یك فیلم را ببینند.شما جوایز زیادى در داخل و خارج از كشور گرفته اید كه آخرین جایزه تان هم سیمرغ جشنواره فیلم فجر سال گذشته بود. به نظر مى رسد گرفتن جایزه دیگر شوقى در شما بر نمى انگیزد، اما دوست دارم بفرمایید چه چیزى شما را خوشحال مى كند ؟ واقعیت این است كه بهترین جایزه براى من، نظر تماشاگران است. این را بدون تظاهر مى گویم. این كه مردم به خاطر بازى در فیلمى مرا در خیابان مى بینند و به سویم مى آیند و ابراز لطف مى كنند، این برایم بهترین جایزه است و حالا هرچه تعداد بیشترى از تماشاگران به خاطر كارم تحت تأثیر قرار بگیرند و رضایت آنها جلب شود، جایزه ایم بزرگتر مى شود. به هر حال ارزش كار یك بازیگر را تماشاگر مشخص مى كند. وقتى در مشهد كار مى كردیم و میان مردم بودیم، به خوبى حس مى كردم كه هنرمندان چقدر براى مردم قابل احترامند.شاید پاسخ به این سؤال از بازى در یك فیلم براى شما سخت تر باشد، اما اگر امكان دارد بفرمایید بین این ?? فیلمى كه بازى كرده اید، كدام یك را بیشتر دوست دارید؟ راستش من همیشه سعى كرده ام براى كار كردن فیلم هایى را انتخاب كنم كه خداى نكرده طورى نباشد كه نتوانم درباره اش پاسخگو باشم. البته من در میان كارهایم دو، سه تا فیلم دارم كه هرگز آنها را ندیده ام، در واقع خجالت مى كشم كه در آنها بازى كرده ام، چون آن چیزى كه مى خواستم، نشده است. به هر حال فیلم یك سند است و مى توان به گذشته بازگشت و دوباره مرورش كرد، بنابراین سعى كرده ام خوب انتخاب كنم. یكى از شانس هاى من همین بوده، یعنى خدا كمك كرده كه خوب انتخاب كنم و گزیده كار كنم. در تئاتر هم همین طور بود.منبع : سینمای ما |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
به همين سادگي ، داستان کسي که هيچ اتفاقي برايش نمي افتد
به همين سادگي ، داستان کسي که هيچ اتفاقي برايش نمي افتد داستان کسي که هيچ اتفاقي برايش نمي افتد يادداشتي بر "به همين سادگي" برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم جشنواره اين نوشته را با يک اعتراف شيرين شروع مي کنم. تماشاي "به همين سادگي" براي من با مجموعه اي از پيش فرضهاي دافعه برانگيز همراه بود. چيزهايي مثل ژست سادگي، روي موج "ضدقصه" بودن و يا مثلا اينکه تيتراژ فيلم ، به خط کيارستمي است ( به ياد استفاده هاي کاسب کارانه اي که از نام او در اين سالها ديده بوديم افتادم. اينکه تيتراژفلان فيلم را او ساخته يا طرحش مال اوست و يا چه مي دانم از خيابان پشت لوکيشن رد شده! ) به اينها اضافه کنيد بي انگيزگي ناشي از تماشاي مجموعه اي از فيلمهاي نااميدکننده ، حاصل تلاشهاي يک ساله سينماي ايران را . اما خوشبختانه اين ها را با خودم به سالن سينما نبردم و در آنجا فيلمي را ديدم که نهايتاً با عبور از همه اين پيش فرضهاي تنگ نظرانه ، با تجربه منحصر به فردش در بيان روزمرگي، به بهترين و قابل دفاع ترين فيلم سال سينماي ايران تبديل شد. "سادگي" در اين فيلم بيش از آنکه از ارزش هايي که نقد پست مدرن براي اين مفهوم قائل است ناشي شده باشد، از ذاتي بودن اين مفهوم در دل مناسبات صوري و شکل ظاهري زندگي روزمره مي آيد. اين ويژگي در مورد خاستگاه "ضد قصه بودن" فيلم نيز صدق مي کند. حذف هوشمندانه عنصر"اتفاق" ( به عنوان يکي از ارکان درام با تعريف شناخته شده اش ) در راستاي رسيدن به همان حس "روتين وار" بودن و کسالتي که در آن نهفته است عمل مي کند. در اينجا مي بينيم دو عنصري که ما به عنوان کليدواژه هاي زيبايي شناسي "به همين سادگي" از آنها ياد مي کنيم ( يعني سادگي و گريز از قصه گويي ) تا چه حد ذاتي و برآمده از جهان اثر هستند و نه ويژگي هايي که فيلمساز آنها را به عنوان ارزش هاي مطلق هنري تعريف کرده و پشت شان پنهان شده باشد. پس عملاً بزرگترين موفقيت فيلم در يک کاسه کردن فرم بياني و درونمايه است. يکي از مصايق اين ويژگي شايد همين باشد که "به همين سادگي" فيلم جزئيات است. بيان ناتوراليستي فيلم ، توجه ويژه به جزئياتِ زندگي روزانه يک زن ، در القاي کسالت ( به عنوان آفت زندگي روتين) نقش به سزايي دارد. تعقيب ممتد و مو به موي فعاليت هاي روزمره او، شايد در نگاه اول خسته کننده به نظر برسد. انگشت هايي که پودر لباس شويي را در جاي مخصوصش پخش مي کنند، برگرداندن استکان اول از چاي تازه دم به قوري، ( که به لطف خانمي که پشت سرم فيلم را ترجمه مي کرد! فهميدم که تکنيک حرفه اي هاست ) ، پاک کردن ماهي و جمع کردن تک تک لباس هاي نشسته از گوشه کنار اتاق و گه گاه بو کردنشان و ...( مثل اين که من هم دارم در بيان جزئيات به شيوه فيلم عمل مي کنم! ) . اما همين ظرافت در تشريح اين موقعيت هاي به ظاهر پيش پا افتاده است که ناخودآگاه ، رابطه بيننده با شخصيت و جهان او را مستحکم مي کند . بيننده اي که حالا به خودش آمده و مي بيند که چطور با اين زن در آپارتمان کوچک و دنياي کوچکترش ، محدود شده است. غرق شدن همراه با او در اين جزئيات ، يک فاجعه را با خودش توي پرانتز به همراه دارد. فکر چيزي که توي اين ازدحام جزئيات، جايش خالي است: "کليت"ي که در اين زندگي از دست رفته است... انتقال اين حس اندوه باراز طريق تصوير کردن جزئيات زندگي روتين، مرا ياد فصل بي بديل بيدارشدن ماريا در امبرتو د ، شاهکار دسيکاي فقيد مي اندازد. در اين نوع بيان سينمايي"اجرا" کارکرد غايي اش را پيدا مي کند. اجراي مينياتوري اين ريزه کاريها، که ضعف آن مي توانست کل اثرگذاري فيلم را مخدوش کند. از طرفي نماهاي عموماً مديوم و کلوز و توانايي آلادپوش در کار با نور در محيط هاي بسته، به کمک فيلم آمده است. استفاده عمده از لنز تله که با قابليتش در انباشت کردن عناصر بصري تصوير، حس خفگي و سنگيني محيط بر شخصيت اصلي را منتقل مي کند. فيلم ميرکريمي گرچه مشخصا روايت زندگي معمولي يک زن را دنبال مي کند (گرايش به آثار ادبي زويا پيرزاد ، مشخصا "چراغ ها را من خاموش مي کنم")، برخلاف بسياري ديگر از فيلم ها که چنين رويکرد تک نگارانه اي دارند ،سرسري و يا مغرضانه به سراغ ديگر شخصيت ها نمي رود. او مي داند که براي تعريف کردن"رابطه" بايد هر دو سوي اين رابطه راخوب شناساند، اگر رابطه آن زن با ديگر شخصيت ها ( مثلا فرزندانش) خوب طرح نشود فاجعه بار بودن قطع اين رابطه نيز حس نخواهد شد. پس در اين جا "به همين سادگي" با رويکرد بي طرفانه اش به شخصيت ها، سيکل روابطي را تعريف مي کند که شخصيت اصلي ما به عنوان يکي از آن عناصر آن ، محکوم به حضور و بر هم نزدن سياليت آن است.( تصميم کمرنگ او براي رفتن و در نهايت ،ماندن او). "طاهره" با کلاس شعر رفتن و پيش از آن کلاس هاي تق و لق ديگر زنانه ، به شکل محجوبانه اي قصد گسترش اين دايره تنگ را دارد. در اينجا عملي مثل "استخاره گرفتن" – پيش از آنکه با فرمول هاي پيشين اين را به زمينه هاي معنوي فيلم و اين چيزها سنجاق کنيم –نشاني از تلاش (بي ثمر؟) او براي رسيدن به يک تکيه گاه و دست آويزي براي پر کردن خلاء هاست. حرف هاي ريز و درشت زيادي درباره به همين سادگي باقي مانده است ؛ در ادامه اينکه چطور فيلم کم ادعاي ميرکريمي بر بدقلقي و بهانه گيري هاي من غلبه کرد. چيزهايي مثل بازي کنترل شده و نگاههاي خير? هنگامه قاضياني که ديده شدن بازي خوبش ، يکي از تحسين برانگيزترين انتخاب هاي داوران امسال بود. بامزگي هاي پسرک خانواده( واقعا بامزه و نه مثل خيلي شخصيت ها توي خيلي فيلم ها که قرار بود بامزه باشند ولي ...) ذوق زدگي هاي دختربچه ها به خاطر عروسي ( اين دختربچه هايي که توي عروسيها ورجه وورجه مي کنند، آشنا نيستند؟) آواز زير لب طاهره موقع ظرف شستن، پدر عروسِ طبقه بالايي ها ( که در يک نما ديديمش و آن هم در حال خواب، اما خود جنس بود)، اينکه تلويزيون توي اين جور خانه ها هميشه روشن است و استفاده خلاقانه از اين ويژگي براي تعريف کردن زمان. با پخش مثلا "مردم ايران سلام" مي فهميم ساعت چند است و با برنامه خانواده چند. (و در عين حال روتين بودن اين برنامه ها در ادامه روتين بودن اين زندگي). توجه ويژه به معماري و القاي محيط بسته آپارتماني ، براي خلق آن زندگي طبقه متوسط مورد نظر فيلم ( نمي دانم شادمهر راستين چقدر توي اين قضيه سهم داشته) ، برچسب هايي که طاهره روي سبزي هاي بسته بندي شده توي فريز زده بود و اينکه چقدر آنها غم انگيزتر از صحنه هاي اشک انگيز فيلم هاي" زنانهاي تحت ستم" هستند و خيلي چيزهاي ديگر. "به همين سادگي" ، "سارا" و "کاغذ بي خط" و "ليلا"ي دوباره اي نيست. فيلمي "با حضور افتخاري کيارستمي" هم نيست. فيلمي با دوربين تازه اي که رئيس خانه سينما براي خودش از غيب رديف کرده باشد هم نيست. "به همين سادگي" دستش را روي دوش سينما گذاشته و روي پاي خودش ايستاده است. حالا شما بگوييد اين يک تحميديه بود. فرقي نمي کند. فيلم خوب هميشه فيلم خوب است. حتي اگر مجبور باشي با کلي پيش فرض و جوسازي مبارزه کني. منبع : سينماي ما |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
گفتههاي مهدي فرجي درباره سريالهاي «رقص پرواز»، «ساعت شني» و «پريدخت»؛
گفتههاي مهدي فرجي درباره سريالهاي «رقص پرواز»، «ساعت شني» و «پريدخت»؛ از اين پس تا زمانيكه ساخت يك سريال به پايان نرسد پخش آن از تلويزيون آغاز نميشود مدير شبكه دو سيما گفت: تلاش كل سازمان صدا و سيما و به طور حتم شبكه دو سيما از اين پس بر اين است كه تا زمانيكه ساخت يك سريال مناسبتي به پايان نرسيده است، پخش آن از تلويزيون آغاز نشود. مهدي فرجي ، در پاسخ به پرسشي درباره مشكل كمبود وقت كه گريبانگير بسياري از مجموعههاي مناسبتي ميشود، گفت: در مرحلهي آمادهسازي سريالهاي مناسبتي، بيشترين وقت را صرف نگارش متن ميكنيم و در نتيجه فيلمنامه دير آمده ميشود؛ در چنين شرايطي براي ساير مراحل ساخت با كمبود وقت مواجه ميشويم. وي در پاسخ به پرسشي درباره مشكل كمبود وقت به هنگام ساخت سريال «پريدخت»، يادآور شد: طرح اين سريال از سال گذشته به شبكه دو سيما ارايه شده بود؛ اما از آنجا كه فيلمنامه با تغييرات جدي رو به رو شد، وقتي به مرحله توليد رسيديم، آبان ماه بود؛ بر اين اساس در ساخت «پريدخت» با كمبود زمان مواجه شديم و كار با دشواري پيش رفت. مدير شبكه دو سيما بار ديگر تأكيد كرد: از اين پس سعي ما بر اين است تا فيلمنامه سريالهاي مناسبتي را به طور كامل به پايان رسانده و بخشي از قسمتهاي آنها را آماده پخش كنيم و سپس سريال را به روي آنتن ببريم. وي در پاسخ به پرسش ايسنا درباره تغييرات يا حذفياتي كه بر اثر فشارهاي بيروني، مشمول حال برخي مجموعههاي تلويزيوني ميشود، گفت: تمام بخشهاي صدا و سيما و خصوصا سيما با چنين نظراتي مواجه هستند؛ اما از آنجا كه سريالهاي تلويزيوني به طور خاص طرفداران بيشتري دارند، وقتي يك برنامه نمايشي از تلويزيون پخش ميشود، تمام افكار عمومي را به خود جلب ميكند. وي در عين حال اين رويه را مثبت ارزيابي كرد و گفت: از آنجا كه تلويزيون مشتاقان بسياري دارد، تمام سريالها توسط اقشار و گروهها ديده ميشوند و در نتيجه در آنها توقعات متفاوتي هم ايجاد ميشود. البته گاه اين نقدها به فشار تبديل ميشوند و در اين ميان تلويزيون به برخي نقدها توجه كرده و از كنار برخي نظرات ديگر ميگذرد. وي كه در زمان تصويب طرح سريال «ساعت شني» مديريت گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما را بر عهده داشته است، در پاسخ به پرسشي درباره تغييراتي كه به دليل فشارهاي خارجي مشمول حال اين سريال شد، گفت: دربارهي اين سريال هم برخي نقدها را پذيرفتيم و از كنار برخي گذشتيم. زمانيكه اين سريال در شبكه اول سيما به تصويب رسيد، اين اطمينان را داشتيم كه حساسيتهاي بسياري را به همراه خواهد داشت؛ چرا كه براي نخستين بار معضلات اجتماعي را به روشني در تلويزيون به تصوير ميكشيد. مهدي فرجي گفت: زماني كه سريال «ساعت شني» ( در سال 84) كليد خورد، آغاز شروع دولت نهم نبود و مسائل اجتماعي كه در اين سريال مطرح شده بود به هيچ وجه به گروه خاصي بر نميگشت. وي همچنين ايجاد حساسيت در بين افراد و گروههاي مختلف اجتماعي را از طبيعت برنامهسازي برشمرد و گفت: مسوولان ما بايد ظرفيت خود را بالا برده و اجازه دهند كه يك سريال به پايان برسد و سپس آن را نقد كنند. به اعتقاد مدير شبكه دو سيما با بالا رفتن ظرفيت اقشار و گروههاي مختلف اجتماعي، شاهد ساخت آثار كيفيتر، با سوژههاي متفاوت در سيما خواهيم بود. وي تاكيد كرد: «ساعت شني» براي نخستين بار به صورت جدي مسائل اجتماعي را مطرح كرد و به هيچ وجه اين سريال قصد سياه نمايي نداشت. فرجي ادامه داد: سريال «ساعت شني» به شخصيتهايي پرداخت كه همگي از اقشار آسيب پذير اجتماع بودند و اشتباهات فردي در سرنوشتي كه نصيب آنان شد، بسيار موثر بود. وي از «ساعت شني» به عنوان مجموعهاي هشداردهنده براي جوانان ياد كرد و گفت: سعي ما بر اين است تا برخي افكار پوچ فعلي را كه در بين جوانان باب شده به نقد بكشيم. مدير شبكه دو همچنين از «ساعت شني» به عنوان نقد تصميمات فردي در حوزهي رفتارهاي اجتماعي ياد كرد و با بيان اين كه سريال «ساعت شني» كمي شتابزده نقد شد، خاطرنشان كرد : اين سريال فرصت كافي براي اين كه نكات مثبت آن مطرح شود را پيدا نكرد . وي در پاسخ به پرسشي درباره حضور در مجلس شوراي اسلامي و پاسخگويي به برخي مسائل، يادآور شد: پس از حضور در مجلس و مطرح كردن اهدافي كه از ساخت اين سريال دنبال كرديم فشارها به مراتب كمتر شد. مهدي فرجي در پاسخ به پرسشي درباره پخش سريال «رقص پرواز» از شبكه دو سيما در حالي كه اين سريال در گروه حماسه و دفاع شبكه اول توليد شده بود، اظهار كرد : پخش اين سريال از شبكه دو در راستاي سياست تعامل ميان شبكهها شكل گرفت . وي به اين پرسش كه آيا به اين دليل كه سريال «رقص پرواز» از شبكه اول مجوز پخش نگرفت، از شبكه دو پخش شد؟ پاسخ منفي داد و گفت: اتفاقاً شبكههاي اول و دوم سيما سياست متفاوتي ندارند؛ بحث ما اين بود كه سريال «رقص پرواز» توليد و آماده پخش شده و بايد در فرصتي مناسب پخش شود. مديران شبكه اول سيما نيز لطف كردند و «رقص پرواز» را به شبكه دو براي پخش دادند. منبع : ايسنا |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
"ملودی" مقایسه جوانان امروز و دیروز است
"ملودی" مقایسه جوانان امروز و دیروز است ![]() جهانگیری گفت: "ملودی" مقایسه جوانان امروز و دیروز است کارگردان فیلم سینمایی "ملودی" هدف از تولید این فیلم را مقایسه جوانان دیروز با نسل امروز دانست که به عقیده وی بخشی از اصالت خود را از دست دادهاند. جهانگیر جهانگیری که هم اکنون "ملودی" را بر پرده سینماها دارد، به خبرنگار مهر گفت: "در این فیلم سعی کردم به نوعی به جوانان امروز نگاه و آنها را با جوانان دیروز مقایسه کنم. جوانان امروز متاسفانه بخشی از اصالت خود را از دست دادهاند و برخلاف گذشته به بخشهایی مهم از زندگی اهمیت نمیدهند." وی در ادامه افزود: "در فیلم "ملودی" سعی کردم در ژانر اجتماعی از طنز موقعیت نیز استفاده کنم. البته نمیتوان این فیلم را کمدی دانست. اما به هر حال نگاهی طنزگونه را در آن دنبال کردیم. موضوع مطرح شده در فیلم معضل جامعه امروز است که متاسفانه گریبانگیر جوانان ما شده است." جهانگیری با مقایسه "ملودی" و فیلم جدید خود "چشمک" گفت: "این دو فیلم شاید به نوعی با یکدیگر حتی قابل مقایسه نباشند. در فیلم "چشمک" بازیگران حرفهای زیادی به ایفای نقش میپردازند. البته در "ملودی" نیز بازیگران حرفهای حضور دارند، اما به نسبت فیلم جدید من حضور آنها کمتر است." کارگردان "ملودی" افزود: "به عقیده من "چشمک" در سطحی بالاتر نسبت به فیلم "ملودی" قرار دارد. حضور بازیگران توانا و قصه خوب اثری متفاوت را شکل داده است. "ملودی" یک فیلم سالم است و فکر میکنم با مخاطب خود ارتباط خوبی برقرار کرده است." وی درباره زمان اکران "ملودی" نیز گفت: "از زمان اکران فیلم راضی نیستم، اما به هر حال این فیلم اگر زودتر و در زمان مناسبتر به نمایش درمیآمد، قطعاً فروش بهتری نیز داشت. اما اگر همین زمان را هم از دست میدادیم اصلا مشخص نبود چه زمانی ممکن است فیلم به نمایش درآید." "ملودی" قصه تقابل بین دو نسل را به تصویر میکشد. نسلی با حفظ معیارها و اعتقادات اجداد و پدران ما در مقابله با پیشرفت تکنولوژی در عصر مدرنیسم. جهانگیری فیلمنامه را بر اساس داستانی از اشرف غلامی نوشته و شهرام حقیقتدوست، ایرج نوذری، لادن طباطبایی، ثریا قاسمی، رضا کرمرضایی، مهدی امینیخواه، محبوبه بیات و ... در آن بازی کردهاند. دیگر عوامل دستاندرکار تولید این فیلم که با جهانگیری همکاری داشتند عبارتند از مدیر فیلمبرداری: محمود اکبری، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: سیامک خواجهوند، مدیر صدابرداری: مهدی دارابی، طراح صحنه و لباس: افسانه محمدزاده، طراح گریم: غلامرضا جهانمهر، عکس: بهرنگ دزفولیزاده و مدیر تولید: علی برجسته. منبع : مهر |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
مبارک باد اين پيروزي
مبارک باد اين پيروزيايران پيروز قاطع ميدان سياسي هسته ايبه گزارش خبرگزاري ها، محمدالبرادعي دبير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي جمعه شب به وقت تهران با انتشار گزارش يازده صفحه اي جديد خود حل و فصل شش موضوع باقيمانده ميان ايران و آژانس را به 35 عضو شوراي حكام اعلام كرد. البرادعي در اين گزارش 58 پاراگرافي فعاليت هسته اي ايران را صلح آميز اعلام كرد و طبق مداليتي (برنامه اقدام) رفع كليه ابهامات موجود درباره پرونده هسته اي ايران را اعلام كرد. البرادعي پس از نشست نهايي خود با معاونين و كارشناسان فني آژانس بين الملي انرژي اتمي ساعت 18 روز جمعه به وقت تهران گزارش خود را بر روي سايت داخلي آژانس بين المللي انرژي هستهاي قرار داد. وي در اين گزارش ضمن اعلام حل و فصل شش موضوع مطرح بين ايران و آژانس تاکيد کرد که آژانس هيچ گونه ارتباطي بين استفاده از مواد هسته اي در ارتباط با مطالعات ادعايي پيدا نکرده است و هيچ اطلاعات معتبري نيز در اين زمينه ندارد البرادعي به صراحت اعلام کرد آژانس قادر است به راستي آزمايي عدم انحراف مواد هسته اي اظهار شده در ايران ادامه دهد. و اما پيروز واقعي اين ميدان ملت عزيز ايران است که با حمايت و پشتيباني خود از دولت و پافشاري بر ايفاد حق خود توانست پس از چهار سال در نبردي نابرابر ميان ايران و ابر قدرت هاي جهان به پيروزي برسد. به دولت مردان پر تلاش اين مرز و بوم نيز بايد خسته نباشيد گفت که با وجود همه فشارها و تحريم ها يک قدم از حق مسلم اين ملت کوتاه نيامدند و به همه دنيا ثابت کردند که در جايي که حقوق ملت ايران در ميان باشد حاظر به هيچ سازشي نيستند. ايران اسلامي يک بار ديگر ثابت کرد که با وجود سلايق گوناگون يکپارچه و منسجم در برابر دشمن خواهد ايستاد و نه تنها تبليغات مخرب اثري بر اين مردم ندارد بلکه آن ها متحد تر از هميشه خواهد کرد و پيروزمندانه از همه عرصه هاي جنگ بيرون خواهد آمد ؛ چه آن جنگ نظامي باشد و يا سياسي – فرهنگي ... و اين خبر خوش درآغازين روزهاي سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي ايران نويدي روشن براي ادامه راهي بي انتها دارد تا ظهور منجي عالم بشريت...
منبع:بخش جامعه و سياست سایت تبیان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
رضا ناجي از "برلين" تا تهران
رضا ناجي از "برلين" تا تهران تنها دلخوشيام مردم هستند تماشاگران فكر ميكردند "كريم" "آواز گنجشكها" زندگي خودم است برنده خرس نقرهاي جشنواره فيلم "برلين" گفت: مجيد مجيدي در مصاحبههايش در آلمان من را بهعنوان گنجي معرفي كرد كه هرچهقدر پايينتر ميرود به "زمرد" و "الماس" ميرسد. رضا ناجي كه بامداد امروز ـ 30 بهمن ماه ـ پس از دريافت خرس نقرهاي برلين در يك توقف يك روزه در خانهي تنها پسرش در منطقهي نازيآباد تهران سخن ميگفت با اشاره به پيشينهي بازيگرياش ادامه داد: بعد از حدود 50 سال سابقه كار در تئاتر تبريز، هنگامي كه مجيدي براي فيلم "بچههاي آسمان" به دنبال بازيگر آذريزبان ميگشت از ميان دو هزار و 500 نفر من را انتخاب كرد كه براي آن فيلم ديپلم افتخار جشنواره فيلم فجر را دريافت كردم. وي ادامه داد: فيلم "باران" تجربه بعديام بود و بعد از آن هم در فيلم "او" رهبر قنبري بازي كردم كه براي اين فيلم هم ديپلم افتخار و جايزه ويژه هيئت داوران جشنواره فيلم فجر را گرفتم. "پرندهباز كوچك"، "بيد مجنون"، "باد در علفزار ميپيچد" و "آواز گنجشكها" كارهاي بعديام هستند. اين بازيگر به چگونگي حضورش در "آواز گنجشكها" اشاره كرد و توضيح داد: قبل از شروع اين كار مجيدي به من گفته بود كه من را مدنظر دارد، اما به دنبال چهره جديدي بود كه به همين دليل حدود 9 ماه دنبال نقش "كريم" گشت و از حدود سه هزار نفر تست گرفت. اما نهايتاً هنگامي كه سر فيلم "باد در علفزار ميپيچد" خسرو معصومي بودم به سراغ من آمد و قرار شد، "سعيد ملكان" طراح چهرهپردازي فيلم، چهرهي مرا عوض كند. وي افزود: ملكان حدود 25 نوع تست روي صورت من انجام داد تا در نهايت چهره شخصيت "كريم" انتخاب شد. در اين طراحي دماغم بزرگ شد و روي دندانهايم روكش فلزي كشيد. ناجي با بيان اينكه در برلين همه دربارهي اين نقش با او صحبت كردند، گفت: ميپرسيدند چهطور اين بازي را كرديد و باور نميكردند كه بازي كرده باشم و فكر ميكردند، "كريم" زندگي خود من است. او ادامه داد: هنگامي كه فيلمنامه ميخوانم، سعي ميكنم در آن قالب بروم و با آن زندگي كنم و كاراكتر را مال خودم بكنم . هميشه سعي كردهام كار جديدم بهتر از قبلي باشد و بيشتر دوست دارم در كارهاي ماندگار و هنري بازي كنم و تنها دلخوشيام اين است كه مردم از نقشم خوششان بيايد. اين بازيگر به "آواز گنجشكها"اشاره كرد و افزود: مجيد مجيدي از همان ابتدا بعد از هر پلان به من ميگفت كه نتيجه كار را خواهم ديد و من به شوخي مثال آن شخصي كه با سطل ماست كنار دريا رفته بود و ميخواست از آب دريا دوغ درست كند و هي ميگفت نميشود ميشود، را ميگفتم. اما مجيدي ميگفت حتماً ميشود. وي با اشاره به نمايش "آواز گنجشكها" در جشنواره فيلم فجر گفت: من تا 19 بهمن تهران بودم و فيلم را در جشنواره با مردم ديدم و همينكه مردم به من تبريك ميگفتند قبل از اينكه به برلين بروم، جايزهام را گرفته بودم. حالا هم خاك پاي اين ملت عزيز را ميبوسم و هرچه جايزه بياورم به ايران عزيز و سينماي كشورم تعلق دارد. ناجي همچنين به استقبال مردم از اين فيلم در برلين اشاره كرد و اظهار داشت: بعد از نمايش اول كه ما به روي سن رفته بوديم، بيش از 10 دقيقه ما را تشويق كردند و از نشست فيلم هم خيلي استقبال شد. در همان روز پيرزني آلماني سراغم آمد و گفت: در 30 سال اخير چنين فيلمي نديده بودم و بسيار از كارم خوشش آمده بود. وي با بيان اينكه اكثراً شانس اول دريافت خرس طلايي را به مجيدي ميدادند به ايسنا گفت: اگر فيلمي كه جايزه اصلي را گرفت ببينيد، متوجه خواهيد شد كه "آواز گنجشكها" بسيار بهتر از آن بود. ولي ظاهراً قسمت بود جايزه به برزيليها برسد. وي همچنين از علي نصيريان بابت پيام تبريك براي گرفتن خرس نقرهاي تشكر كرد. گفتني است: رضا ناجي متولد 5 ديماه 1321 همچنان ساكن تبريز است و فردا قرار است به شهر محل سكونت خود برود. منبع : ايسنا |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
چشمان درشت با اندکی کیمونو
چشمان درشت با اندکی کیمونو پخش کارتون ژاپنی "من و برادرم" در دل برنامه پربیننده "فیتیله جمعه تعطیله" با انبوهی از ارجاعات تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی اشتباه بار دیگر بر لزوم توجه مدیران رسانه ملی به پیامهای نهفته در دل مجموعههای کودکانه تأکید میکند. خاطرات تلویزیونی کودکان امروز و دیروز با کارتونهای ژاپنی گره خورده است. انیمیشنهای تولید ژاپن اصولا سبک و سیاقی خاص دارند و پس از مدتی کودکان حتی اگر در تیتراژ نیز از ژاپن هیچ اسم یا خطی نبینند قادر به شناسایی کشور تولیدکننده آن کارتون هستند. طراحی و نقاشی شخصیتها و فضای این نوع انیمیشنها به خصوص چشمان گرد آنها پس از مدتی برای بیننده طبیعی جلوه میکند. هر چند پرسشهای ما از دوران کودکی تاکنون درباره این چشمان شهلا به خصوص در قصههایی که در ژاپن میگذرد بیپاسخ مانده و همواره آن را به پای این گذاشتهایم که این ملت چشمبادامی حال که به جبر نژاد نمیتوانند دیدگانی آهومانند داشته باشند، چه اشکالی دارد در دنیای فانتزی به آن دست یابند. اما آنچه بهانه نگارش این مطلب شد سریالی کارتونی است که روزهای جمعه از شبکه دو پخش میشود به نام "من و برادرم". گرچه ممکن است این کارتون در اصل با نامی دیگر تولید شده باشد. قصه این مجموعه در کشور ژاپن روایت میشود و قهرمان آن پسربچهای 12 ـ 13 ساله است که در کودکی مادر خود را از دست داده و مسئولیت نگهداری برادر دو سالهاش را با وجود داشتن پدری وظیفهشناس به عهده دارد. هر چند اغراق در مسئولیتپذیری این کودک و برخورداری از علوم روز تربیتی در پرورش برادر کوچکتر در این مجموعه فوران میکند، اما محور بحث ما این نیست. آنچه در این مجموعه جلب نظر میکند نوع انتقال اطلاعات به مخاطب به خصوص کودکان است. داستان مجموعه در ژاپن رخ میدهد. اما مصادیق نمایشگر فضای ژاپنی بسیار کم در آن دیده و گاه باعث بروز تناقض برای بیننده میشود. شخصیتهای این داستان در خانههایی با معماری ژاپنی زندگی میکنند، در حالی که با نامهایی چون جونز، جک، کوین، مایکل، هیلاری و ... نامیده میشوند که متعلق به فرهنگ اروپایی است. نکته جالب توجه اینکه در مجموعه "من و برادرم" تنها یک اسم ژاپنی به گوش میخورد و آن هم مربوط به یک سگ است؛ سگی متعلق به خانمی به نام هیلاری. یکی از مواردی که بسیار در این مجموعه تعجببرانگیز است نمایاندن چهرههای شرقی با چشمان بادامی به عنوان انسانهای مرموز و استثنا در میان جامعه ژاپن است. چند مورد زن کیمونوپوش در این مجموعه دیده میشود که همگی پیر و فرتوت هستند و بسیار هم ترسناک ترسیم شدهاند و در یک مورد باعث وحشت بسیار شخصیت کوچک داستان یعنی جک شد. در قسمتی از این انیمیشن، داستان رئیس مهد کودک جک نقل میشد که برای پوشاندن چشمان بادامی خود از دیگران تمام مدت عینک آفتابی بر چشم داشت و به هر قیمت سعی میکرد این موضوع را از کارمندان خود به عنوان یک موضوع بسیار بغرنج مخفی کند! نمونههای اینچنینی در این سریال فراوان به چشم میخورد. کودک نسل جدید از طریق کتاب و رسانهها درباره کشور ژاپن اطلاعات بسیار کسب کرده که کمترین موارد آن عبارت است از اینکه این کشور آسیایی است، مردمانی دارد با چشمان بادامی و صد البته اسامی غیراروپایی و بسیار خاص که گاهی حتی باعث شوخیهای کلامی کودکانمان میشود. با دیدن مجموعه آیا این دادههای جغرافیایی هر چند اندک با چالش مواجه نمیشود؟ سازندگان این برنامه هر هدفی که داشتهاند پخشکنندگان آن باید با تانی بیشتر نسبت به آن برخورد کنند. نسل پدران و مادران کودک امروز خوب به خاطر دارند سریالهایی را که گرچه با کیفیت پائین تولید میشد و محصول همین کشور ژاپن بود، اما بعضا داستانهایی جذاب و فضاهایی واقعگراتر داشتند. شاید یادتان باشد که پیش از اینکه در جایی مطالعه کرده باشید در همان اوان کودکی با روند تاریخی مهاجرت اروپائیان به کشورهایی نظیر استرالیا آشنا شدید. آن هم از طریق سریال کارتونی "مهاجران" و بسیاری از کودکان نسل ما با چگونگی بنا شدن شهرهایی چون آدلاید با همین انیمیشن ساده آشنا شدند. هر چند ممکن است انیمیشن "من و برادرم" در انتقال مفاهیم و نکات اخلاقی تربیتی نظیر مسئولیتپذیری (آن هم از نوع به شدت پررنگ) موفق عمل کند، اما مطمئناً موجب تخریب دانش جغرافیایی کودکانمان در مورد سرزمین آفتاب تابان میشود. به ویژه اگر به کارکرد موثر رسانه و جادوی تصاویر در انتقال مفاهیم آموزشی به قشرهای مختلف و مخصوصاً کودکان واقف باشیم. منبع : مهر |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
نگاه نهايي به جشنواره بينالمللي فيلم برلين
نگاه نهايي به جشنواره بينالمللي فيلم برلين پنجاه و هشتمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم برلين هم با اهداي خرس هاي طلايي و نقرهاي به کار خود پايان داد . و «رضا ناجي» بازيگر فيلم «آواز گنجشک ها» با به دست آوردن خرس نقرهاي بهترين بازيگر مرد اين جشنواره، جايزه اي ديگر به سينماي ايران افزود.[ رضا ناجي برنده جايزه بهترين بازيگر جشنواره برلين شد مراسم اختتاميه جشنواره برلين شنبه شب با حضور ستارگان در قصر برليناله برلين برگزار شد و مجيد مجيدي و رضا ناجي هم به عنوان نماينده سينماي ايران در اين مراسم شرکت کردند. جايزه خرس نقرهاي بهترين بازيگر مرد از آن رضا ناجي بازيگر فيلم «آواز گنجشکها» به کارگرداني مجيد مجيدي شد. او در اين فيلم نقش کارگر يک مزرعه پرورش شترمرغ را بازي ميکند که کار خود را از دست ميدهد و تلاش او براي کار کردن در شهر او را بيشتر به دردسر مياندازد.ناجي پس از دريافت جايزه خود گفت: «دوست دارم از برلينيها تشکر کنم که عاشق هنرند. اين جايزه را به کشورم که دوستش دارم تقديم ميکنم و به سينماي ايران.» فيلم سينمايي «آواز گنجشکها» يکي از 21 فيلم شرکتکننده در بخش مسابقه جشنواره برلين بود. ناجي براي دريافت جايزه اصلي جشنواره برلين رقيب قدرتمند خود دانيل دي لوئيس بازيگر فيلم «خون بپا ميشود» را پشت سر گذاشت که به احتمال زياد امسال جايزه اسکار بهترين بازيگر مرد را از آن خود ميکند. البته اين تنها جايزه سينماي ايران در جشنواره برلين نبود و فيلم «بودا از شرم فروريخت» ساخته «حنا مخملباف» نيز جايزه خرس كريستال بخش كودك و نوجوان جشنوارهي فيلم برلين را گرفت و علاوه بر اين، جايزه فيلم صلح را نيز از هيأت داوران دريافت كرد. اما در بخش بهترين فيلم، فيلم برزيلي «يگان ويژه» به کارگرداني «خوزه پاديلا» درباره خشونت پليس اين کشور جايزه خرس طلايي بهترين فيلم پنجاه و هشتمين دوره جشنواره بينالمللي برلين را به دست آورد. اين در حالي است که پيش از اين دو فيلم «خون بپا ميشود» ساخته پل تامس اندرسن و «بيغم» مايک لي کارگردان بريتانيايي به عنوان بختهاي اصلي جايزه خرس طلاي اين دوره جشنواره برلين معرفي شده و بسياري از منتقدان و رسانهها از شانس فيلم «خوني ريخته ميشود» ساخته پاول تامس اندرسن براي كسب خرس طلايي خبر داده بودند. خوزه پاديلا جايزه خرس طلايي خود را از دست کنستانتين کوستا گاوراس رئيس هيئت داوران جشنواره گرفت و گاوراس تأکيد کرد هيأت داوران به اتفاق آراء يگان ويژه را به عنوان فيلم برتر جشنواره انتخاب کرده است. سالي هاکينز نيز براي بازي در نقش يک معلم سي و چندساله در فيلم «بيغم» به کارگرداني مايک لي جايزه خرس نقرهاي بازيگر زن را به خانه برد. در بخش بهترين کارگرداني ،«پل توماس اندرسن» براي «خون يپا ميشود» برنده جايزه خرس نقرهاي بهترين کارگرداني شد. فيلم او در هشت رشته نامزد جوايز اسکار سال 2008 است. هيأت داوران پنجاه و هشتمين يک جايزه بزرگ هم در نظر گرفته بود که اين جايزه به «ارول موريس» براي فيلم مستند «رويه عملياتي استاندارد» رسيد که درباره رفتار وحشيانه با زندانيان عراقي در ابوغريب است.«رويه عملياتي استاندارد» اولين فيلم مستندي است که در تاريخ برگزاري جشنواره فيلم برلين در بخش مسابقه حضور داشت. جايزه خرس نقرهاي دستاورد هنري به جاني گرينوود سازنده موسيقي متن «خون بپا ميشود» تعلق گرفت و «وانگ زيائوشواي» براي درام چيني «به عشق اعتماد داريم» درباره بحران در زندگي يک زوج ميانسال برنده جايزه خرس نقره بهترين فيلمنامه شد. جايزه آلفرد بور به فرناندو ايمبک براي فيلم مکزيکي «درياچه تاهو» از مکزيک رسيد و فيلم ژاپني «هتل پارک و عشق» ساخته کوماساکا ايزورو نيز برنده جايزه بهترين فيلم اول شد. پنجاه و هشتمين جشنواره بين المللي فيلم برلين که از هفت فوريه با نخستين نمايش جهاني مستند «نوري بتابان» به کارگرداني مارتين اسکورسيزي درباره گروه بريتانيايي رولينگ استونز کار خود را آغاز کرده بود با فيلم کمدي Be Kind Rewind با بازي جک بلک و موس دف براي اولين بار در سطح بينالمللي و به عنوان فيلم اختتاميه جشنواره برلين در بخش خارج از مسابقه پخش شد. «کنستانتين کوستا گاوراس» فيلمساز فرانسوي يونانيتبار و سازنده فيلم هايي مانند «زد» و «حکومت نظامي» رئيس هيأت داوران جشنواره برلين امسال بود. اولي هانيش مدير توليد آلماني، دايان کروگر بازيگر آلماني، والتر مرچ تدوينگر آمريکايي، شو کي بازيگر تايواني و الکساندر رودنيانسکي تهيهکننده روسي همکاران گاوراس در هيئت داوران جشنواره برلين 2008 بودند. مرور فيلمهاي لوئيس بونوئل يکي از بخشهاي ويژه جشنواره امسال بود و فرانچسکو رزي با دريافت جايزه خرس طلايي افتخاري جشنواره تقدير شد. «خون بپا ميشود» تامس اندرسن ،«بيغم» مايک لي، «گنجشک» جاني تو «به عشق اعتماد داريم» وانگ زيائو شواي ،«مايه ثبات» لنس همر، «يخزدگي» پتري کوويکا، «شکوفههاي گيلاس» دوريس دوري، «مرثيه»ايزابل کويست، «باغهاي شب» دامين هريس، «قلب آتش» لوئيجي فالورني، «خيلي وقت است دوستت دارم» فيليپ کلودل، «جوليا» اريک زونکا، «کابي ـ مادر ما» يوجي يامادا، «خانم جين»روبر گيديگون، «درياچه تاهو» فرناندو ايمبک،«شب و روز» هنگ سانگسو، «اغتشاش آرام» آنتونلو گريمالدي، «بيقرار» آموس کولک، «رويه عملياتي استاندارد» ارول موريس و «يگان ويژه» خوزه پاديلا ، فيلم هاي بخش مسابقه جشنواره امسال بودند. «سه زن» ساخته منيژه حکمت ديگر نماينده ايران در برلين در بخش پانوراما جشنواره 58 نمايش داده شد. ضمن اينکه فيلم «بودا از شرم فروريخت» به کارگرداني حنا مخملباف در بخش فيلمهاي نسل جوان جشنواره امسال به نمايش درآمد. منبع : همشهري |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
ارزش غذايي باقلا و لبو
ارزش غذايي باقلا و لبوهمانطور كه در مطلب "غذاهاي خياباني، قضاياي زمستاني" گفتيم، خوردن اين دو ماده غذايي مي تواند براي مصرف كننده فوايدي به همراه داشته باشد، يعني اگر در تهيه آنها نكاتي را در نظر داشته باشيد، مي توانيد يك ميان وعده سالم را وارد برنامه غذايي خود كنيد. ![]() باقلا ابتدا از باقلا شروع مي كنيم. همه تصور مي كنند كه اين ماده غذايي ارزش تغذيهاي ندارد، در حالي كه سخت در اشتباه هستند. باقلا در خانواده حبوبات جاي مي گيرد و به عنوان يكي از منابع غذايي فيبر و پروتئين شناخته شده است. حتما مي دانيد كه سويا يكي از مواد غذايي پُر پروتئين است، البته از نوع گياهي، به طوري كه در هر 100 گرم از سوياي خشك، 36 گرم پروتئين وجود دارد، در حالي كه مطالعات نشان دادهاند 100 گرم باقلا، حاوي 26 گرم پروتئين است و مي توان در مقايسهاي اثبات كرد كه خوردن اين ماده غذايي نيز به تامين پروتئين مورد نياز بدن كمك مي كند. به اين دليل است كه خوردن آن را به همراه برنج، به عنوان يك تكميل كننده پروتئين توصيه مي كنند، زيرا اين ماده غذايي تمامي اسيدهاي آمينه ضروري بدن را ندارد و با تركيب شدن با غلات مي تواند كامل شود. علاوه بر پروتئين، كلسيم و پتاسيم اين ماده غذايي نيز بالاست، به اين ترتيب كه در هر 100 گرم از آن 100 ميليگرم كلسيم و 109 ميليگرم پتاسيم دارد كه مي تواند از ابتلا به پوكي استخوان جلوگيري كرده و به كنترل فشار خون بالا كمك كند. علاوه بر مواد ياد شده، اين ماده غذايي در مقايسه با ساير حبوبات از لوبيا گرفته تا نخود و سويا، بيشترين فيبر غذايي را دارد، به اين ترتيب كه در هر 100 گرم از آن، 28 گرم فيبر وجود دارد. دكتر مظهري درباره ارزش غذايي باقلا مي گويد: "اين ماده غذايي در گروه بقولات جاي مي گيرد و يك منبع مناسب پروتئين – انرژي محسوب و در صورتي كه با پوست ميل شود مي تواند به درمان يبوست كمك كند. اما تنها افراد مبتلا به "فاويسم" از خوردن اين ماده غذايي و حتي بوييدن آن محروم هستند، زيرا موجب تشديد بيماريشان مي شود." ![]() اما كمي هم درباره لبو يا چغندر: خيليها فقط فكر مي كنند كه چغندر قند بالايي دارد و خوردن آن در فصل سرما به يك عادت ديرينه باز مي گردد، در حالي كه مطالعات نشان دادهاند که اين ماده غذايي فوايد بسياري دارد. به طوري كه در شب يلداي ايرانيان، لبوي داغ را نيز به عنوان يكي از مواد غذايي ارزشمند تهيه و ميل مي كردند. از جمله فوايد آن مي توان به كنترل فشار خون بالا اشاره كرد به اين ترتيب كه در هر 100 گرم از آن، 380 ميليگرم پتاسيم وجود دارد كه به كاهش فشار خون كمك مي كند. به علاوه، در هر 100 گرم از آن، 36 كالري انرژي وجود دارد و فولات و كاروتن آن نيز بالاست. همانطور كه گفتيم فولات در لبو به مقدار فراواني وجود دارد و در دوران بارداري به دليل اهميت اين ماده مغذي خوردن اين سبزي توصيه شده تا از بروز نواقص مادرزادي جلوگيري كند. از اين رو، خوردن اين سبزي در دوران بارداري يك عادت غذايي خوب به حساب مي آيد. ![]() از طرف ديگر، مطالعات بسياري نشان دادهاند كه رنگ ارغواني چغندر به دليل وجود تركيبي به نام بتاسيانين است كه خاصيت ضد سرطاني داشته و از بروز سرطانها به خصوص سرطان كولون جلوگيري مي كند. به علاوه، فيبر بالايي كه در اين سبزي وجود دارد، كاهنده چربي خون شناخته شده، به طوري كه مطالعات نشان دادهاند، مصرف مرتب آن 30 درصد كلسترول و 40 درصد تريگليسريد را كاهش مي دهد و به ميزان قابل توجهي افزايش دهنده كلسترول خوب است و به اين ترتيب از ابتلا به بيماريهاي قلبي جلوگيري مي كند. سارا حسنلو *مطالب مرتبط: |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
آدامست را قورت نده!
آدامست را قورت نده!شما هم بچه که بودید حتما از جویدن آدامس منع میشدید و حتی اگر میتوانستید به هر شکلی که شده اجازه خوردن آن را بگیرید، اولین هشداری که به شما داده میشد این بود: آدامست را قورت نده. ![]() جواب سئوال همه ما از بزرگترهایمان در مقابل اینکه، چرا آدامس را قورت ندهیم، این بود که آدامس در معده و روده میماند و حتی ممکن است تا 7 سال هضم نشود. حال آیا این تصور واقعیت دارد؟ آیا آدامس بر خلاف هر آنچه که ما وارد دهان میکنیم و بلافاصله هضم میشود، داخل بدن ما برای ماه ها و حتی سال ها میماند؟ جواب این سئوال از نظر صدها پزشک منفی است. آنها معتقدند این امکان که آدامسی که شما قورت دادهاید، برای سال ها در بدن شما باقی بماند، تصوری کاملا اشتباه است. علت آن، همان راهی است که تمام غذاهای وارد شده به دهان شما طی میکنند تا هضم شوند. در واقع زمانی که شما آدامسی را قورت میدهید و وارد شکم شما میشود، در معده همان برخوردی با آن میشود که با سایر غذاها هم میشود. آنزیمهای بسیاری در معده وجود دارند که روی غذا ریخته میشوند تا اجزای آن را از هم جدا کرده و آن را به دیگر اعضای بدن برسانند. اجزای تشکیل دهنده غذا به محلهای مناسب در بدن منتقل میشوند و باقیمانده آن هم که برای بدن مفید نیست، دفع میشود. آدامسها به طور کلی از چهار عنصر ساخته شدهاند که همگی آنها در بدن ما قابل هضم هستند. طعم دهندههای آدامسها و شیرینکنندهها برای هضم هیچ مشکلی ندارند و فقط عنصر پایه ی (base) آدامس است که میتواند در بدن چسبندگی ایجاد کند. پایه ساخت آدامس بر اساس مواد شیمیایی ترکیبی است و جویدن آن برای مدت طولانی میتواند ادامه یابد. علت آن هم ترکیباتی است که به آنزیمهای داخل دهان اجازه نمیدهد که برای حل آن دست به کار شوند و آن را به راحتی در دهان از بین ببرند. اما زمانی که آدامس قورت داده میشود، اوضاع کاملا تفاوت میکند. آنزیمهای داخل معده و به طور کلی دستگاه گوارش، مسیری را طی میکنند که برای هضم هر غذای دیگری انجام می دهند. وجود آدامس از حدود 7 هزار سال قبل تایید شده است. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد که از همان سال ها جویدن آدامس آغاز شده بوده است. آدامسهای مدرن از حدود سال 1860 میلادی وارد بازار شدند و از همان زمان محبوبیت خود را علی رغم برخی مخالفتها حفظ کردند. علت اینکه گفته میشود آدامس خود را قورت ندهید آن است که هر چند وقت یک بار و در مواردی خاص، بیماریهایی در بدن دیده شده اند که علت اصلی آنها، قورت دادن آدامس و چسبیدن آن به دستگاههای گوارشی بوده است؛ به طور مثال در موردی خاص، پسر بچه 4 سالهای که در طول هر روز بین 5 تا 7 آدامس را قورت داده بود، دچار بیماری شدیدی شد که پس از تحقیقات فراوان مشخص گردید در داخل بدن او توده ی بزرگی از آدامس های به هم چسبیده وجود دارد که سبب بیماری شده است. اما با همه ی این توضیحات آنچه که مشخص است این است که آدامس برای سال های طولانی یا همان 7 سالی که معمولا ما میشنویم، در بدن باقی نمیماند. اما برای اینکه هیچ کودکی دچار بیماری مشابه مرض آن کودک 4 ساله نشود، بهتر است بگویید: آدامس داخل بدن هضم نمیشود! منبع: همشهری آنلاین-المیرا صدیقی * مطالب مرتبط: آدامس های بدون قند و ایجاد اسهال |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
بچه ها در بزرگراه اینترنت
بچه ها در بزرگراه اینترنت بچه ها را در بزرگراه اینترنت تنها نگذارید !! ![]() بیش از 10 میلیون کودک در جهان با اینترنت سر و کار دارند. آن ها برای دستیابی به اطلاعات و برقراری ارتباط با دوستان و اعضای خانواده از طریق ایمیل، آموختن مهارت های رایانه ای و شرکت در بحث به اینترنت مراجعه می کنند.
کودکان ساکن روستاها می توانند با استفاده از اینترنت موزه ها یا مکان های دیدنی شهرها و سایر کشورها را ببینند. کودکان بیمار و ناتوان می توانند با سایر همسالان خود گفت وگو کنند و از احساس تنهایی خود بکاهند.
در بعضی کشورها حدود 80 درصد مدارس ابتدایی و راهنمایی به اینترنت دسترسی دارند و بسیاری از مشاغل به مهارت های اینترنتی نیازمند است.
کار با رایانه و اینترنت موجب بهبود وضعیت تحصیلی کودک نمی شود. کودکان بهترین آموزش را با داشتن معلمین مجرب و تحصیل در کلاس های کوچک تر به دست می آورند. برای استفاده موثر از این ابزارهای الکترونیکی به آموزگاران ماهر و زمان کافی نیاز است تا دانش آموزان مورد توجه و تربیت انفرادی و مناسب قرار گیرند.
خطرات اینترنت -اشخاص ناشناس و حتی افراد کودک آزار می توانند سهمی در برقراری ارتباط با کودک از طریق ایمیل ها و چت روم ها داشته باشند.
-دسترسی آسان به پایگاه هایی که تصاویر مربوط به بی مبالاتی های جنسی و خشونت ورزی و مصرف مواد را تبلیغ می کنند.
-مواجهه با اطلاعات عجیب غلط و زبان های غیر متعارف.
-ظاهرشدن پیام های مستهجن بر روی صفحه.
-اینترنت مثل تلویزیون می تواند زمان لازم برای مطالعه، بازی، فعالیت های اجتماعی و بودن در دنیای واقعی را کاهش دهد.
-کودکان علاوه بر دیدن صفحه رایانه نیاز دارند سایر حواس خود را مانند بویایی، شنوایی و لامسه پرورش دهند.
-با استفاده زیاد از رایانه چشم، دست و ستون فقرات کودکان آسیب می بیند.
-تبلیغات مربوط به مصرف سیگار و الکل بر صفحه اینترنت بدون محدودیت برای همه و از جمله کودکان ظاهر می شود.
-در آگهی های بازرگانی با استفاده از بولتن ها، جوایز بازی ها و تصاویر رنگی از کودکان سوءاستفاده می شود.
-اغلب برای مقاصد بازاریابی با استفاده از شخصیت های آشنای کارتونی از کودکان اطلاعات شخصی گرفته می شود.
-برای فروش کالاهای تجاری از قصه گویی استفاده می شود و نه ایجاد کنجکاوی در ذهن پویای کودکان.
نکاتی برای والدین در مورد اینترنت اطلاعات بیشتری به دست آورید و مهارت خود را در استفاده از آن افزایش دهید.فعالیت های سنی و رشدی مناسب با کودکان خود را تعیین کنید. مثلا کودکان سنین دبستانی به نظارت مستقیم و هشدار مداوم در مورد تبلیغات و ورود به اتاق گفت وگو نیاز دارند و لازم است به نوجوانان یادآوری شود که به رعایت نکات ایمنی در اینترنت و مدت زمان استفاده از آن توجه داشته باشند. همراه با کودک از اینترنت استفاده کنید. باهم پایگاه ها را جست وجو کنید و نقش تبلیغات را توضیح دهید. بر خطرات اصلی اینترنت تمرکز کنید. این قانون مطلق را تکرار کنید که نباید هرگز کسی را از طریق اینترنت ملاقات کرد.
از نرم افزارهای فیلترکننده استفاده کنید.پایگاه های کتابخوانی برای کودکان مناسبند و او می تواند به تنهایی به آنها مراجعه کند. برای نظارت آسان تر والدین بر کودکان باید رایانه را در محلی عمومی و قابل دسترس برای همگان قرار داد.اجازه ورود به اتاق گفت وگوی اینترنتی را فقط با نظارت بدهید.در زمان استفاده از اینترنت الگوی خوبی برای کودک باشید و زمان استفاده را به هدفی خاص محدود کنید.همه نرم افزارهایی را که به خانه آورده می شوند، ارزیابی کنید.در مورد مسائلی که در رابطه با فعالیت های رایانه ای و اینترنتی در مدرسه کودک اتفاق می افتد، اطلاعات به دست آورید.
منبع : اینترنت – با تلخیص |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
قانون اقتضاء و تناسب
قانون اقتضاء و تناسب لحظات نااميدي را پشت سر بگذاريم ![]() 1- عواملي كه باعث بروز احساسات منفي در ما ميشوند، معمولاً نشانگر آن هستند تا سببي، اختلاف ميان شما با يك دوست و يا يك عزيز، يك مشكل جسمي، يك مانع و يا يك خبر ناگوار در روزنامه. هرگاه دلگير و نااميد شديد، اين دو پرسش را از خود بپرسيد: 1-رويداد برانگيزنده اين احساس در شما چه بوده است؟ 2-و اينكه اين رخداد با چه چيزهايي مرتبط است؟ عاملي كه شما را حقيقتاً مكدر و ناراحت ميكند، رويداد و موضوع جاري نيست، بلكه عمدتاً چيزي در گذشته دور و يا نزديك شما است، چيزي موجود در ناخودآگاه شما كه سبب ناراحتي شما ميشود. آگاهي يافتن از جنبه ي عميق مشكلات، نخستين گام در جهت حل علل زير بنايي رويداد ها است. 2- تفكر خودكشي داشته باشيد!! متعجب نشويد. اكنون ديگر به پايان خط رسيده ايد و ياس و سرخوردگي بر شما چيره گشته، و ميخواهيد به زندگي خود پايان بخشيد.
اما كمي درنگ كنيد، چراكه شما اكنون بسيار توانمند و قوي هستيد. آيا پايان مادي اي جز مرگ وجود دارد؟ مسلماً خير. بنابراين به سراغ كاري كه تا كنون شهامت انجامش را نداشته ايد و يا راهي كه آن را پيش از اين آزمايش نكرده ايد، برويد. ديگر شكست، طرد شدن و ترسيدن براي شما معنايي ندارد، چراكه آنها هر چه باشند، از مرگ بدتر و ناخوشايند تر نيستند. بنابراين شانس خود را براي آخرين بار هم كه شده امتحان كنيد، مسلماً اين بار موفق خواهيد شد. بنابراين ميتوان از تفكر منفي خودكشي در جهت مثبت هم بهره گرفت.
به احتمال زياد 80 تا 90 درصد محتواي انديشه شما مربوط به زمان گذشته و يا آينده است. نكوهش عملكردهاي گذشته و ترس از وقايع آينده. اما آگاه باشيد كه گذشته يك خاطره است و آينده نيزعمدتاً به نحوه ي عملكرد و نگرش ما در زمان حال بستگي دارد. در زمان حال بيانديشيد، سخن بگوييد و عمل كنيد. 3- نظرگاه غالب خود را تغيير دهيد. نظرگاه شما با چيزها و افرادي كه به تجربه خود وارد ميسازيد ارتباط دارد. چنانچه فردي منفي باف و بدبيني ميباشيد، خود را تغيير دهيد و خوشبينانه تر به مسايل پيرامون خود نگاه كنيد.
4- قدر شناس باشيد. شايد بگوييد من چيزي ندارم كه سپاسگذار آن باشم. اما چنانچه شما اين مقاله را مطالعه ميكنيد،پس احساس داريد،قادريد بيانديشيد،بياموزيد،رشد كنيد و براي آينده خود تصميم بگيريد.
5- موقعيت شما عذاب آور، طاقت فرسا و ناعادلانه است. شغل خود را از دست داده ايد ؟ بي پول هستيد و يا از بيماري لاعلاج رنج ميبريد؟ كاملاً طبيعي است كه در اين شرايط احساس بدبختي كنيد. اگر خواهان آن هستيد كه وضعيت و شرايط خود را تغيير دهيد، از خود سؤال كنيد كه اين وضعيت چه چيزي به شما مي آموزد؟ و چگونه ميتوانيد از آن درس بگيريد؟ و به سمت جلو حركت كنيد. يك قانون جهاني در اينجا حاكم است: " قانون اقتضاء و تناسب": هر اتفاقي كه در زمان حال در زندگي شما به وقوع مي پيوندد، متناسب با نياز شما براي رشد و بالندگي است. درسها تا زماني كه كاملاً فرانگرفته باشيد، مجدداً تكرار خواهند شد. 6- پذيرش واقعيت. ما ياد گرفته ايم تا سؤال كنيم، ترديد كنيم و به چالش بكشيم. مفروضات، حقايق، منطق و استنتاج ها ابزارهاي ما در هدايت زندگيمان ميباشند. اما به چه بهايي؟ آيا زندگي ، كوششي است براي همواره درست انديش بودن و مطابق اصول حركت كردن؟ واقعيت آنست كه ما خودانگيختگي را با قطعيت و يقين مبادله ميكنيم. ما خود را از "غير منتظره ها" جدا ميسازيم كه هرگز نبايد مرتكب اشتباهي شويم.
7- انتهاي مارپيچ. آيا تاكنون سلسله اي از وقايع ناگوار را تجربه كرده ايد؟ و به خود گفته ايد پس چه زمان اين بد بياري ها پايان مي يابند؟ اما زندگي برنامه اي است براي تعليم و آموزش دائمي، كه گرچه بتوانيم آنها را به تاخير اندازيم، اما هرگز نميتوانيم مانع به وقوع پيوستنشان شويم، "درسهايي كه از تجارب كسب ميكنيم." هر چند ممكن است ماهيت درسها براي افراد مختلف متفاوت باشد، اما نياز يادگيري در همه افراد يكسان است. درس ها به ما مي آموزند كه هر ايده، نگرش، عقيده و مفهوم غير منطقي و نا معتبر را رها سازيم. بايستي ياد بگيريم تا ايده هاي نو را جايگزين ايده هاي كهنه و منسوخ كنيم.
8- نقش پارادوكس ها. دنيا مملو از تناقض ها است. پايان و نتيجه هاي غير منطقي و ناعادلانه و رويدادهايي كه نبايد اتفاق مي افتادند. بنابراين به آنچه ميخوانيد و يا ميشنويد كمتر اعتماد كنيد، و واقعيات عيني جهان را فراگيريد.
9- به خاطر داشته باشيد كه دايره كنترل شما به خودتان محدود ميشود. يعني صرفاً كاري كه انجام مي دهيد، سخناني كه بيان مي كنيد، نوع واكنش شما به ديگران و رويدادها، نوع تفكر شما، كاري كه انجام ميدهيد(شغل)، دوستاني كه بر ميگزينيد، سلامت جسم شما (با رعايت نوع رژيم غذايي، ورزش، مصرف نكردن سيگار و مواد مخدر، خواب و انجام چك آپ هاي دوره اي)، انتخاب محيط زندگي خود، زمان (چگونه زمان خود را مديريت مي كنيد)، ميراث شما (تمام اعمال، سخنان و دانشي كه در راه خدمت به ديگران، با آنها به اشتراك گذارده ايد).
10- ديگر زمان آن فرا رسيده كه هر كاري كه تمايل داريد را انجام دهيد. براي يك لحظه تصميم بگيريد تا خودخواه ترين انسان باشيد و به چيزي كه مدت ها است آرزوي انجام دادن و يا بدست آوردنش را داريد جامه عمل بپوشانيد.
11- به خاطر داشته باشيد كه شما تنها نيستيد. قطع نظر از نوع مشكلي كه با آن دست و پنجه نرم ميكنيد، يقين داشته باشيد ميليون ها انسان در سراسر جهان مشابه مشكل شما را در حال تجربه كردن ميباشند. منبع : پارسيفا – با تغيير و تلخيص |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
ايثارگري عشق
ايثارگري عشق عشق پاك، هوس شعلهور، نشانهها (6) ![]() لينک مقاله اول (عشق پاك، هوس شعلهور) لينک مقاله دوم(رهروان عشق آگاهانه يا...) لينک مقاله سوم(عشق نبود عاقبت ننگي بود) لينک مقاله چهارم(عاشقان پاکدامن) لينک مقاله پنجم(آنکه عاشق شدوکتمان کرد)
ايثارگرى عشق و سلطهجويى هوس عشق پاك، عاشق را محبّ معشوق و طالب سعادت، آسايش و كمال او بار مىآورد و گرچه وصال محبوب غايت آرزوى اوست ولى حاضر است براى رضاى محبوب حتى از اين وصال چشم بپوشد و هر چه دارد در راه محبوب ايثار كند و فقط به تمناى وصال بسنده نمايد. او محبوب را نه براى خواهش دل خودش، بلكه براى كمالاتى كه در او هست مىطلبد و مىخواهد در كنار وى و به كمك او راه بندگى را بپويد و با انس و آرامش حاصل از همسرى او، در بندگى كوشاتر باشد. ولى هوسبازانِ مدعى عشق، در پى جستن رضاى دل و كام خويش هستند نه كامدادن به محبوب.
«جوهر عشق، رنج بردن براى چيزى و پروردن آن است. عاشق نسبت به معشوق احساس مسئوليت مىكند و آماده ايثارگرى است ولى مدعى عشق به جاى احساس مسئوليت نسبت به معشوق در پى سلطهجويى و تملك اوست. در آنجا كه احترام است، استثمار نيست.»(1)
چه زيبا گفته است شاعر: اى كاش كه معشوق ز عاشق طلب جان مىكرد تا كه هر بىسر و پايى نشود يار كسى
داستان زير مىتواند معيارى براى شناسايى محبت صادقانه از خواهش نفسانى باشد. گفتهاند مردى فقير و مؤمن به مردى مؤمن و ثروتمند ارادت داشت زيرا او را در ايمان صادق مىدانست. روزى به حاجت نزد دوست ثروتمندش رفت و دوست ثروتمند كه بارها از وى ابراز ارادت ديده بود، در مقام امتحان وى برآمد و با اينكه مىتوانست خواسته وى را برآورد، ولى اجابت نيازش را رد كرد. مدتى گذشت و در ارادت مرد فقير نسبت به خود خللى نديد. دو بار ديگر نيز تقاضا و عرض حاجت دوست فقيرش را به عمد رد كرد ولى در دوستىِ وى خللى مشاهده نكرد. بعد از بار سوم روزى به او گفت: اى دوست، سه بار به من عرض حاجت كردى و هر سه بار تو را جواب رد دادم با اينكه مىتوانستم خواستهات را برآورده سازم و خودت هم بر توانايى من عالم بودى ولى در اين مدت و با وجود اين سه بار نامهربانى من، در دوستى تو نسبت به خود خللى و نقصانى نيافتم. علت چه بود؟
مرد فقير جواب داد: من تو را نه براى خودم بلكه براى صفات متعالىات كه مىشناختم دوست مىداشتم و لذا اجابت نكردن تو خواستههاى مرا، در آن محبت خللى ايجاد نمىكرد. اگر تو همين گونه بارها هم مرا رد كنى باز هم تو را به خاطر كمالات وجودىات دوست خواهم داشت.
اگر عشق ناب و پاك و ناشى از شناخت و مبتنى بر كمالات نفسانى باشد، به هيچ وجه نه از بين مىرود و نه نقصان مىيابد هر چند كه از محبوب نامهربانىها ببيند و چنين عاشقى ايثار و فداكارى و جلب رضايت محبوب را بسيار بيشتر از وصال وى دوست مىدارد.
عشق ناب، طريق عشق حقيقى است؛ عشق به كمال مطلق و يگانه بىنظير و جمال جميل وى در نهاد همه انسانها هست و عشق ناب، مظهرى از آن عشق مطلق است. عاشق در عشق ناب و پاك، در محبوب خود رنگ و بوى محبوب مطلق را مىيابد و بدو عشق مىورزد و عشق به او برايش رشدآور است. به او روح تازه مىدمد و قوت و قدرت او را چندين برابر مىكند. تنبلى و سستى را از او دور مىسازد و نشاط و شادابى و كوشش را جايگزين آن مىگرداند. بينش او را نسبت به جهان تغيير مىدهد و زيبايى مطلق را در چهره زيباى محبوب مىبيند.
چنين عاشقى با عشقورزيدن، خود را وسعت مىبخشد و توانمندتر مىسازد. اين عاشق براى رسيدن به معشوق صبورى مىكند و همچون فرهاد سالها تيشه به كوه مىزند. عشق ناب اگر شوريدگى مىدهد، توان صبورى هم مىدهد. اگر هيجان زندگى مىدهد، توان تحمل فراق براى وصال نهايى را هم مىدهد.
اگر چنان به خاطر اين دلدادگى هيجانزدهايد كه تاب تحمل و طاقت صبورى را نداريد، اين دلدادگى عشق نيست. اى برادر و خواهر مدعى عشق، در خود بنگر، آيا از آن دم كه خود را عاشق يافتهاى، به خداوند، معنويات، خدمت به خلق، كار و كوشش و تلاش، احترام گذاشتن به اطرافيان، رقت قلب و صفاى نفس نزديكتر شدهاى؟! اين جمله امام سجاد، داستان عشق واقعى را به ما نشان مىدهد: «اللهم ارزقنى حُبَّك و حبَّ من يُحِبُّكَ و حبَّ كلَّ عملِ يُوصلنى الى قربك» (مناجات محبّان) حبّ خدا، حب محبوب (مؤمن و صاحب كمالى كه شايسته محبوب بودن است) و حب هر عمل صالحى كه انسان را به خدا مىرساند. اين سه با هم و در يك راستايند. اگر محبتى در اين سرى نيست، عشق ناب نيست بلكه هوس شعلهور مىباشد. بسيار شنيدهايد كه جوان تنبل، كسل، بداخلاق، فرارى از مسئوليت و وظيفه و ... عاشق شده و به ناگاه همه آن اخلاقيات و روحيات ناپسند از او رخت بربسته و به عكس آنها متخلّق شده است. او صبح زود از خواب برمىخيزد، بعد از انجام عبادت صبحگاهى با نشاط و علاقه دنبال كار و كسب مىرود. حرمت پدر و مادر و اطرافيان را نگه مىدارد و به ديگران عشق مىورزد و ... اينها همه نشانه عشق پاك اوست و اين عشق پاك آثار مثبت فراوان ديگرى در پى خواهد داشت؛ پس مناسب است كه هر جوانى در خلوت خود با خدا از او عشق بخواهد، عشق به بندگانى كه شايسته محبوب واقع شدن هستند و محبوبى كه شايسته عشقورزيدن باشد. تقاضاى محبوب رعنا، باكمالات، مؤمن، جوانمرد، پاكدامن، عفيف و ... آرزوى ارزشمندى است كه شايسته است در قنوت از خدا خواسته شود و در روايات از معصومين رسيده كه يكى از مصداقهاى حسنه دنيا در دعاى «ربنا آتنا فى الدنيا حسنةً و فى الاخرة حسنةً ...» همسر شايسته است. پس اى دختر و پسر جوان، اى عزيزانى كه هنوز سامان نيافتهايد، در قنوت نمازتان با تضرع و التماس از خداوند معشوقى بخواهيد كه تا آخر عمر شايسته عشقورزيدن باشد و مونسى كه در تمام لحظات زندگى از مصاحبت با او لذت ببريد.
آرى، خواهر و برادر گرامى، عشق ناب بجوييد و اگر يافتيد، قدر آن را بدانيد كه عشق در هر حال سازنده و رشددهنده است و معشوق تعالىدهنده، عشق ناب، هم آمدنش و هم رفتنش كمالزاست؛ آمدنش «مولوى» خلق مىكند و از دستدادنش «شهريار». (مجله پيام زن، شماره 126، ص57)
و در آخر آنكه، عشق ناب زيرمجموعه عشق به كمال مطلق است و هيچ گاه بر عشق به كمال مطلق غلبه نمىكند. قرآن مىفرمايد: «آنان كه مؤمن هستند، عشقشان به خدا شديدتر از همه عشقهاى ديگرشان است.» (بقره، 165)
اگر به محبوبى دل بستهايد و اين دلبستگى شما به حدى است كه براى وصال حاضريد بندگى خدا را كنار نهيد، اين عشق ناب نيست بلكه هوس شيطانى است. عشق ناب در راستاى عشق به كمال مطلق و زيرمجموعه آن است.
پىنوشتها: 1) هنر عشق ورزيدن، اريك فروم، ترجمه پورى سلطانى، ص41. ماهنامه پيام زن ـ با تغيير و تلخيص |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
جمعآوری میلیونها كیلو گوشت در آمریكا
جمعآوری میلیونها كیلو گوشت در آمریكاسازمان كشاورزی آمریكا، دستور جمعآوری 65 میلیون كیلوگرم (143 میلیون پوند) گوشت را كه بزرگترین جمعآوری در تاریخ این كشور به شمار میرود، صادر كرد. ![]() به گزارش بیبیسی دلیل جمعآوری این گوشتها كه در آمریكا توزیع شدهاند آن است كه یك كشتارگاه در كالیفرنیا رسماً اعلام كرد بازرسیهای همیشگی پیش از كشتار را بر روی گوسالهها اعمال نكرده است. با این حال سازمان كشاورزی آمریكا اعلام كرده است خطرات بهداشتی ناشی از مصرف این گوشتها بسیار پایین است. بیشتر این فرآوردههای گوشتی برای وعدههای غذایی مدارس و دیگر برنامه های غذایی دولتی خریداری شده است. كشتارگاه متخلف همچنین به جرم بدرفتاری نسبت به حیوانات مورد تحقیق قرار گرفته است. سازمان كشاورزی آمریكا تمام فرآوردههای گوشتی شركت گوشت وستلند-هالمارك را كه تولید آن به اول فوریه بازمیگردد، جمعآوری خواهد كرد. آخرین بار در سال 1999 چنین حجم عظیمی از فرآوردههای گوشتی جمعآوری شده بود که 35میلیون پوند گوشت آماده طبخ بود. در عین حال مقامات رسمی اعلام كردهاند بیشتر گوشتهایی كه قرار است جمعآوری شود توسط مردم مصرف شده است. سازمان كشاورزی آمریكا جمعآوری این گوشتها را در رتبه ی دو این سازمان دستهبندی كرده است. این بدان معناست كه احتمال میرود در صورتی كه این گوشت توسط مردم مصرف شود به آنها آسیب وارد كند. دستور جمعآوری گوشتها در پی آن صادر شد كه سازمان كشاورزی آمریكا متوجه شد این شركت، گوشت گاوهایی را كه پیش از كشتار توانایی راه رفتن را از دست داده بودند، بدون بررسی دامپزشكی، ذبح كرده است. در صورتی كه یك گاو توانایی راه رفتن را از دست بدهد، احتمال بروز بیماریهایی نظیر جنون گاوی در آن محتمل است. اهمال شركت گوشت كه فعالیت آن تعلیق شده است، هنگامی مشخص شد كه یك انجمن دوستدار حیوانات در آمریكا، فیلمی ویدئویی از رفتار خشونتآمیز كاركنان كشتارگاه با گاوهایی كه توانایی راهرفتن نداشتند، منتشر كرد. همشهری آنلاین *مطالب مرتبط: |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
ترفند: کپی کردن متن خطاهای ویندوز
ترفند: کپی کردن متن خطاهای ویندوز حتمأ برای شما نیز پیش آمده که در محیط ویندوز با پیغام خطا (Error) روبرو شوید. حال ممکن است قصد داشته باشید متن این Error را Copy و در جایی Paste کنید. به فرض قصد داشته باشید علت پدید آمدن این Error را با فرد متخصص مطرح کنید، طبعأ نیاز به متن Error نیز دارید. اما همان طور که میدانید به مانند متون دیگر داخل ویندوز نمیتوان متن Errorها را نیز توسط ماوس انتخاب و سپس کپی کرد. در این ترفند قصد داریم راهی بسیار ساده اما کاربردی برای Copy و Paste کردن متن Error ها در محیط ویندوز به شما معرفی کنیم. ![]() برای اینکار: کافی است پس از مشاهده پیغام Error کلیدهای ترکیبی Ctrl + C را همزمان فشار دهید. (دقت کنید پنجره Error در حالت انتخاب باشد.) سپس Notepad را باز کرده و دکمه های Ctrl + V (یا راست کلید > Paste) را بزنید. این کار را در هر محیط ادیتور دیگری نیز میتوانید انجام دهید. خواهید دید که تیتر Error ، پیغام آن و نهایتأ دکمههای موجود در پنجره پیغام با یک خط چین از همه جدا شده و به صورت فایل متنی قرار گرفتهاند.
منبع: ترفندستان مطالب مرتبط: عکس گرفتن از صفحه مانیتور در ویستا ایجاد دیسک کلمه عبور برای ویندوز منبع:سایت تبیان |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در شنبه 4 اسفند1386 ساعت |
انگشتري که شهادت ميدهد
انگشتري که شهادت ميدهد![]() من بودم و باران خمپاره و دهها مجروح خودي و عراقي. پشت يک خاکريز که در پناه آن، مجروحين آه و ناله ميکردند. من مستاصل مانده بودم که چه کار کنم؟ آمبولانس دير کرده بود و بچهها يکي پس از ديگري شهيد ميشدند. پيچيدم تو سنگر مخابرات، بيسيمچي داشت چرت ميزد داد زدم: «مرد مومن، حالا چه وقت چرت زدنه؟ پس آمبولانس چي شد؟» از خواب پريد چشمانش دو کاسه خون بود پف کرده و تشنه خواب، با صدايي بيرمق گفت: «ميگي چکار کنم؟ چند بار بيسيم بزنم و التماس کنم؟» - پس اون لعنتيها عقب، چه غلطي ميکنند؟ زورشون ميآد يک آمبولانس درب و داغون واسهمون بفرستند؟ - بيا اين گوشي، به خودشون بگو. گوشي را گرفتم. چشمم را بستم و دهانم را باز کردم؛ هر چه از دهانم در آمد گفتم و نشستم کنار، گوشي را پرت کردم و از سنگر زدم بيرون. از دور، گرد و خاک بلند شد و بعد سياهه ماشيني از دل گرد و غبار و با سرعت آمد طرفمان، بعد سرو کله چند آمبولانس ديگر هم پيدا شد آمبولانس اول رسيده نرسيده پريدم جلو و يقه راننده را گرفتم و کشيدمش پايين. خون جلوي چشمانم را گرفت. دستم بالا رفت که بزنم توي گوش طرف که دلم نيامد؛ طرف جوان بود. - تا حالا کدوم گوري بودي؟ ترسيده و رميده با ته لهجه گيلکي گفت: «شما... شما... » يقهاش را ول کردم و گفتم: «يا الله همه مجروحين رو سوار کنيد از خودي و عراقي. از بد حالها شروع کنيد.» رفتم طرف حافظ. غرق خون افتاده بود کنار يک عراقي. بچه محلمان بود. دل نگران او بودم. داشت با زبان بيزباني با مجروح عراقي اختلاط ميکرد. چي ميگفتند، نميدانم. به حافظ گفتم که الان سوار آمبولانس ميکنندش. رفتم سروقت مجروحان ديگر. در رفت و برگشت ميديدم که حافظ با مجروح عراقي هنوز سرو کله ميزنه. ترکش خورده بود تو دهان حافظ و نميتوانست حرف بزنه. با کمک چشم و ابرو و دست جواب ميداد. آمدم حافظ را بلند کنم ببرمش تو آمبولانس که ديدم افتاد به تقلا و دست و پا زدن و اشاره کردن به مجروح عراقي. گفتم: «حافظ، اين اداها چيه در ميآوري؟ اين بدبخت رو هم سوار ميکنيم. اما حافظ هنوز تقلا ميکرد ديديم مجروح عراقي هم عربي بلغور ميکند و ميخواهد به حافظ چيزي بگويد رو به حافظ کردم و گفتم: معلومه چه مرگته؟ تو که ميگفتي به اين نامردها نبايد رحم کرد حالا چي شده دل رحم شدي؟ حافظ به دست خود و دست عراقي اشاره کرد. رفتم سر وقت مجروح عراقي، او دستش را بالا آورد. يک انگشتر عقيق گذاشت کف دستم. حرصم گرفت. کفري شدم که بزنم توي ملاج حافظ و بگويم که دستخوش، چي فکر کردم و چي شد؟ بند کردي به انگشتر مادر مرده که چي؟ حالا مجروح عراقي با چشماني خاک گرفته و ملتمسش اصرار ميکرد که انگشتر را به حافظ برسانم. انگشتر به دست رفتم طرف حافظ. تو دلم گفتم: عجب آدمي هستي حافظ! بيست سال باهات رفاقت کردم، اما نشناختمت. رسيدم به حافظ. يکي از بچهها مجروح عراقي رو بلند کرد و آورد گذاشت تو آمبولانس، کنار حافظ. من هم پريدم بالا و رو به بچهها گفتم: «با اينها ميرم، زود برميگردم.» آمبولانس راه افتاد رفتم رو منبر و شروع کردم از خدا و پيغمبر براي حافظ صحبت کردن. اما حافظ برو بر نگام کرد و اشاره ميکرد انگشتر رو بهش تحويل بدم. با غيظ انگشتر رو تو مشت بيجان حافظ گذاشتم و فشار دادم. از درد، لبش رو گزيد از يک طرف از دستش عصبي بودم و از طرفي دلم نميآمد تنهايي برود و بيکس و کار تو اورژانس معطل بماند. چفيهام را کشيدم رو صورت حافظ و مجروح عراقي تا گرد و غبار که از شيشه شکسته آمبولانس به داخل هجوم ميآورد، اذيتشان نکند. همينطور داشتم براي حافظ سخنراني ميکردم و بد و بيراه ميگفتم که ديديم ميخواهد با زور و زحمت حرف بزند آخر سر، کلمات از دهان خونآلودش تکه تکه بيرون آمد: - رضا جان- اينقدر- عصباني نشو... خودش... خودش... اصرار کرد... انگشتر را... بردارم. با تعجب گفتم: خودش ؟ سر تکان داد و خون از گوشه لبش زد بيرون و سرازير شد تو گوشش، با پر چفيه، باريکه خون را پاک کردم. حافظ نفس نفس زنان گفت: ميترسيد بعد از مردنش... گم وگور بشه... فهميد من رفتنيام... گفت انگشترش رو بر دارم و تو... تو انگشتم کنم... تا با اين انگشتر خاکم کنند. بغض گلويم را گرفت. گفتم: چرا؟ - آخه... اين شيعه است و ميخواد اين انگشتر، فرداي قيامت شهادت بده که حتي يک گلوله هم طرف ما شليک نکرده. اين را داد به من. چون حتم داشت شهيد ميشم. ديگر نتوانستم خود را کنترل کنم. انگار يه عالمه سنگ و کلوخ ريختند رو سرم. افتادم رو حافظ و زار زدم. صداي وحشتناکي در سرم ميپيچيد انکار رگهاي سرم ميخواست بترکد دست حافظ را بوسيدم. اشکم با خون خشکيده دستش قاطي شد. حافظ از رمق افتاده بود. با چشماني کم سو نگاهم ميکرد. براي لحظهاي خنديد خون آرام از گلوي زخمياش جوشيد ديگر صدايش را نشنيدم. پلکهايش بسته بود. حافظ! حافظ! حافظ! حافظ! با مشت کوبيدم بر تنها شيشه سالم آمبولانس. آمبولانس جلوي اورژانس ايستاد در عقب باز شد. خون از زخمهاي دستم ميجوشيد يکي آمد و پتويي کشيد روي حافظ و مجروح عراقي که هر دو تمام کرده بودند. يکي آمد طرف و گفت: «اخوي کجا؟ بايد پول شيشهاي رو که شکستي، بدي، بيتالماله! يقهاش را گرفتم. رميد و چشمانش گرد شد مشتم را که بردم بالا، ياد حافظ افتادم و با کمي مکث گفتم: «چشم برادر.» رضا برجي منبع:نشريه امتداد|+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 3 اسفند1386 ساعت |
قلدری کودکانه
قلدری کودکانه شیوه های مقابله با قلدری کودکان (2) ![]() لینک مقاله قبل (فرشته های کوچک،قلدران بزرگ)
نکند کودک من هم یک قلدر باشد؟ البته تشخیص این موضوع خیلی آسان نیست، پس باید دقت کنیم. در صورتی که فرزند شما تعدادی از علائم زیر را داشته باشد، کمی جای نگرانی دارد:
* اگر فرزندتان عادت دارد از دیگران انتقادات تندی کند، تا جایی که گاه این انتقادات تند تبدیل به دعوا میشود.
* فرزندتان نسبت به دستورات بزرگترها بیتوجه است و این بیتوجهی توام با بیاحترامی یا به نوعی تحقیر بزرگترها همراه است.
* کودک شما نسبت به احساسات دیگران بیاحساس است یا خیلی توجه نشان نمیدهد؛ مثلا در زمان دیدن فیلمهای غمانگیز، احساس ناراحتی نمیکند یا دیدن گریه کودکی کوچک یا زمین خوردن فردی، تنها میتواند باعث خنده او شود.
* فرزندتان مدام با دیگران و به ویژه بچهها دعوا میکند و همیشه نیز اعتقاد دارد که طرف مقابل اوست که مقصر است و به دیگران اتهامهای زیادی میزند.
* فرزند شما در مقابل بدیها و اشتباهات دیگران خیلی سریع دست به انتقام میزند و این را حقی برای خود میداند؛ حتی اگر شکلی تندتر از رفتار اشتباه اولیه پیدا کند.
* کودکتان نسبت به حیوانات خشونت نشان میدهد و از آزاردادن آنها لذت میبرد.
* فرزندتان از مدرسه وسایلی را با خود به خانه میآورد و میگوید که آنها را از دوستاناش هدیه گرفته است و این مسئله بسیار تكرار میشود، یا بدون مناسبت و بیدلیل صورت میگیرد.
باید توجه داشته باشید که قلدری، همیشه واضح نیست و تشخیص آن، گاه بسیار مشکل است؛ چون بچههایی که قلدری میکنند خیلی زود یاد میگیرند که کی این کار را انجام دهند تا بزرگتری خبردار نشود و او را بازخواست نكند. البته بین دختران و پسران در این زمینه تفاوت وجود دارد؛ معمولا پسران قلدر این کار را به شکل فیزیکی و کلامی نشان میدهند ولی دختران به صورت مسخرهکردن، توهینکردن، غیبت و درگوشیصحبتکردن در مورد دیگری و مانع فعالیت او شدن، نشان میدهند.
كجاست قربانی؟ باید توجه داشته باشید که هرچه فرزند شما بزرگتر باشد، احتمال اینكه خودش در مورد مشکلش با شما صحبت کند، کمتر میشود؛ به همین دلیل نیز لازم است که به نشانههای کمکی توجه کافی داشته باشید:
* اگر کودکتان در گذشته از طرف دوستاناش به مهمانی دعوت میشده اما چند وقتی است که دیگر از دعوت خبری نیست.
* فرزندتان شکایاتی در مورد مسائل جسمی دارد؛ مثل سردردهای تکرارشونده یا ناراحتیهای گوارشی - مثل معدهدرد - که دکتر تشخیصی برای آن نداشته است.
* کودکتان دچار بیخوابی شده یا بیشتر از گذشته و بدون دلیل میخوابد. در رابطه با تغییرات خواب، توجه داشته باشید که سرنخ خیلی معتبری نیست؛ چرا که بهعنوان مثال، تغییرات بلوغ نیز میتواند چنین نتیجهای را بهوجود بیاورد. پس در این مورد، با احتیاط قضاوت کنید.
* فرزندتان مدتی است که نسبت به مدرسه رفتن علاقه نشان نمیدهد و با بهانههای مختلف، میخواهد از رفتن به مدرسه شانه خالی كند.
* کودکتان با سر و وضعی آشفته از مدرسه به خانه میآید و سعی در کوچک یا پنهانکردن دلیل آن دارد.
* فرزندتان با چشمانی قرمز که نشان میدهد گریه کرده، به خانه میآید یا در اتاقش، حمام و یا در زمان خواب، مخفیانه گریه میکند و به هیچ عنوان، حاضر نیست قبول کند که گریه میکرده و در صورت قبول آن نیز دلیلش را به شما نمیگوید.
* فرزندتان با وجود اینكه برای او غذا یا خوراکی تهیه میکنید، بسیار گرسنه به خانه میآید.
* کودکتان وسایلش را در مدرسه زیاد گم میکند و این گمشدن، بیشتر شامل حال وسایل نو و جدید او میشود. منبع : همشهری – باتغییر و تلخیص |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 3 اسفند1386 ساعت |
آنکه عاشق شد و کتمان کرد
آنکه عاشق شد و کتمان کرد عشق پاك، هوس شعلهور، نشانهها (5) ![]() لينک مقاله اول (عشق پاك، هوس شعلهور) لينک مقاله دوم(رهروان عشق آگاهانه يا ...) لينک مقاله سوم(عشق نبوَد عاقبت ننگى بود) لينک مقاله چهارم(عاشقان پاکدامن)
هوس شعلهور عزيز مصر و همسرش در بازار بردهفروشان نونهالى را ديده و خريدهاند به اميد آنكه غلامى ارزشمند گردد يا شايد او را به فرزندى بپذيرند. با رشد يوسف و پا نهادن وى در سنين جوانى، متأسفانه همسر عزيز مصر از دايره عفت و پاكدامنى تجاوز مىكند و به هوا و هوس خود اجازه شعلهور شدن مىدهد. او كه همسر دارد و بايد قلب و عشق خود را به همسرش اختصاص دهد، در پى هوس خود، به يوسف دل مىبندد و اين هوس شعلهور، زمام اختيار از كف او مىربايد. در اينجا برعكس عشق ناب و پاك، فسادزايى و گستاخى و پردهدرى رخ مىدهد. بعد از آنكه زليخا در جذب و جلب يوسف ناكام مىشود، نقشه نهايىاش را طرح مىكند و يوسف را به خلوتگاه مطمئنى مىبرد و او را به خويش مىخواند. يوسف(ع) به سنت هميشگى خداوند تصريح مىكند: «اِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظالمين.» (يوسف، 23) سنت خداوند بر آن است كه كسانى كه از حدود او تجاوز كنند و به ظلم و گناه آلوده گردند، به فلاح و پيروزى نرسند. عشق ورزيدن به زنى كه همسر دارد و اجابت دعوت او، ظلم است و ظلم عاقبت ندارد.
و بعد، از صحنه گناه فرار مىكند. اين صحنه، صحنه مجاهده عظيم يوسف است زيرا يوسف جوانى است در اوج غرايز نفسانى و مانند هر انسان ديگرى، جمال ماهرويان، قلبش را به لرزه مىاندازد و وسوسه شيطانى هم بر جاذبه جنسى علاوه مىگردد. اگر او به زليخا توجه نمىكند، نه از آنروست كه هوس و خواهش نفسانى ندارد و زيبايى ماهرويى چون زليخا براى او بىجاذبه است، نه؛ بلكه او انسانى مؤمن و خداترس است و با اينكه در اينجا هيچ مانعى نيست و زليخا هم توان و امكان پردهپوشى كامل بر اين گناه دارد، ولى يوسف خود را در محضر خدا مىيابد و مىداند كه خداوند از هوسبازى بيزار است و اجابت در خواست زليخا مساوى با تجاوز به حدود خداوند است، لذا به خدا پناه مىبرد: «قال معاذاللَّه» (يوسف: 23)
تا خداوند به عنايت و عصمت خودش او را بر خواهش نفس پيروز گرداند و از سقوط در گرداب گناه حفظ نمايد. اوج مجاهده يوسف(ع) با هوس شعلهور، آمال نفسانى و غرايز جنسى در صحنه بعدى است. زنان دربارى از داستان عشق زليخا باخبر شدهاند و در صددند ماهپارهاى را ببينند كه زليخا را شيدا و مجنون ساخته و از اريكه قدرت و شوكت به زير كشيده و به خواهش و التماس وا داشته است. طبيعى است كه زليخا هم به آسانى حاضر نيست ماهپاره خود را به آنان عرضه كند و در معرض ربودن آنان قرار دهد. پس زنان بايد مكرى كنند كه زليخا ناچار شود يوسف را به آنان بنماياند. بهترين نقشه، هوسباز، ضعيف و ناتوان معرفى كردن زليخا در برابر عشق بردهاى كنعانى است. وقتى سخن زنان دربارى و رقيبان به زليخا مىرسد، خشمگين مىگردد و براى مجاب كردن آنان در حق به جانبى خودش جز عرضه يوسف راهى نمىيابد. مجلس مىآرايد و چاقو و ترنج به دستان رقيبان مىدهد و يوسف را بر آنان عرضه مىدارد. به ناگاه زليخا نه يك نفر كه چندين ده نفر مىشود كه هر كدام يوسف را به خود يا حداقل به اجابت دعوت زليخا اشارت مىنمايند و زليخا هم با نهايت بىپروايى و گستاخى اعلام مىكند: «اين است آن كس كه در بارهاش مرا سرزنش مىكرديد و من از او كام خواستم و او عصمت ورزيد و اگر امر مرا اطاعت نكند زندانى و خوار خواهد شد.» (يوسف، 32)
زليخا در نهايت گستاخى، به امر و تحكم با يوسف رفتار مىكند و زليخاهاى ديگر نيز هر كدام با ناز و كرشمه و ديگر حيلهها، يوسف را به سوى خود مىخوانند و اين چنين است كه يوسف در دام خيل زليخاها مىافتد. همان عظيم دامى كه پادشاه مصر در باره آن از زنان پرسيد: «مطلب شما چه بود آنگاه كه از يوسف كام مىطلبيديد؟» (يوسف، 51)
و اينجاست كه يوسف(ع) با همه ايمان و اعتقاد و پاكدامنى و عفت و انتساب به خاندان شرافت و نجابت و ...، در برابر خواهشهاى اين همه زليخاى ماهرو و در برابر طغيان و شعلهور شدن غريزه قدرتمندش، راهى جز پناه بردن و استغاثه نمىيابد و به پيشگاه خدا از اين فتنه عظيم شكايت مىبرد و نجات مىطلبد: «خداى من، زندان، مرا خوشتر از اجابت خواهش شيطانى اينان است و اگر كيد و مكر اينان را از من نگردانى، از جاهلان خواهم بود.» (يوسف، 23)
عشق پاك و ناب، عشقى بود كه كوشش در راه وصال آن پسنديده و ارزشمند بود و شايسته بود كه بنده از خداوند اجابتش را بطلبد و سعى و كوشش براى وصال آن عبادت به حساب مىآمد اما از هوس شعلهور بايد به خدا پناه برد و اجابت آن ظلم عظيم و مقاومت در برابر آن مجاهده بىنظير است. اين حديث ناظر به هوس شعلهور است: «مجاهدِ شهيد در راه خدا، اجرش از كسى كه امكان اجابت هوس برايش مهيا باشد ولى عفت ورزد، بيشتر نيست. چنين انسان عفيف و پاكدامنى نزديك است از زمره ملائكه به حساب آيد.»(1)
در داستان فوق، حقتعالى اوج پردهدرى، گستاخى و بىحيايى اجابتكننده هوس شعلهور را نشان مىدهد. در هوس شعلهور، مدعى عشق نه تنها طالب عفت و پاكدامنى محبوب نيست بلكه او را بىحريم مىخواهد. يكى از قربانيان هوس شعلهور مىگويد: «هميشه با خود مىگفتم: چرا او دوست ندارد من وقار و سنگينى خود را حفظ كنم و اصرار دارد كه با دوستى خارج از ضابطه با او، شخصيت و ارزشم را پايين آورم.»(2)
عاشق حقيقى نه خودش براى رسيدن به وصال به ظلم و گناه آلوده مىگردد و نه محبوب را به سوى ظلم و گناه سوق مىدهد. مدعيانى كه در عشقورزيدن، حدود الهى را رعايت نمىكنند و محبوب را نيز بىپروا مىخواهند، عاشق نيستند بلكه هرزگانى هستند در پى كامجويى و برآوردن هوسهاى شعلهورشان.
دختر جوانى كه مدتى به دام يكى از اين مدعيان عشق افتاده مىگويد: «هفده ساله بودم كه نامهاى به دستم داد. او را قبلاً ديده بودم ولى احساس خاصى نسبت به او نداشتم اما در نامهاش به من اظهار عشق شديد كرده و وعدههاى زيادى داده بود كه به من علاقه فراوان دارد و در آرزوى ازدواج با من است. نامههاى بعد را روزهاى بعد، از او دريافت كردم [و بالاخره به او علاقهمند شدم و باب رابطه بين ما باز شد ]تا اينكه فهميدم او جوان هرزهاى است كه ... . وقتى به واقعيت پى بردم، او را از انصراف خود آگاه كردم ولى او به پخش شايعه عليه من پرداخت و ... و حالا تهديد مىكند كه اگر بخواهى با كسى ديگر ازدواج كنى، نامهها و عكس تو را كه دارم به او نشان مىدهم و ...»(3)
مدعيانى كه دم از عشق مىزنند ولى با محبوب خود دور از چشم پدر و مادر خود و او رابطه غلط برقرار مىكنند و محبوب خود را به مجالس مختلط مىبرند و با ديگران آشنا مىكنند و ...، اين گونه افراد نه عاشق بلكه هرزههاى هوسبازند. اگر عشق ناب در آنها باشد، با رعايت حرمت و شخصيت، طرف مقابل، در اولين قدم با پدر و خانواده او مسئله را مطرح مىكند و به كسب آگاهى عميقتر از يكديگر مىپردازند و چند جلسه خانوادگى و حضورى با هم صحبت مىكنند و بعد از بررسى همه جوانب چنانچه همديگر را مناسب تشخيص دادند، ازدواج مىكنند. دعوتكنندگان به رفاقتهاى نامشروع و آمد و رفتهاى غلط و تهديدكنندگان و ... هوسبازان شيطانصفتند نه عاشقان فرشتهصفت.
كسانى كه از انسانيت، شرافت و كرامت بويى بردهاند، گرچه دنبال غذا و لذت هم هستند ولى آنها را با حفظ حرمت و كرامت و شرافت انسانى خود مىطلبند و حاضر نيستند براى رسيدن به لذتهاى خود شرافت و حرمت و انسانيت خود را لكهدار كنند. اين گروه، تحمل گرسنگى را بر لذت بردن از خوان پهنشده در مزبله ترجيح مىدهند و به هيچ نسبت حاضر نيستند براى لحظهاى كنار چنان سفرهاى بنشينند.
در مقاله ي بعد به بررسي بحث " ايثارگرى عشق و سلطهجويى هوس" خواهيم پرداخت.
پىنوشتها: 1) نهجالبلاغه، حكمت 474. 2) فريبخوردگان، ص22. 3) مجله خانواده، شماره دوم، سال اول، آذر 70، ص36. منبع : ماهنامه پيام زن ـ با تغيير و تلخيص |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 3 اسفند1386 ساعت |
از هفت دولت آزاد
از هفت دولت آزاد بیا برای بهبود شرایط، چند قدم برداریم. یک، دو، سه، ... هشت، نه، ده. چهقدر مهربانتر شدهای ! حالا از هم، بیست قدم دوریم!! ![]() سه کوه، چهار دره، یک دریا، در میانههای صحرا پرسید: «کی میرسیم؟ دیگر خسته شدهام!» پاسخ داد: «قرار نیست همیشه عشق به جایی برسد!!!» و هر یک به سویی رفتند. ![]() Smsهای عاشقانهام را که فقط به تو مینوشتم، برای همه میفرستادی! دنیا را عاشق کردهای و خود، از هفت دولت آزادی!!! ![]() زندگی من ساندویچ سردی است که ابتدا و انتهایش طعم نان میدهد و میان آن هیچ نیست به جز خاطره!!! همانند سربازی که از جنگ بازکشته، محتاج نوازش دستهایت هستم. باورکن که دلتنگی، دلتنگی... دلتنگی مرگ تدریجیست! ![]() منبع : نوشته های گیلاس آبی - موفقیت |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 3 اسفند1386 ساعت |
غذاهاي خياباني
غذاهاي خياباني، قضاياي زمستاني ![]() خوبيها و بديهاي باقلا و لبويي که دورهگردان مي فروشند: هر فصلي نوبرانه خودش را دارد. با آمدن فصل بهار، چغاله بادام و گوجه سبز از دسته نوبرانههايي هستند كه روي چرخهاي دستي در سطح شهر، توجه هر كس را به خود جلب كرده و همه را براي خوردن، حتي به اندازه يك سير، وسوسه مي كنند. در تابستان، پسته و زغال اخته اين وظيفه را برعهده ميگيرند و فصل پاييز زالزالك و در زمستان نيز لبو و باقلاي پخته، جاي همه اين ها را مي گيرند. خيليها تصور مي كنند كه اين گروه از غذاها هله هوله بوده و مداومت در خوردنشان مي تواند زيانبار باشد، در حالي كه برخي ديگر خوردن آنها را به بسياري از خوردنيهاي كارخانهاي و مواد غذايي فرآيند شده ترجيح مي دهند، اما واقعيت چيز ديگري است. اين موضوع، آن چيزي است كه اين بار مي خواهيم دربارهاش با شما صحبت كنيم. چند دقيقه فكر كنيد، به نظر شما خوردن لبو و باقلا به اين شكل چه مشكلاتي مي تواند به همراه داشته باشد؟ دكتر سيدضياءالدين مظهري متخصص تغذيه و رژيم درماني درباره لبو و باقلا پخته در فصل سرما مي گويد: "اين دو ماده غذايي به دليل تركيبات مفيدي كه دارند، مي توانند به جاي بسياري از تنقلات خريداري و خورده شوند، اما روش طبخ و ظروفي كه در تهيه و سرو آنها به كار مي رود و فردي كه آنها را عرضه مي كند، نه تنها از ارزش تغذيهايشان كم مي كند، بلكه مضراتي را نيز براي مصرف كننده در پي خواهد داشت. به عبارت سادهتر، ممكن است فرد عرضه كننده به بيماري عفوني مبتلا باشد و يا به دليل ناآگاهي، اصول بهداشتي را رعايت نكند. به طور مثال، كمتر مي بينيم كه اين دوره گردها با دستكش، كلاه و پيشبند به سرو اين مواد غذايي بپردازند. بسياري از فروشندگان به منظور ارزانتر درآمدن محصولاتشان، مواد اوليه را فلهاي خريداري مي كنند كه در نهايت بر كيفيت محصول اثرگذار است؛ به اين معنا كه مقادير بالاي آفتكش يا حتي كرمخوردگي در مواد اوليه ديده مي شود كه مصرف حتي پخته آنها نيز براي افراد زيانبار است، بنابراين آلودگي اوليه نيز يكي ديگر از عواقب خوردن غذاهاي خياباني است. حرارت ديدن در سطح خيابانهاي پُر رفت و آمد و در معرض دود و آلودگي هوا قرار گرفتن اين مواد غذايي، علاوه بر آلودگي آنها با ذرات معلق، باعث مي شود سرب موجود در هوا نيز به راحتي بر سطح غذا نشسته و آثار مسموميت مصرف كننده را با اين فلز سنگين به وجود آورد و به اين ترتيب بر سلامت افراد به خصوص سيستم مغزيشان تأثير بگذارد." پيشنهاد کارشناسان پيشنهاد مي شود كه اين دورهگردها، سازماندهي و كنترل شوند تا در محيطي سالمتر، محصولي مفيد را به مردم عرضه كنند و در عين حال، كسب درآمد نيز داشته باشند، زيرا با رعايت اصول بهداشتي، ميان وعدههايي را مي توان به مردم عرضه كرد كه بهتر از بسياري از هلههولههاي در دسترس امروزي باشند. دكتر محمدرضا وفا، متخصص تغذيه و رژيم درماني نيز در زمينه خريدن و مصرف اين دسته از مواد غذايي مي گويد: "نكته اساسي درباره هرگونه غذاي خياباني، بهداشت مواد غذايي است؛ به عبارت سادهتر، اغلب مطالعات نشان مي دهند كه غذاهايي كه به اين شيوه در خيابان عرضه مي شوند از احتمال بسيار بالاي از نظر آلودگيهاي متعدد برخوردارند. در ضمن از نظر تغذيهاي، از آنجا كه اين دسته از غذاها براي مدت طولاني پخته شده و چندين نوبت گرم و سرد مي شود، ارزش غذاييشان بسيار پايين خواهد آمد. باقلاهاي پخته و عرضه شده در سطح شهر، يك غذاي خياباني محسوب مي شود كه از احتمال بيشتري براي هر نوع آلودگي هنگام عرضه به مصرف كننده برخوردار است. ضمن اينكه شرايط پخت و نگهداري و عرضه آنها به هيچ عنوان، روش مناسبي براي ارائه يك غذاي سالم نخواهد بود بنابراين توصيه كلي تهيه و مصرف اين غذاها در دكانهاي استاندارد و بهداشتي يا در منزل است." ادامه دارد... مطالب مرتبط |+| نوشته شده توسط ستاره سهیل در جمعه 3 اسفند1386 ساعت |
سالروز تولد کپرنيک؛ مبدع نظريه ي خورشيد مرکزي
سالروز تولد کپرنيک؛ مبدع نظريه ي خورشيد مرکزي روز سه شنبه 30 بهمن ماه مصادف با 19 فوريه سالروز تولد منجم بزرگ لهستاني، نيکولاس کپرنيک است. وي در سال 1473 متولد شد و در 29 مي 1543 بدرود حيات گفت. کپرنيک به عنوان واضع نظريه خورشيد مرکزي شناخته مي شود. کتاب تاريخي وي به نام «اندر باب گردش افلاک آسماني» ( De revolutionibus orbium coelestium) اغلب بعنوان نقطه ي آغاز نجوم جديد و تجلي انقلاب علمي معرفي مي شود. صفحه اول کتاب کپرنيک
در قرون پيش از کپرنيک در آثار يوناني، هندي و اسلامي هميشه نظريه هاي زمين مرکزي مطرح بوده است، در آن زمان اين نظريه به خوبي و دقت کافي حرکات سيارات و افلاک را توضيح مي داد و موقعيت آنها را در هر زمان پيش بيني مي کرد. وي نشان داد که حرکات اجرام آسماني را مي توان بر اساس مرکز بودن خورشيد به همان خوبي توضيح داد که نظريه ي زمين مرکزي توضيح مي دهد. زندگي نامه نيکلاس کپرنيک در شهر تورون لهستان ديده به جهان گشود. پدرش تاجر مس ثروتمندي از محترمين تورون بود که در سال ???? از کراکو (پايتخت آن زمان لهستان) به آن شهر مهاجرت کرده بود. محل تولد کپرنيک
وقتي کپرنيک ده ساله بود ، پدرش درگذشت و داييش لوکاس واتزنرود – که اسقفي بود در پروس شرقي- سرپرستي او ، برادر و دو خواهرش را به عهده گرفت . واتزنرود ميخواست که کپرنيک روزي به مقام کشيشي برسد؛ از اين رو در ???? وي را براي تحصيل علوم ديني و رياضيات به دانشگاه جاگيلوني کراکو فرستاد. در آنجا بود که کپرنيک توسط معلمش آلبرت برودزوسکي با ستارهشناسي آشنا و به آن علاقمند شد . پس از پايان تحصيلات چهار ساله و توقفي کوتاه در تورون ، کپرنيک رهسپار ايتاليا شد تا در دانشگاههاي بولونيا و پادوا حقوق و پزشکي بخواند. سپس براي ادامه تحصيل در فقه و حقوق مدني به فرارا رفت ؛ اما پس از ملاقات با «دومنيکو نووارا دو فرارا» ستارهشناس مشهور، سر درس او حاضر و دستيارش شد. در ???? واتزنرود به مقام اسقفي در وارميا برگزيده شد و جايي نيز براي کپرنيک به عنوان کشيش عاليرتبه در کليساي جامع فرومبورک خالي شد . ولي او با اجازه کليسا چند سال ديگر در ايتاليا ماند و در ???? در رشته فقه درجه دکتري گرفت. وي همچنين در مدت اقامتش در پادوا فرصت يافت تا با مطالعه آثار سيسرو و افلاطون از آراء گذشتگان درباره حرکات کره زمين آگاهي يابد و طرح اوليه نظريه خود را شکل دهد. در ???? کپرنيک براي زندگي و کار به فرومبورک رفت و بعدها در کليسا و حکومت مسؤوليتهاي متعددي را پذيرا شد. اصلاح نظام پولي حکومت پروس و انتشار رسالاتي درباره ارزش پول از جمله خدمات او در اين مدت است. در جريان جنگ ميان توتونها و پادشاهي لهستان (???? - ????) کپرنيک فرماندهي دژ وابستگان کليسا را در شهر مرزي آلنشتاين به عهده داشت و تا زمان اعلام آتشبس در سال بعد با موفقيت از شهر دفاع کرد. در طول اين سالها کپرنيک همچنان اوقات فراغتش را با ستارهشناسي ميگذراند و از فراز رصدخانه سادهاي که خو د ساخته بود حرکات اجرام آسماني ر ا مطالعه و با جدولهاي نجومي قديمي مقايسه ميکرد. مانند ديگر منجمان غربي مرجع و راهنماي کپرنيک نيز کتاب المجسطي نوشته بطلميوس ستارهشناس معروف قرن اول اسکندريه بود. بطلميوس در اين کتاب با فرضِ قرار گرفتن زمين در مرکز عالم، موقعيت سيارات و حرکات افلاک آنها را در آسمان محاسبه کرده بود .
![]() زمينه هاي فکري کپرنيک 1- منجمين دوره ي اسلامي از زمان ابن هيثم به تناقضات فيزيکي و فلسفي موجود در مدل بطلميوس پي برده و تلاشهاي بسياري براي حل آن از خود نشان داده بودند. خواجه نصيرالدين طوسي، قطب الدين شيرازي و مؤيد الدين عُرضي از جمله کساني بودند که در رصدخانه ي مراغه به تهيه و تنظيم مدلهاي جديد غيربطلميوسي براي حل اين مشکلات پرداختند. اين مدلها توسط کساني مانند ابن شاطر دمشقي در قرون بعدي به اوج خود رسيد. اگر چه تمام اين مدلها همچنان زمين مرکزي بودند، ولي تناقضات مدل بطلميوسي را حل مي نمودند. کپرنيک نيز با همين انگيزه دست به کار شد تا مدلي غير بطلميوسي براي عالم تنظيم کند، و ما امروزه ردپاي دستاوردهاي منجمين مکتب مراغه را در کارهاي وي مي بينيم. 2- از طرف ديگر، کپرنيک شديدا تحت تأثير تفکرات فيثاغورثي رايج در عصر خود بود. طبق اين ديدگاه طبيعت هميشه منطبق بر ساده ترين نظريه است و هميشه طبق روش هندسي و رياضي و عددي قابل شناخت و بررسي است. 3- همچنين فيثاغورثيان باستان ارزش بسياري براي خورشيد قائل بودند و آنرا مقدس مي دانستند. کپرنيک نيز با برخورداري و اعتقاد از الهيات مسيحي معتقد بود که خورشيد نماد مادي خداي پدر است و بسيار بجاست که شکوه و عظمت خداي پدر در خورشيد آسمان تجلي بيابد. در نتيجه، عقل نمي پسنديد که خورشيد با تمام قداست و شکوهش در جايي جز در مرکز عالم، قرار گيرد. صفحه اي از کتاب کپرنيک که خورشيد را در وسط عالم قرار مي دهد.
4- وي ميدانست که برخي از فلاسفه يونان ادعا کرده بودند زمين حرکت ميکند. به عقيده او نظر درست تر آن بود که خورشيد در مرکز عالم و زمين سيارهاي مانند ديگر سيارات بدور خورشيد در حرکت است. نظريه او بسيار انقلابي بود زيرا هم با اصول پذيرفته شده نجوم بطلميوسي در تعارض بود و هم با نص کتاب مقدس. در سال ???? کپرنيک دست نوشته کوتاهي را بين دوستان خود توزيع کرد که در آن ديدگاههايش را درباره فرضيه خورشيد مرکزي به اختصار بيان کرده بود. نوشته ي کوتاه کپرنيک با استقبال زيادي روبرو شد و او را در جمع دانشمندان اروپايي نامآور گردانيد. اما کپرنيک هنوز نظريهاش را قابل عرضه در محافل علمي نميدانست و سالهاي بعد را صرف مشاهدات دقيق و جمعآوري شواهد و مدارک کرد تا به آن اعتبار بيشتري بخشد. در سال ???? شهرت کپرنيک به جايي رسيده بود که آلبرت ويدمانشتات منشي پاپ کلمنت هفتم يک رشته سخنراني درباره نظريه او براي پاپ و گروهي از کاردينالها در واتيکان ترتيب داد. در ???? که تحقيقات کپرنيک به اتمام رسيد ديگر در اروپا دانشمندي نبود که درباره نظريه انقلابي او چيزي نشنيده باشد و بسياري در گوشه و کنار قاره خواستار انتشار آن بودند. او حتي در کليسا نيز حاميان پرنفوذي داشت؛ کاردينال نيکلاس فون شونبرگ در نامهاي خطاب به کپرنيک نوشت: «... اي مرد فاضل! اميدوارم که تقاضاي مرا بيجا نداني ولي مؤکداً از تو استدعا ميکنم که کشف خود در باب کائنات را در معرض قضاوت ديگر نخبگان جهان قرار دهي و ضمنا در اولين فرصت ممکن شرحي از نظريه خود را همراه با جداول و هرچه که به آن مربوط است براي من ارسال داري...» اين نامه تشويقآميز اگر چه براي کپرنيک بسيار ارزشمند بود ولي کافي نبود تا او را به انتشار نظريه انقلابياش متقاعد کند. وي همچنان به تکميل تحقيقات خود ادامه داد تا سال ???? که با رياضيداني به نام گئورگ يواخيم رتيکوس آشنا گرديد و او را به شاگردي پذيرفت. اين دو با هم نظريه جديد را مطالعه کردند. پس از دو سال رتيکوس با استفاده از اصول تئوري کپرنيک کتاب ناراتيو پريما را درباره حرکت زمين نوشت و در ???? به نام کپرنيک بخشي از پژوهش او در مثلثات را منتشر کرد. در برابر اصرار شديد رتيکوس بالاخره کپرنيک پذيرفت که شرح کاملي درباره نظريه خود فراهم کند و آن را به نورنبرگ بفرستد تا با نظارت او به چاپ رسد. سرانجام کتاب در ???? منتشر شد. کپرنيک اندکي پس از آن در ?? مه همان سال در گذشت. مي گويند اولين نسخه در زماني به دست کپرنيک رسيد که وي در بستر مرگ بود.
|